|
1846
|
9/9/73
|
تفسیرخواب کار سلول های دو قطبی
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها :
ساعت ده و چهل و یک دقیقه صبح . امروز به دلیل تعطیلی توی منزل هستم . صبح تا
حالا غیر از کارهای معمولی روزانه مقداری از یادداشت تفسیری بر خواب باز
شدن چتر و بستن آن 12/11/69 را پاکنویس کردم ، در این بین مطالب جدیدی هم به ذهنم رسیده
. موضوع جالب توجهی که فعلاً نظرم را جلب کرده موضوع خواب کار سلول های دو قطبی
4/9/68 و صحنه ای از آن خواب است . تا اینجا نوشتم و فکر کردم بهتر است خواب فوق
را بخوانم . البته اول تصمیم داشتم فقط خلاصه کوتاهی بر علف و پِهن دیده شده
بنویسم ولی وقتی خواب را خواندم دیدم دنیائی معنی در آن نهفته است ، بهتر دیدم
کل ماجرا را از اول به تفسیر بنویسم . 1 - همانطور که دریاداشت خواب نوشته ام
تصمیم من به انجام آن سؤال و دیدن خواب ، یادداشت ساعت یازده آن شب در باره خواب
کار سلولهای مخروطی ... و دیدن ♂ و کار سلولهای شبکیه مثل سلولهای مخروطی ودو قطبی
بوده ، چون متوجه شده ام سلول های مخروطی پیامهای دریافتی خود را به سلولهای دو
قطبی میدهند و خواسته ام بفهمم کار سلولهای دو قطبی چیست . 2 - ¶ نوشته ام یک صحنه من
تغییر مکان ( منزل ) داده بودم . بنظرمن این
همان رسیدن پیام به سلولهای دو قطبی از سلولهای مخروطی است ¶ یعنی آن مکان جائی مثل
سلولهای دو قطبی بوده . 3 - نوشته ام ♀ و دیگران مشغول درست کردن اطاق
بودند . ¶ ♀ دختر ♀ و نمادی برای جسم است
و ¶ در اینجا او نماد گروه
زن و ماده وجود من یا سلولهای دو قطبی بوده . 4 - نوشته ام یک جای دیگر ♂ میخواست بچه ای را
قنداق کند و روی زمین پارچه ای پهن کرده بود که من میدانستم میخواهد بچه ای را
ببندد . ♂
پدر ♂
است و فکر میکنم آن کودک ♂ بوده و ¶ قنداق کردن آن کودک همانطور که بارها نوشته ام در
لفافه قرار دادن پیامهای رسیده از پیرامون به سلول های دو قطبی از طریق سلولهای
مخروطی بوده . ¶ یعنی کاری که در سیستم
وجودی ما به انجام میرسد و اطلاعات گرفته شده از پیرامون در لفافی مادی بسته
بندی شده به بایگانی مغز میرود . به خوابهائی مانند دولت چیست ... 28/10/68 و امثال آن مراجعه شود . 5 - نوشته ام در این
موقع دیدم مقداری نمیدانم خاک یا علف یا پهن روی آن پارچه ریخت و من تعچب کردم
برای چی اینها را روی آن پارچه میریزد . چون میدانستم میخواهد کودکی را بپیچد .
الف : در رابطه با کل این خواب ، من تفسیرها و شناخت های زیادی نوشته ام اما
آنچه باعث شد الان شروع به نوشتن این یادداشت کنم همین مساله ردیف پنج است که
شناختی جدید به من میدهد . ب : ¶ در این مدت های اخیر برایم اطمینان حاصل شده که جسم ما و مغز ما برای
دریافت پیام از پیرامون حتماً باید پیامی به پیرامون بفرستد تا بتواند پیامی
جدید از پیرامون دریافت کند و این فکر در این چند روزه با توجه به خواب باز
شدن چتر و بستن آن 12/11/69 و یادداشت تفسیری بر این خواب تاریخ 4/9/73 تقویت شده
بطوریکه فهمیده ام در آن خواب ¶ کلوخ پرتاب شده احساس داده شده به پیرامون ¶ و سنگ کوچک ، احساس
گرفته شده از پیرامون است . والبته با همین فکر بود که امروز یاد خواب کار
سلولهای دو قطبی و مساله پهن و علف در این خواب افتادم . در اینجا میخواهم شناخت
جدید خودم را اینطور بیان کنم که ¶ خاک نمادی برای مجموعه اطلاعات دریافت شده از
پیرامون است ¶ و این خاک همان پهن و
علف تصویر شده در خواب است ¶ با این شناخت که پهن پیام داده شده به پیرامون ¶ و علف پیام گرفته شده
از پیرامون ¶ و خاک نمادی برای
مجموعه این دو که بصورت کودکی در خواب نمایان شده . ج : دلایل من برای این موضوع
این است که ¶ میدانم پیرامون ما در
خواب گاهی بصورت نماد زمین ظاهر میشود ¶ و علف چیزی یا نمادی
است که ما از زمین دریافت میکنیم و این میتواند پیام دریافت شده از پیرامون باشد
¶ اما پهن چیزی است که
ما و یک حیوان دیگر مانند ما از درون خود به پیرامون میدهد ¶ و این همان پیام داده
شده جسم ما به پیرامون است که در این صورت با جمع بندی این دو میتوان پذیرفت ¶ پهن و علف پیامهای
داده و گرفته شده از پیرامون است یعنی میشود قبول کرد ¶پهن همان کلوخ ، و ¶ علف همان سنگ ، در
خواب باز شدن و بستن چتر باشد . دال : همانطور که قبلاً نوشته و الان هم بر روی
آن تأکید دارم ¶ خاک ، پهن ، علف و ♂ همگی یکی و آن نماد
های گروه مرد و روح بدن پر سلولی است . ¶ خاک نمادی برای پهن و
علف ¶ و ♂ نماد بزرگ شده خاک ¶ یا در اصل نماد پدر و
مجموعه آن خاک ها و کودک است (♂ ) . هه : میدانم برای کسانی که آشنا به مسائل خواب
و رؤیا و شناخت های من نیستند دانستن و فهمیدن این مسائل بسیار مشکل و برای خود من بسیار آسان است ، میدانم حرفم
چیست و چی میخواهم بگویم . و : ¶ پارچه دیده شده که ♂ روی آن خاک یا پهن یا علف ریخت
نمادی بجای ♀ بوده ¶ یعنی آن پارچه همان ♀ و موجودیت جسمی و مادی این
پیامها بوده ¶ میتوانم بگویم ♀ و ♂ ( پدر و مادر آنها )
قنداق ¶ وکودک درون آن ماده
میانجی ترشح شده از سلول های دو قطبی به سلول های بعدی خود هستند . ز : ¶ پیچیدن آن کودک
همانطور که بارها نوشته ام بی حرکت کردن پیامهای گرفته شده از پیرامون در لفاف
مادی ¶ وآماده کردن آن برای
انتقال به مغز و بایگانی مغزی است . 6 - بعد نوشته ام من میدانستم توی این خانه
( اطاق ) شخص دیگری بوده و ما تازه آمده بودیم . الف : ¶ این جمله و موارد دیگر
دنباله خواب که مردی را توی درب دیده ام و دوباره او نبوده و باز دوباره دیده ام
نشان دهنده این است که این خانه یا اطاق مکانی موقت برای ما و گذشته آن مرد دیده
شده آمده دَم در بوده ، ¶ اگر بخواهم با شناخت زمان بیداری بگویم آن مرد با آن کت و
شلوار و ریخت دیده شده همان ماده میانجی خارج شده از سلولهای دو قطبی بوده (¶ سیستم مردانه او پهن و
علف و سیستم زنانه او پارچه دور کودک ) . ¶ درکل ♂ و ♀ یا همان کودک و قنداق
او که برای زمان موقت و کوتاهی میتوانسته اند در این مکان باشند . 7 : در رابطه
با رنگها تا کنون شناختهائی پیدا کرده ام ولی فعلاً میخواهم روی کلمه خاکستری
بحث کنم زیرا نوشته ام آن مرد را با کت و شلوار تمیز و خاکستری دیدم . الف : ¶ با شروع نوشتن شماره
هفت نظرم این بود روی این فکر بحث کنم که رنگ خاکستری مجموعه ای از رنگ سفید و
سیاه است ¶ اما فعلاً روی کلمه ( خاک + ستر ) بحث میکنم که
الان به ذهنم رسید . ¶ شاید خاک همانطور که
در این خواب تصویر شده نمادی برای اطلاعات گرفته شده از پیرامون و ( سِتر ) به
معنی پرده و پوشش باشد و در کل پرده یا پوششی که از خاک پوشیده شده . ب : البته
بهتر است این موضوع یاد آوری شود که ¶ در خوابهای ما شلوار نمادی بجای عینک و همانطور که
در یادداشت شناخت بالای نود درصد نوشته ام نمادی برای دید و شناخت زمان بیداری
باشد ¶ و شلوار خاکستری پای
آن مرد دید وشناخت همان لحظه دریافت پیام از پیرامون ¶ که خود از دو نماد
پیامهای رسیده از درون (پهن ) و پیامهای گرفته شده از پیرامون ( علف ) تشکیل شده
. ج : ¶ با این ترتیب میتوان
پذیرفت این شلوار خاکستری همان شلوار کردی من در خواب کار سلولهای مخروطی
2/6/68 است ¶ و هر دو به معنی
مجموعه ای از پیامهای رسیده از مغز به پیرامون و گرفته شده از پیرامون است . دال
: ¶ فکر اولیه برای شروع
نوشتن شماره هفت این بود که من رنگ خاکستری را مجموعه ای از رنگهای سیاه و سفید
دانستم و ¶ فکر کردم رنگ سیاه رنگ
پیامهای آمده از مغز به پیرامون ( مرده ) و رنگ سفید پیامهای گرفته شده از
پیرامون ( زنده ) است که ¶ در اصل با زبان شناخت این خواب رنگ سیاه پهن و رنگ سفید
علف و چمن این دو ¶ که همان خاک یا کودک
است و دید و شناخت رنگ خاکستری در خواب نمایان شده . 8 - ¶ دنباله این خواب با
داستانی دیگر ادامه پیدا کرده که از نظر من همه صحنه های خواب بعدی همان خواب
قبل و تکرار آن است منتها با ابعادی بزرگتر . الف :
¶ ♂ همان کودک ، پهن ، و علف در خواب قبل ¶ و سیب زمینی و بادام
زمینی در این خواب است . ¶ با این شناخت که ♂ به معنی کودک یا چهارپائی است که
آزاد است بهر کجا میخواهد برود¶ و این معنی در
باره آن پیام بسته بندی شده خواب صدق میکند . چه خواب اول و چه خواب دوم . ب :
چون در دنباله خواب میدانستم ♂ پسر ♀ دارد اسباب کشی میکند الان به
فرهنگ عمید مراجعه کردم ¶ دیدم ♀ (♀ ) به معنی ابتدای
تأثیر شراب و مستی است و ♀ به معنی شراب سیاهرنگ است و ¶ متوجه شدم در اینجا هم
♂ و ♀ با معنی های خود ظاهر
شده اند ¶ چون شراب نمادی برای
کل احساسهای گرفته شده از پیرامون بدن ¶ و ♀ یا شراب سیاه رنگ
نمادی برای کل احساسهای دریافتی از بایگانی مغز . ج : ¶ تا کنون فهمیده ام در
خوابهای من شهر نمادی برای گیرنده های حسی پیرامون و ده نمادی برای بایگانی این
احساسها در مغز است ، ¶ رفتن ♂ از شهر به ده در خواب ارسال پیام های گرفته شده
توسط گیرنده های حسی ( شهر ) به بایگانی مغزی ( دِه ) است . دال : باین ترتیب از
این خواب اینطور مفهوم میگردد ¶ که سلول های دو قطبی میتوانند در خوابهای ما با نماد شهر
ظاهر شوند هه : ¶ ماشین یا فرقون مطرح
شده در این خواب بنظر من کودک پیچیده شده در لفافه پارچه ای بوده که در این صحنه
بصورت طوری چهارخانه درشت تصویر شده . ¶ با بودن سیب زمینی و
بادام زمینی درون آن و تاب خوردن من دور این وسیله یا طوری چهارخانه با آن
چیزهای تویش همان پیچیده شدن پارچه دور آن کودک بوده ( قنداق کردن او ) . ¶ در این لحظه من همان
طوری چهارخانه بوده ام که بزرگ شده قنداق بچه بوده ، ¶ در اصل همان ♀ یا ♀ مادر ♂ . 9 - برای بهتر درک
شدن مسائل بعدی خواب نوشته های فوق را عیناً اینجا مینویسم . « میدانستم ♂ پسر ♀ دارد اسباب کشی میکند
برود ده خودشان ، در خواب نمیدانم فرقون یا وانت یا ماشین بود دیدم که ♂ وسایل خانه اش را
ریخته توی آن که برود ده خودشان . فکر میکردم آنجا که ما هستیم شهر است . این
بار و وسائل خانه ♂ چیز جالبی بود ، من یک بار دور ماشین لوازم خانه او گشتم
، یک طرف تصمیم داشتم از توی آن بادام زمینی بردارم بخورم ولی ندیدم و ارتفاع
بار از قد من هم بالاتر و تقریباً فضا تاریک بود . طرف دیگر اینبار دیدم یک جا
سیب زمینی پاره شده و فکر کردم ♂ اینها را آورده شهر بفروشد و توی خانه اش بوده و
حالا که دارد میرود ده دوباره بر میگرداند . طرز بار زدن هم اینطور بود که سیب
زمینی ها پشت طوری ای که خانه های چهار گوش بزرگ داشت قرار داشت و من فکر کردم
در بین راه با تکان ماشین یا گاری آن سیب زمینی ها خواهد ریخت » . الف : ¶ همانطور که نوشته ام
این طوری چهارخانه درشت همان پارچه یا قنداق کودک در خواب قبل ¶ و بادام زمینی و سیب
زمینی همان پهن و علف آن خواب بوده ، ¶ جمع اینها همان ماشین یا فرقون . ب : ¶ گشتن من دور ماشین
لوازم خانه همان پیچیده شدن قنداق دور کودک بوده ¶ در اینجا من طوری
چهارخانه کشیده شده دور سیب زمینی و بادام زمینی ها بوده ام . ج : ¶ سیب زمینی چیزی است که
از توی زمین بیرون میآید و میتواند نمادی بجای علف مورد بحث یا رنگ سفید و روشن
این خواب باشد که البته در این خواب هم دیده ام طرف سیب زمینی ها روشن تر از طرف
بادام زمینی بود . دال : ¶ بادام میوه ای است که بر روی شاخ و برگ درخت بادام بوجود
میآید ، ¶ چون مغز ما سیستم
اعصاب ما را درخت فرض میکند بادام باید میوه ای از سرشاخه های این درخت باشد ¶ و چون درخوابهای ما سر
شاخه های درخت نمادی برای قشر منتشر و سیستم های درونی سیستم اعصاب ما است ¶ بادام باید نمادی برای
اطلاعات گروه مرد درونی باشد ¶ اما زمینی بودن این بادام به معنی بیرون آمدن این بادام از
توی زمین است ، ¶ اگر تمام این مسائل را
بر روی هم بگذارم بادام زمینی همان اطلاعات داده شده درونی به بیرون بدن است که
در این خواب با نماد های پهن ، بادام زمینی ، رنگ سیاه و فضای تاریک نمایانده
شده . هه : مساله جالبی که الان به ذهنم رسید ریختن سیب زمینی ها به بیرون در
بین راه با حرکت آن وسیله نقلیه است و اینکه وقتی در قسمت بادام زمینی ها
نتوانستم بادام زمینی بردارم و بخورم . ¶ من این مساله را
اینطور توجیه میکنم که اطلاعات در حرکت به سمت درون در بین راه سیب زمینی ها را
در سیستم های مختلف مغزی جا گذاشته و خود به رفتن ادامه میدهد و ¶ اگر این اتفاق برای
تمام سیب زمینی ها نیفتد حد اقل برای بخشی از این اطلاعات این اتفاق میافتد ¶ یعنی از شروع حرکت
مجموعه پیامهای درونی و پیرامونی تا قشر منتشر مقداری از اطلاعات دریافتی
پیرامونی ( سیب زمینی ) از اطلاعات گروه مرد درونی ( بادام زمینی ) جدا میشود . ¶ البته بنظر من باید آن
سکوی بغل طوری که دیدم از طوری چهارخانه سیب زمینی بیرون آمده و روی آن افتاده
بود یک سیستم سلولی بین راه باشد که آن سیب زمینی یا پیامهای دریافت شده از
پیرامون را دریافت میکند . ¶ میتوانم اینطور بگویم که تا رسیدن این پیامها به مغز
مقداری از اطلاعات گرفته شده حال از پیرامون به سیستم های بین راه داده میشود . ¶ فعلاً ازجمله سیب
زمینی پاره شده چیزی نمیدانم و برایم سیب زمینی پاره شده مفهوم نیست شاید
میخواسته ام بنویسم طوری پاره شده بود . بهر صورت فعلاً این مسائل برایم مفهوم
نیست . خسته شدم فکر میکنم نوشتن برای الان بس باشد .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه
تفسیرخواب کار سلول های دو قطبی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر