۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

بیشترین افکار امروز من چی بوده

1738
10/4/73
بیشترین افکار امروز من چی بوده
×
1
1

941
تمام خواب : ساعت شش و پنج دقیقه صبح . الان بیدار و متوجه شدم خواب میدیدم . جائی مثل توی کوچه جلو منزل در تیران بودم . حدوداً جائی وسط کوچه روبروی منزل و توجهم به سمت سقاخانه و منزل جلب بود . متوجه بودم تمام کوچه پر از آب است و این آب بصورت یک جوی بزرگ دارد در سربالائی به سمت ما میآید ، یعنی سراسر کوچه پر از آب بود و ما توی آب بودیم . اینطور در ذهنم است که و پشت سر من و در سمت راست و چپ من بودند ، من و آنها توجهمان به سمت سرازیری کوچه بود . البته هرچند کوچه به سمت ما سربالائی بود ولی متوجه بودم که آب به سمت ما جریان دارد . یک جا متوجه شدم توی آب چیزهائی دارد به طرف ما میآید که اول دیدم یک هندوانه است ، متوجه بودم پشت سر آن در دنباله هندوانه یک صندوق نوشابه توی آب است و دارد همراه آب به طرف ما میآید . من تقریباً وسط کوچه توی آب بودم ، سمت راست و سمت چپ من بود ( عقب تر از من ) و نگاهمان به سمت پائین کوچه بود . من فکر کردم متوجه باشیم این هندوانه و صندوق نوشابه را که دارد بطرف ما میآید از آب بگیریم ، به همین دلیل هم طرز ایستادن خودمان توی آب را درست میدانستم چون به این ترتیب عرض کوچه را در اختیار داشتیم و آن هندوانه یا صندوق نوشابه نمیتوانست از ما بگذرد و اجباراً به ما برخورد میکرد . من اینطور یادم است هندوانه جلوتر بود و مقداری از آن روی آب پیدا بود و تا نزدیکی ما آمد و من آنرا یادم است جلو خودم توی آب دیدم ولی از گرفتن و بغل کردن آن چیزی یادم نیست . بعد یادم است مواظب بودم صندوق نوشابه را از آب بگیرم ، دیدم پیدا نیست ولی میدانستم توی آب دارد به سمت ما میآید ، به همین دلیل توجه داشتم که از ما رد نشود ، فکر کردم و مواظب بودم در زیر آب با پاهایم و یا با دستم که زیر آب داشتم تماس بگیرد و من آنرا از آب بگیرم . در این حال چون طول کشید یادم است داشتیم توی آب به سمت سرازیری و طرف صندوق نوشابه میرفتیم ولی من چیزی از صندوق توی آب نمیدیدم ، اینطور حدس میزدم باید زیر آب رفته باشد و از زیر آب بطرف ما بیاید . من خیلی دقت داشتم ببینم هرچند در دید و نظر نیست کِی با پا یا دستهای من تماس برقرار میکند ولی چیزی با من تماس نگرفت و ما کمی جلوتر رفتیم ( رفته بودیم ) . در این شرایط من ، و را نمیدیدم چون کمی عقب تر از من بودند ولی میدانستم سمت راست و چپ من کمی عقب تر هستند وآنها هم مانند من مواظبند صندوق نوشابه را از آب بگیرند ، به نظر من آن صندوق چیزی مثل همین صندوق کوچک نوشابه شش تائی من بود ( با شیشه پر ) و صندوق بزرگ بیست و چهار تائی نبود . بهر صورت چیزی با پای من و ما تماس نگرفت ولی در این حال دیدم شیرین جلوتر از ما روبروی منزلشان یک سبد زباله آورد توی آب خالی کرد ، من فکر کردم این سبد زباله آشغالهای همان چیز هائی است که او الان از آب گرفته چون در صحنه ای اینطور یادم است دیدم شیرین هم جلو منزلشان توی آب بود و از آب چیزی خوراکی گرفت . بعد از این صحنه یادم است باز جلو منزل توی آب بودم و نگاهم به سمت بالا بود و دیدم آب کوچه با سرعت زیاد دارد توی سرازیری منزل توی خانه او میرود . من در یک لحظه فکر کردم آب دارد توی منزل میرود ولی بعد متوجه شدم آنجا منزل است ، بعد از اینکه آب با سرعت توی منزل میرفت متوجه شدم مثل اینکه خانه پر آب شده و آب توی خانه با آب توی کوچه هم سطح شد ، مثل اینکه آب لَبپَک زد و دیگر توی خانه نرفت چون آب خانه هم سطح آب کوچه شده بود . در شرایطی دیگر باز یادم است نگاهم به سمت سرازیری بود و دیدم توی آب است و مثل اینکه از او خواستم کاری کند یا به سمت ما بیاید ولی یادم نیست چه کاری از او خواستم بکند . بعد یادم است رفتم توی خانه البته با حالت دو ، و دیدم با شورت گشاد بلند تا زانوهایم هستم ، متوجه بودم شورت پایم تر است ولی چسبیده به من نبود و گَل و گشاد بود ، در همین حالت دو که به سمت حیاط بالائی منزل دویدم ، دیدم تعدادی زن روی خرند بصورت دایره وار یا بصورت بیضی نشسته اند دور هم و نمیدانم چکار میکردند . الان یادم نیست آنها کی بودند ولی اینرا میدانم در فکر این بودم که مادرم بین آنها است . در همین حال دیدم یک زن جوان مثل اینکه کمی بالاتر از آنها روی سکوئی نشسته و توجهش به من و دویدن من جلب شد ، من علت دویدن خودم را این میدانستم که شورت پایم است و میخواستم زود از آنها رد شوم و توی اطاق روی حیاط بالائی بروم . منظره منزل نه بصورت منظره فعلی و نه بصورت منظره قدیمی آن بود بلکه چیزی دیگر بود ولی کلاً آنجا را منزل و منزل سابق خودمان میدانستم . در یک صحنه هم یادم است توی منزل دائی بودم و تقریباً میتوانم بگویم جائی مثل جلو ایوان ایستاده بودم و توجهم به سمت غرب و جنوب غربی جلب بود ، یادم بود اینجا بنّائی کرده و منظره خانه را عوض کرده ولی در ابهام میدیدم چیزی عوض نشده ، وقتی بیشتر توجه کردم دیدم تغییراتی کرده ولی منظره جلو دید من نه منظره فعلی خانه بود و نه منظره قدیمی آن ، اما دیدم کمی شبیه حالتی است که جدیداً تغییراتی به منزلشان داده .     
توضیحات و یافته ها : ساعت شش و دو دقیقه عصر . صبح وقتی داشتم به اداره میرفتم یادم آمد در خواب دیشب یک جا وقتی توی منزل رفتم و آن زنها را دیدم جعبه ای روی زمین دیدم که توی آن مقداری رنده چوب و چیزی دیگر در همین ردیف بود . ضمناً پریروز عصر با بچه ها اینجا آمدند ، برای پنجره کوچک اطاق شرقی یک طوری درست کرده بود و به دلیل بزرگ بودن کمی آنرا تراشید و رنده چوبهائی بدست آمد که توی زباله ریخت ، فکر میکنم دیدن آن رنده چوبها توی هال وبعد توی زباله نمادی برای دیدن رنده چوب توی جعبه در خواب دیشب شده .
افکار و رفتار قبل از خواب : ساعت ده و پنجاه و پنج دقیقه شب . دیشب اصفهان منزل بودم . صبح خوابی دیده بودم ولی یادداشت نکردم . الان خواستم سؤالی مطرح کنم بنظرم رسید بیشترین افکار امروز خودم را سؤال کنم و بعد فکر کردم ببینم افکار امروز من چی بوده . بهتر دیدم افکار امروز خودم را بنویسم ولی برای پاکنویس آنرا سانسور کنم . 1 - صبح منزل توجهم به مسائلی جلب شد و شاید آنها داستانی برای خواب من شده اند . 2 - عصر توی منزل بیشترین توجهم به تناسلی و احیاناً بیماری آن جلب شد که احساس میکنم کمی سوزش دارد و آنرا به حساس شدن آن نسبت میدهم . یکی دوبار هم که به آن نگاه کردم فکر کردم رنگ نوک آن تغییر کرده . 3 - یک جا هم وقتی میخواستم گرمک بخورم توجهم به قسمتی از آن جلب شد و فکر کردم گرمک خراب شده . 4 - الان ... جلب است . یادم به خواب 6/7/70 با سؤال کار سلولهای خال سیاه نوک آلت تناسلی افتاد و اینکه آن خواب در رابطه با سؤال است . 5 - دو ساعتی پیش لحظه ای اینجا آمد و سه عدد فیلم از من گرفت و قول داد دوسه شب دیگر اینجا بیاید با هم بحث کنیم . 6 - الان کمی توجه خودم را به تناسلی و سوراخ آن جلب کردم و یاد خوابی افتادم که با نزدیکی کردم ( خواب 30/10/72 با موضوع نزدیکی با ) . البته لازم به توضیح است که آن خواب هم در رابطه با افکار روز من بوده . 7 - ... . 8 - ... . 9 - ساعت یازده و سیزده دقیقه شب . میخواهم با این سؤال بخوابم که بیشترین افکار امروز من چی بوده .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : صندوق محتوی هندوانه : : صندوق نوشابه 2.76 . . همانند و یکی بودن : تخمه هندوانه : : شیشه نوشابه 2.77 . .  معانی و مفاهیم : : : در این خواب به معنی بهتر و نیکوتر شدن است 3.16 . . گفتمان خواب و بیداری : زباله های ریخته شده در آب : : اطلاعات آمده از مغز به سلول های مخروطی 12.49 . . گفتمان خواب و بیداری : زباله ریخته شده در آب : : اطلاعات بینائی زمانهای گذشته 12.49 . . گفتمان خواب و بیداری : هندوانه : : افکار پس زده شده توسط سلول های مخروطی 12.77 . . گفتمان خواب و بیداری : صندوق نوشابه : : پیام بینائی برای ماهیچه ها . . گفتمان خواب و بیداری : زباله های ریخته شده در آب : : زباله های پس داده شده سلول مخروطی . . گفتمان خواب و بیداری : دالان خانه ... : : تناسلی 12.77 . . گفتمان خواب و بیداری : شیشه نوشابه : : میتوکندری 12.86 . . گفتمان خواب و بیداری : تخمه هندوانه : : میتو کندری 12.87 . . گفتمان خواب و بیداری : صندوق نوشابه : : دست من 12.182 . . گفتمان خواب و بیداری : شیشه نوشابه : : انگشت . . گفتمان خواب و بیداری : آب توی شیشه نوشابه : : احساس لمس پوست 12.182 . . گفتمان خواب و بیداری : جعبه و مقداری رنده چوب توی آن : : میتوکندری 12.266 . . گفتمان خواب و بیداری : هندوانه : : افکار بینائی 12.310 . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه جلو منزل : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دالان خانه ... : : فضای غاری میانی تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : خانه شیرین : : پوست و غشاء 12.310 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و جریان فکری روز من بوده . . گفتمان خواب و بیداری : جعبه و رنده چوب توی آن : : میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : هندوانه : : اطلاعات حسی دریافت شده چشمها در زمان بیداری . 5/4/91 . .

هیچ نظری موجود نیست: