|
1541
|
19/8/72
|
بهپرور و کلمه ساندوم
|
|
1
|
1
|
|
846
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و پنجاه و پنج دقیقه صبح . خواب من اینطور بود
که روبروی من چند نفر دور هم بودند . از این عده یک نفر بیشتر در ذهنم است و از
بقیه چیزی در نظرم نیست . هر چند آن شخص را هم نمیدانم کی بود ولی حدس میزنم♂
همکار پستی ام بود داشت کار دسته جمعی انجام میداد ، چیزی مثل کار با کامپیوتر
بود ولی کامپیوتری ندیدم . یکی دو مورد هم توجهم به این مساله جلب شد که ♂
همکار پستی ام هم در کنار من و سمت راست من بود ، فکر من حالت حل کردن یک مساله
را داشت که دلم میخواست به نتیجه برسم ولی موضوع ادامه داشت و به نتیجه آخر
نمیرسیدم . البته هرچند آن کسان مقابلم را جدا از خودم میدیدم ولی میدانم خودم
در مجموع میتوانم آن کسان باشم ، یعنی تمام مجموعه فکر را هم من داشته باشم .
همانطور که نوشتم افکار من وکار آن اشخاص و تمام موضوعات کار با کامپیوتر و
گرفتن نتیجه بود ولی نتیجه ای داده نمیشد و موضوع ادامه داشت . میتوانم اینطور
بگویم که من مجموعه ای برای حل مساله ای و به نتیجه رسیدن موضوعی بودم . البته
در تمام این کش و قوس ها میدانم دارم یا داریم به سمت نتیجه و سمت حل شدن موضوع
میرویم . صحنه های مشخص که یادم است یکی دیدن نیم رخ ♂ در
سمت راست خودم و اینکه او هم توجهش به جلو و آن افراد بود . همانند من در فکربود
و میشود گفت افکار او و افکار من یکی بود ، چون وقتی من مساله ای را میفهمیدم
میدانستم ♂ هم فهمیده یا وقتی ♂
میفهمید منهم میفهمیدم و یکی آن چند نفر دور هم بودند که من در ابهام فکر میکنم ♂
یکی از آن افراد بود و در یک صحنه هم مثل اینکه ♀ و ♂
پسر او را دیدم . خیلی گنگ و در ابهام هم اینطور یادم است شاید ♀ را
دیده باشم ولی این موضوع یعنی دیدن ♀ امکانش بیست در صد است . بهر
صورت در یک صحنه از چهره ♂ متوجه شدم او دارد میفهمد و من خودم
هم داشتم به نتیجه میرسیدم و در این حال دیدم جلو آن افراد توی سفره ای نان هائی
کنار هم است و ♂ دارد با کارد آن نانها را تکه تکه
میبرد . البته من سفره و کارد ندیدم ولی حرکت ♂
چنین شناختی را به من القاء میکرد . بهر صورت او داشت نان ها را بصورت تکه هائی
میبریدو من متوجه شدم او دارد نانها را برای ساندویچ آماده میکند ولی باز شک
داشتم و اطمینان صد در صد نداشتم . ضمناً کلمه ساندویچ هم به تمام و کمال به
ذهنم نرسید بلکه کلمه سا ، و ، سان آن به ذهنم رسید ولی کار او حرکتی برای درست
کردن ساندویچ بود . در اینجا توجهم به ♂ جلب شد و
از چهره او فهمیدم دارد میفهمد موضوع چیست و در این حال یادم است به ترتیبی
متوجه کلمه ساندوم شدم که نمیدانم خودم فهمیدم یا ♂
فهمید یا کسی گفت ، البته بیشتر این کلمه را در رابطه با دانستن و فهمیدن ♂
میدانستم ( میدانم ) که البته او چیزی به من نگفت ولی من متوجه کلمه ساندوم شدم
. حالا این ساندوم چی بود نمیدانم . هر چند در این لحظه میدانستم دارم نتیجه را
میفهمم ولی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده بود (بودم ) و اگر بخواهم مثال بزنم مساله
این بود که انسان به هشتاد یا نود در صد دانائی یک مساله برسد ولی هنوز صد درصد
نشده باشد . بهر صورت اول تصمیم نداشتم این خواب را بنویسم ولی کلمه ساندوم مرا
به فکر انداخت بنویسم . ♠
یادداشت : آنچه الان
به ذهنم میرسد این است که چند روز است مشغول نوشتن نامه ای به دبیرخانه چهارمین
کنگره پژو هشهای روانپزشکی و روانشناسی در ایران هستم ولی هنوز این نامه تکمیل
نشده . در این چند روز هفت بار این نامه را پاکنویس کرده ام و باز تغییراتی در
آن داده ام ولی به مرور زمان به نتیجه ای که میخواستم بگیرم دارم میرسم و دارد
نامه ای جالب آماده میشود . دیشب موقع خوابیدن هم باز پاکنویس هشتم را که توی
جیبم است خواندم و تغییر کوچکی در یکی دو جمله آن دادم . فکر میکنم مساله دیشب
من در خواب همین افکار من در رابطه با این برنامه باشد . ضمناً دیشب وقتی داشتم
به تیران میآمدم توی فلکه جلو ساختمان جدید بانک ملی♂
پسر ♀ را سوار بر چرخ دیدم که سلام کرد و گذشت . توی مینی بوس
هم موقع پیاده شدن ♀ را دیدم (♂ )
شاید این مساله باعث دیدن ♀ و ♂ و
احیاناً ♂ همکار پستی ام شده ولی میتوانم با اطمینان بگویم موضوعات
فکری این نامه و تکمیل شدن به مرور زمان آن زمینه دیدن خواب دیشب بوده .
یافته ها : . ¶ . معانی و مفاهیم : : ♂ : در این خواب
حرفی از کامپیوتر و حل مساله ای بوده باید ♂ بامعنی
بهتر شدن و حل شدن مساله ظاهر شده باشد ، تقریباً میتوان گفت او در این خواب
جانشین کامپیوتر یا CPU پردازنده مرکزی آن
شده 3.10 . ¶ . نکته ها و دلایل : من و ♂ و کلاس کامپیوتر :
: در این خواب دلیل تصویر شدن ♂ ♂ بجای من این است
که او و من در آن زمان با هم کلاس اصول مبانی کامپیوتر میرفتیم و او به همین
دلیل در آن خواب بجای من ظاهر شده 13/9/72 - 8.5 . ¶ . علمی / پزشکی : تشکیلات مشبک و مغزمیانی واحد پردازش مرکزی و
مرکز تصمیم گیری و تفکر در مغز است : Sc
: مشغول پاکنویس یادداشت 31/4/73 با موضوع تفسیری بر خواب 25/10/72 با عنوان
خریدن گلابی برای ناشتائی بودم ، متوجه شدم در این خواب اثبات شده اطلاعات رسیده
از پیرامون و قشر منتشر مغز در تشکیلات مشبک پایه مغزی تلاقی میکنند و یادم به
نتایج گرفته شده قبلی افتاد که برای من اثبات شده تشکیلات مشبک پایه مغزی که
همان مغز میانی است مرکز تجزیه و تحلیل پیام های رسیده از پیرامون و قشر منتشر
است ، به عبارتی مغز میانی مرکز تصمیم گیری و تفکر در کل سیستم اعصاب و
مغزما است ، این موضوع در این خواب
19/8/72 با عنوان ♂ و کلمه ساندوم به خوبی تفسیر شده 2/5/73 -
16.3 .
¶ . تفسیرها : 21/8/72 - 1/12/72 - 30/2/73 - . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ / ♂ : : پایه مغزی با توجه به شناخت جدید. ¶ . پزشکی : پایه مغزی : Sc : با توجه به
یافته جدید و مسائل این خواب ، همچنین خواب ... پایه مغزی در بدن انسان CPU یا پردازشگر مرکزی سیستم اعصاب
و مغز ماست .
¶ . من یا دیگران : صحنه های مشخص که یادم است یکی دیدن نیم رخ ♂ در سمت راست خودم و اینکه او هم توجهش به جلو و آن افراد بود و همانند من
در فکر بود ، میشود گفت افکار او و افکار من یکی بود چون وقتی من مساله ای را
میفهمیدم میدانستم ♂ هم فهمیده یا وقتی ♂ میفهمید منهم میفهمیدم : : من همان ♂ و ♂ خود من بوده 28/1/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه
بهپرور و کلمه ساندوم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر