|
1529
|
29/7/72
|
بهجت و تعریف یک جوک
|
|
1
|
1
|
|
839
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . الان از خواب بیدار شدم . یادم
است یک بار خوابی دیده بیدار شدم ولی بلند نشدم بنویسم . بعد دوباره خوابهائی
دیدم که یادم نیست . خواب اول من جائی به این صورت بود که یادم است در مقابل من♀
قرار داشت و در مقابل او کودک نوجوانی که قدش کوتاه تر از ♀
بود . شاید قد آن نوجوان تا سینه ♀ بیشتر نبود . اینطور یادم
است ♀ داشت یک جوک تعریف میکرد و میدانم ما باید خنده مان میگرفت
ولی خنده ای نکردم اما توجه داشتم ببینم جوک او چیست . ♀
حرفی نزد و یک بار به این صورت عمل کرد که دوتا دستهایش را دور آن نوجوان حلقه
زد و این در حالی بود که نوجوان پشتش به ♀ بود و با
این حرکت ♀ که سریع هم انجام شد مقداری از لباس
آن نوجوان در ناحیه کمر البته قسمت شکم آن جوان پیدا شد و این در حالی بود که من
متوجه بودم بقیه بدن آن نوجوان پوشیده است ( منظور قسمتی از بدن است) ولی حرکت ♀
بصورت تاب دادن دست های خودش دور کمر آن نوجوان باعث پیدائی آن قسمت از بدن آن
نوجوان شد . بعد یادم است شاید توسط ♀ و شاید هم
خود آن نوجوان بصورت رو در روی ♀ قرار گرفت بطوری که پشت آن
نوجوان در ناحیه کمر حلقه زد . البته با سرعت و در اینجا هم قسمتی از ناحیه پشت
کمر و بالای باسن آن نوجوان پیدا شد ولی بقیه بدن او پوشیده بود . نگاه ♀ و
حرکت او برای من تعریف یک جوک بود یعنی میدانستم ♀
دارد جوک تعریف میکد ولی او حرفی نزد و فقط از طریق نگاه و حالت چهره و نشان
دادن موضوع جوک خودش را تعریف کرد . قیافه ♀
اخمویا خوشحال نبود بلکه تبسم زیرکانه ای داشت . ♠
توضیح : شاید
بتوان علت دیدن این خواب را در افکار این دو روز من در باره خواب های منزل
کامران ... و عشقبازی طولانی با یک زن جستجو کرد . بعدا ًمطالعه شود .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۵, شنبه
بهجت و تعریف یک جوک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر