1700
|
23/2/73
|
مورچه های بالدار
|
1
|
1
|
923
|
||
♣ تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . الان خواب میدیدم در جائی با
ماشینی به فضای بازی رفتم و پیچیدم سمت چپ . مثل اینکه از روی پلی گذشتم . با
سرعت پیچیدم و میخواستم بایستم ، متوجه شدم هنگامی که میخواستم بایستم درب سمت
چپ ماشین باز بود . من بین درب و ماشین بودم و پایم داشت به زمین برخورد میکرد ،
یک لحظه فکر کردم نکند ماشین نایستد . در اینجا مثل اینکه چند نفر از میهمانهائی
را دیدم که میدانستم قبلاً با هم بوده ایم . آنها وسایل خودشان را جمع کرده منتظر
بودند با وسیله ای بروند . در اینجا که من پیاده شده و داشتم با عجله به طرف
کسانی در سمت شمال میآمدم مثل اینکه آنها توی اطاق یا جائی بودند ، یکی از آن
اشخاص ( میهمان ) گفت فرودگاه ، من بر گشتم چیزی گفتم . البته منظور من این بود
صبر کنند بر میگردم آنها را به فرودگاه میرسانم . بعد رفتم توی آن فضا و مکانی
که شاید اطاق و جائی در سمت شمال بود . درآنجا اول دیدم در سمت راست آن فضا یا
اطاق ♀ روی زمین نشسته و پاهایش را دراز کرده و به دیوار تکیه
داده بطوریکه پشتش به دیوار سمت جنوب است . یعنی جائیکه من از آنجا وارد آن اطاق
یا فضا شده بودم . بعد دیدم ♂ در امتداد پاهای ♀
روی پای او ( فکر میکنم بصورت طاقباز ) خوابیده بود بطوریکه سر ♂
طرف شکم ♀ بود . روبروی محلی که وارد شده بودم
مثل اینکه تخت یا سکوئی غربی شرقی بود ، اول مثل اینکه دیدم ♀
روی آن خوابیده بطوریکه سر ♀ سمت شرق بود . نمیدانم ♂
یاکسی دیگر را دیدم یا نه . بعد یادم است طرف پای ♀ که
روی آن سکو یا تخت خوابیده بود بودم . نمیدانم خود ♀ را
دیدم یا پشت سر ♀ و در امتداد او شخص دیگری را دیدم
خوابیده ، در امتداد و مثل او ، ولی شاید کمی پائین تر از او ، یعنی بین ♀ و
دیوار . به نظرم میآید آن شخص برادرم بود و شاید هم همان ♀
بوده که پارچه ای ( ملافه ای سفید ) روی او پهن بود . در اینجا توجهم به مورچه
هائی روی پارچه جمع شد ( جلب شد ) که با سرعت در حال رفت و آمد بودند ( بیشتر
سمت حرکت آنها به سمت دیوار در طرف شمال بود ) اول متوجه شدم آنها مورچه هائی با
قد کشیده و دراز هستند که با تندی و سرعت در حال حرکت بودند ولی بعد متوجه شدم
آنها کم و زیاد میشوند ، در اینجا متوجه شدم بعضی از آنها پرواز کرده و بعضی ها
مینشینند ، متوجه شدم آنها مورچه های بالدار هستند اما راه رفتن آنها با سرعت و
شتاب بود . بعد یادم است دوباره مثل اینکه منهم با همان عجله اولیه بیرون اطاق
بودم و داشتم به آن محوطه نگاه میکردم ، میخواستم بروم سوار ماشینم شده برویم یا
آن کسانی را که اول دیدم ببرم . دیدم آقای ♂
وسایل آن اشخاص را سوار ماشین کرده ( چیزی ندیدم ولی میدانستم آنها و وسایلشان
را بار کرده ) و آماده حرکت به سمت فرودگاه است . من فکر کردم خودم قصد داشتم
آنها را ببرم ولی ♂ فکر کرده تا من اینجا هستم آن اشخاص
را که میدانستم قبلاً با هم و میهمان بودیم به فرودگاه ببرد . ♠
توضیحات و
یافتهها :
1 - خواب من
صحنه های بیشتری داشت که یادم نیست .
2 - من خواب
خودم را همین صبح دیدم چون قبل از دیدن آن بیدار شده بودم و یادم به خوابی نبود .
3 - نکات
جالبی در این خواب هست که باعث شده بلند شوم با وجود شلوغی اینجا مشغول نوشتن شوم
.
4 - طرز
ایستادن ماشین و موقعیت من به این معنی است که در آن لحظه من یکی از همان مورچه
های بالدار در حال نشستن بوده ام . درِ سمت چپ بال سمت چپ من ، تنه ماشین ( پیکان
) درِ سمت راست و بال سمت راست من . پاهای منهم پاهایم که برای نشستن ، اول آنها با
زمین برخورد کرد ( میکند ) . اگر درست به صحنه دیدن آن مورچه های بالدار و نشستن
آنها توجه کنم. در صحنه اول ، من یکی از همان مورچه های بالدار در حال نشستن بوده
ام .
5 - قد کشیده
مورچه های بالدار همانند سیستم نشستن روحا و هوشنگ بود . یعنی هوشنگ
و روحا یک مورچه بالدار بوده اند .
6 - بنظر من هوشنگ راننده یا پاهای مورچه و روحا بالهای مورچه بوده . درِ سمت چپ و بدنه سمت
راست همان روحا بوده که هنگام دیدن مورچه های
بالدار ، آن بالها بوده .
ساعت سه بعد
از ظهر ویلاشهر منزل مهین مسائل دیگری از خواب دیشب یادم آمد :
7 - اینطور
یادم است در خواب دیشب یک جا دائی نصرالله (دُرچه ای ) را دیدم و مسائلی بود که یادم
نیست .
8 - ماشینی که
دیشب سوار آن بودم شکلاً چیزی مثل ماشین پیکان هوشنگ بود با همان رنگ و قیافه که فعلاً
سروش آنرا خریده و دارد.
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی یافتههای
درست و اشتباه گذشته :
/
6/5/73
/
در خواب مورچههای بالدار وقتی بین درب ماشین و بدنه آن بودم و پایم به زمین
برخورد میکرد و میخواستم به آن صورت بایستم همان مورچههای بالدار صحنه بعد بودهام
که دیدم جایی مینشینند و بلند میشوند.
/
6/5/73
/
امروز یاد این خواب افتادم و متوجه شدم یوسف یا یوسفی به معنی شخص
یا چیزی است که لحظاتی موجود و لحظاتی ناپیداست ، میتوان گفت یوسف، گمشده ایست
که عاقبت پیدا میشود، دلیل رسیدن این فکر به ذهن من این است که در این خواب مورچههای
بالداری دیدهام موقتاً روی مردهای روی زمین مینشینند و بعد دوباره بلند میشوند
و من این نشستن و بلند شدن را برای مورچهها فرودگاه دانستهام . به نظر من همین
بودن و نبودن در یک مکان یوسف بودن است که در این خواب با نماد
یوسفی همکار پستیام تصویر شده 3.17
/
9/5/73
/
در این خواب فرودگاه مکانی بوده که مورچههای بالدار روی ملافه سفیدی که روی مردهی
برادرم بود مینشستند بلند میشدند. 2.38 .
/
11/5/73
/
در این خواب پای من کاری مانند ترمز ماشین انجام داده و باعث شده با تماس گرفتن با
زمین، من از حرکت بازبایستم. 2.38 .
در
حاشیه : این نشان میدهد که خود من یک مورچه بالدار و پایِ منِ مورچه،
ترمزی بوده برای ایستادن و ادامه ندادن به پرواز.
/
11/5/73
/
تا کنون دلیلی بر درست بودن این نظر خود نداشتم که گروه پیام مجموعهای از گروه زن
و مرد خوابهای من است اما اکنون با توجه به وجود مورچههای بالدار در این خواب
متوجه شدم هر جا نمادی متشکل از دو گروه زن و مرد در خواب باشد آن نماد در گروه
پیام قرار میگیرد مانند مورچههای بالدار در این خواب، مورچه در گروه مرد ، بال
در گروه زن - 5.25 .
/
5/7/94
/
من در شرایط سوار ماشین و ایستادن و تماس پایم به زمین یک مورچه بالدار در حال
نشستن در فرودگاه که ملافه سفید باشد بودهام.
/
5/7/94
/
امروز پنجم مهرماه سال نودوچهار متوجه شدم این خواب با عنوان مورچههای بالدار در
رابطه با کوانتوم و موارد مربوط به آن است. /
در این خواب مورچههای بالدار فلش و فلش بک کوانتوم بودهاند.
/
5/7/94
/
در این خواب روحا، نمادی است بامعنی و مفهوم هست و نیست. زن بودن روحا، بامعنی ی
هست، و روح بودن او بامعنی ی نیست . / نشستوبرخاست مورچههای بالدار روی مرده،
رفتوبرگشت فلش کوانتوم به کوانتوم است درنتیجه، مرده دیدهشده یک کوانتوم، و
مورچههای رفتوبرگشت شده فلش و فلش بک کوانتوماند.
/
8/8/98
/
با توجه به معانی و مفاهیم این خواب با عنوان مورچههای بالدار که در رابطه با یک
کوانتوم است، و اینکه مورچههای بالدار فلش و فلش بکهای کوانتوماند میپذیرم در
این خواب، دیوار پشت سر روحا، غشاء کوانتوم، و خود روحا، پروتون، هوشنگ هم نماد
نوترون بوده.
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی
تغییرات و یافتههای جدید :
| |||||||
۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه
مورچه های بالدار
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر