|
1595
|
25/10/72
|
خریدن گلابی برای ناشتائی
|
|
1
|
1
|
|
874
|
|
♣ تمام خواب : ساعت چهار و نیم صبح . خواب اول به این صورت بود که جائی
مثل قبرستان سابق ... ( محله بالا ) یعنی جائی بین حسینیه فعلی و مدرسه پشت آن
بودم ، یادم است دو خانه داشتم که آنجا محل کار من بود ، اول وقت صبح بود و من
از خانه بیرون آمده بودم ناشتائی بخرم و برگردم به خانه سر کارم ، اینطور میدانم
وقتی بیرون آمده بودم ، ♂ به جای من توی خانه بود و وقتی
بیدار شدم شماره تلفنی هم که مربوط به خانه بود یادم بود ولی الان یادم رفته .
اینطور میدانم بعد از بیدار شدن روی آن فکر کردم ، فقط یادم است چهار شماره ای
بود ولی من فکر میکردم باید تلفن در رابطه با نجف آباد و از نجف آباد باشد اما
دیدم تلفن های نجف آباد پنج شماره ای شده . الان همینطوری تلفن .... در ذهنم است
ولی میدانم چیز دیگری و تقریباً در همین حدود شماره فوق بود ، بگذریم ، وقتی از
اداره یا همان خانه خود برای خریدن ناشتائی بیرون آمده بودم میدانستم دو خانه
دارم ، درآن موقع میدانستم ♂ جای من توی خانه است ، حدوداً توی
کوچه بین قبرستان و خانه ♀ ، یعنی حدود منزل ♀ و
سر کوچه ♀ بودم و داشتم بطرف منزل ♀
میآمدم . درخواب منظره کوچه منظره سابق آنرا برایم تداعی میکرد و منزل ♀ را
هرچند به آن نرسیده بودم ولی با شکل و شمایل همان سابق آن میدانستم هست و در
ذهنم بود آنجاها ناشتائی بخرم و برگردم به اداره . ♠
تمام خواب بعدی : بعد
بیدار شدم ولی بلند نشدم بنویسم و دوباره خوابم برد و خواب بعدی را دیدم که
میدانم دنباله خواب اول است ، هر چند مکان جور دیگری بود ولی اینطور میدانم که
مکان خواب دوم باید جائی مثل جای خانه ♀ خواب اول
باشد . در اینجا مثل اینکه توی اداره بودم ( حدوداً جائی مثل جای خانه ♀ و ♂ )
، ♂ و ♂ را دیدم و نمیدانم ♂ هم
بود یانه ، اینطور میدانم مثل اینکه ♂ از من در
آمدی را میخواست که من میدانستم به ♂ داده ام ولی از قیافه ♂
میخواندم که قبول ندارد و دارد فکر میکند به او نداده ام . من با وجودیکه
میدانستم به او داده ام ولی فکری شدم که نکند اشتباه میکنم ، فکر کردم یادم
افتاد و دلیل خودم را برای او گفتم و به او اثبات کردم به چه دلیل میگویم درآمد
آن یک فقره مورد نظر را به او داده یا با او حساب کرده ام ، ♂ هم
با دو دلی قبول کرد ولی هنوز فکری بود . در اینجا یادم است آمده بودم ناشتائی
بخرم و برگردم اداره ، البته منظور من از اداره همان مکان خواب اول بود ولی در
این خواب صحنه ها فرق داشت . اینطور یادم است آقای ♂ فروشنده
بود و من میخواستم انگور یا گلابی برای ناشتائی بخرم ، یادم است منظره ای از
انگور و منظره ای از گلابی دیدم . البته چگونگی دیدن منظره انگور درست در ذهنم
نیست ولی منظره دیدن گلابی در ذهنم است . یادم است گلابی ها روی هم ریخته و چیده
شده بود ولی هیچکدام یک گلابی درست و حسابی نبود . تماماً مقداری از آنها خراب
بود که فروشنده یعنی آقای ♂ آن قسمت خراب را کنده و جدا کرده
بود ، یعنی از هر گلابی آن قسمت خوب آنرا باقی گذاشته و قسمت خراب آنرا کنده و
دور ریخته بود . من توی گلابی ها دنبال گلابی سالم و درستی میگشتم ولی نبود ، به
همین دلیل گلابی هائی بر میداشتم که اقلاً بیشترین قسمت آن باقی مانده بود . اول
یادم است یک گلابی برداشتم که بیش از سه قسمت آن مانده بود ( با دست راست ) ولی
برداشتم دیدم سرگلابی باز کمی خرابی دارد و با دست میخواستم آن قسمت باز هم خراب
را جدا کنم که دیدم مقداری از قسمت خوب آن هم جدا شد . با وجود این وقتی زور زدم
آن قسمت جدا شود دیدم این قسمت دنباله دارد و ریشه گلابی که به سر گلابی وصل و
درونی وسط گلابی است هم میخواهدکنده شود ، به همین دلیل زور زدم و غیر از قسمت
خراب سر گلابی قسمتی از وسط آنرا هم همراه با ریشه گلابی از درون وسط گلابی زور
کردم و کشیدم بیرون ، بعد گلابی دیگری بر داشتم که هر کدام از آنها را وقتی نگاه
میکردم میدیدم قسمت های خراب داشته و قسمت خراب آن جدا و کنده شده ولی باز
میدیدم آثار کمی از قسمتهای خراب قبلی به قسمت خوب گلابی هست . یعنی هر چند قسمت
خراب هر گلابی جدا شده بود ولی آثار مرز بین قسمت خوب و بد هنوز بود و بعضی از
آنها طوری بود که من باز کوشش میکردم قسمت خراب مانده شده را باز جدا کنم . در
موقع جدا کردن و برداشتن گلابی این فکر را هم داشتم که اگر بشود انگور بردارم هم
خوب است ولی یادم نیست انگوری دیده باشم . در دنباله یادم است داشتم لباسهای
کشباف خیلی کوچک بچه گانه بر میداشتم و میدانستم آنها را برای خوردن بر میدارم و
خوردنی است . این صحنه دنباله برداشتن گلابی ها بود ، رنگ این لباس های بچه گانه
کشباف هم رنگ گلابی بود و دنباله برداشتن گلابی برای خوردن بود به همین دلیل من
برداشتن آنها را هم برای خوردن ناشتائی میدانستم ، همینطور که مشغول این کار
بودم اول با برداشتن گلابی ها هر چند نمیخوردم احساس خوردن و لذت خوردن آنها را
هم داشتم ، بعد وقتی داشتم لباسهای بچه گانه کشباف رنگ گلابی جدا میکردم به مرور
احساس خوردن آنها را حس کردم و متوجه شدم مزه خوردن آنها ... من در پایان این
جدا کردن و بر داشتن متوجه احساسی مانند احساس خوردن پارچه شدم و به همین دلیل
هر چه جلوتر میرفتم ( از نظر جدا کردن برای خوردن ) این احساس بیشتر میشد و من
رغبتی برای برداشتن نمی کردم تا آنجا که باز فکر کردم چیز دیگری بردارم و فکر
کردم انگور بر دارم ، الان که بیدارم اینطور میدانم در خواب هر چه این لباسها
ضخیم تر و چاق تر و پر پشت تر بود آنرا بهتر قابل خوردن میدانستم و جیزی مثل
همان گلابی ها میدانستم اما هرچه نازکتر و لاغر تر بود احساس خوردن خوبی به من
نمیداد و بیشتر احساس خوردن پارچه میکردم ، البته همانطور که گفتم من نخوردم ولی
احساس خوردن آن چیز ها را حس میکردم . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : انگور : : قسمت خراب گلابی 2.37 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : انگور . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ در این خواب : :
انگور در خواب کارکروموزوم شماره یک 21/4/68 . ¶ . معانی و مفاهیم : گلابی
: : یادم است در یکی از یادداشت هایم معنی کلمه گلابی را اینطور نوشته ام ،
گلابی به معنی گلی است که آبی است ( آب است ) و آن نمادی برای پیام های دریافت
شده از پیرامون توسط گیرنده های حسی پیرامونی است 3.17 . ¶ . معانی و مفاهیم : انگور : : با توجه به اطلاعات بدست آمده تا
کنون مانند خواندن خاطرات ♂ از روی خوشه انگور در خواب
کارکروموزوم شماره یک 21/4/68 همچنین خریدن انگور و گلابی در خواب خریدن گلابی
برای ناشتائی 25.10.72 و خوردن شراب از لابلای انگور در خواب شیشه شراب 5/5/72
دارم قبول میکنم و می پذیرم کلمه انگور در خواب های من به دو قسمت اَن ( عن ) و
گور تقسیم میشود و به معنی نجاست گور شده است که در حقیقت همان جسم گور شده
همراه مرده در خواب های من است ( کفن مرده یا پیله تنیده شده دور سوسک در خواب
دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است 28/10/68 - 3.17 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ راننده : : هسته قرمز 12.118 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : گلابی : :
احساسهای حسی دوران خواب 12.119 . ¶ .
تفسیرها : 12/4/73 - . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دو خانه : :
پرده های مغز / قشر منتشر مغز . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : قبرستان محله بالا ... : : قشر منتشر مغز . ¶ . من یا دیگران : اول صبح بود و من از خانه ... : : من پیامهای شروع بیداری
آمده از پرده های مغز به قشر منتشر و پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست بوده
ام . برنامه ام گرفتن احساس از پوست و گیرنده های حسی و برگشت به قشر منتشر و
پرده های مغز برای شروع و ادامه یِ بیداری بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : وقتی بیرون آمده بودم ♂ به جای من توی خانه بود : : من بخش بیدار و زنده شده و ♂ بخش خواب و مرده ی پرده ها و قشر منتشر بوده ایم . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : کوچه بین قبرستان و خانه ♂ : : حد فاصل بین قشر منتشر و میتوکندریهای سلول ها در پوست و گیرنده های
حسی مستقر در پوست . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : ♀ به معنی از خود بریده و به خدا پیوسته است و این نام نامی بجا برای اطلاعات بایگانی شده در
میتوکندریهای پوست وگیرنده های حسی است که مستقیماً با قشر منتشر و پرده های مغز
در ارتباط اطلاعاتی هستند . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ... : : ... در خوابها نامی برای اطلاعات و
پیام های در گردش و بایگانی شده در پرده های مغز مخصوصاً در پرده آراکنوئید است . ¶ . احساس حس شده در خواب : اول با بر داشتن گلابی ها هر چند نمیخوردم احساس
خوردن و لذت خوردن آنها را هم داشتم . ¶ . احساس حس شده در خواب : بیشتر احساس
خوردن پارچه میکردم . ¶ . معانی و مفاهیم : مکان خواب دوم باید
جائی مثل جای خانه ♂ خواب اول باشد : :
این جمله به این معنی است که مکان خواب دوم هم میتوکندری های پوست و گیرنده های
حسی مستقر در پوست بوده . ¶ . معانی و مفاهیم / همانند
و یکی بودن : جائی مثل جای خانه ♀ و ♂ : : از آنجا که خانه ♀ نمادی برای میتوکندری و همانند خانه ♂ بوده خانه ♂ میتوکندری بوده ، به
این ترتیب با توجه به یافته های دیگر خواب های من ♂ با معنی از خود بریده و به خدا پیوسته ، ♂ با معنی شُکر کننده کوچک ، ♂ با معنی دعا کننده
کوچک ، و ♂ با معنی دُرِِّ کوچک یکی و همه نماد هائی برای سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری سلول خواهند بود . ¶ . علمی / پزشکی / همانند و یکی بودن : اداره ... : Sc
: اداره ی کار من در خواب اول دو خانه یکی حسینیه فعلی و دیگری مدرسه ی پشت
آن بوده که نوشته ام قشر منتشر و پرده
های مغز بوده . اداره خواب دوم من خانه ی ♀ و خانه ی ♂ که هر دو میتوکندری
ها در پوست وگیرنده های حسی پوست بوده ، حال با توجه به شناخت آ مده در خواب دوچرخه
نمک سربازان عراقی تاریخ 10/12/69 ، که متوجه شده ام اطلاعات موجود در میتوکندری
ها یک مجموعه اطلاعات خاص یک دست نیست بلکه زیر مجموعه های مختلف اطلاعات است
نتیجه گیری میشود . در این خواب دو زیر مجموعه ی اصلی اطلاعات میتوکندری ها یکی
اطلاعات دسته بندی شده در رابطه با قشر منتشر مغز (خانه ♂ و حسینیه ) و دیگری اطلاعات دسته بندی شده در رابطه با پرده های مغز قرار
دارد ( خانه ♂ و مدرسه ) . ¶ . علمی / پزشکی / همانند و یکی بودن / ♂ / ♂ /♂ / به ترتیب همگی زیر مجموعه های اطلاعات
موجود در میتوکندری های پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست بوده اند : Sc : ♂ در رابطه با قشر منتشر مغز / ♂ در رابطه با پرده های
مغز ♂ در رابطه با مدیریت داخلی میتوکندری . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ از من در آمدی را میخواست که میدانستم به ♂ داده ام : : ♂ یا مدیر داخلی
میتوکندری در حال آنالیز من ( پیام های حرکتی حسی آمده از پرده ها و قشر منتشر
به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست تبدیل شده به پیام های حرکتی حسی آماده
برای ارسال به بالای مغز ) بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ ( رئیس اداره ) : : اطلاعات موجود در پرده
عنکبوتیه مغز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : درآمد : :
مقدار اطلاعات حسی حرکتی گرفته شده از سابقه موجود و اکنون میتوکندری از پیرامون
. ¶ . معانی و مفاهیم : آقای ♂ فروشنده بود و من میخواستم انگور یا گلابی برای ناشتائی بخرم : : آقای ♂ با معنی برگزیده ، خوشنود و پسندیده زیر مجموعه اطلاعات مربوط به بیداری (♂ ) گذشته و حال میتوکندری بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ناشتائی : : پیام های ارسال شده به بالای
مغز در دوران خواب rem با حال و هوای سابقه موجود از گذشته در میتوکندری ( انگور ) و
گرفته شده ی اکنون از پیرامون ( گلابی ) . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : انگور ( اَن + گور ) با معنی نجاست و به
درد نخوری که گور شده : : اطلاعات مربوط به گذشته موجود در سرهای کروی روی
کریستاهای میتوکندری . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : گلابی ( گل + آب ) : : اطلاعات و احساس
تازه بیداری مربوط به حال و الآن در سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه
خریدن گلابی برای ناشتائی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر