|
1857
|
25/9/73
|
♀ در بغل من
|
|
1
|
1
|
|
993
|
|
♣ تمام خواب : ساعت نه و پانزده
دقیقه صبح . وقتی صبح بیدار شدم متوجه بودم خوابی دیده ام ولی یادم نبود ، فقط
یک صحنه از آن به این صورت بود که ♀ همانند بچه ای کول من بود ( بغل
سمت چپ من ) او همانند کودکی در بغل من و رویش به پشت من و سرشانه من بود . من
یادم است حدوداً دوبار به فاصله زمانی دست خودم را بطرف آلت تناسلی او بردم و با
یک یا دو انگشت آلت تناسلی دخترانه او را نوازش کردم ، درست یادم است آلت تناسلی
گوشتالو و برجسته دخترانه او به خوبی در زیر انگشت و دست من حس شد و من برجستگی
... آنرا احساس کردم . البته همانطور که در بغلم بود این کار انجام شد . خواب من
غیر از این مورد صحنه های دیگری هم داشت ولی یادم نیست . وقتی از خواب بیدار شدم
¶ بنظرم رسید صحنه انگشت
گذاشتن من در بیداری به گوشه لبهای♀ باعث پیدایش چنین خوابی شده و
برایم شناخت جالب دیگری بوجود آمد . ♠
توضیحات و یافته ها : 1 - ¶ در این خواب آلت
تناسلی ♀
جانشین لبهای او در بیداری شده . 2 - ¶ نگاه من در بیداری به ♀ که نگاهی پدرانه و
دلسوزانه بوده ، در خواب بصورت بغل کردن او بصورت کودکی ظاهر شده . 3 - ¶ فکر میکنم ضمن اینکه نگاه من پدرانه و دلسوزانه
بوده و همین باعث شده او بصورت کودکی در بغل من ظاهر شود مایه ای هم از سکس و
زیبائی و دوستی داشته چون درخواب دستم را به طرف آلت تناسلی دخترانه او برده
وآنرا دو بار لمس کرده ام . این لمس کردن بصورت خیلی واقعی و احساس واقعی
برجستگی و گوشتی بودن آلت تناسلی او در خواب ظاهر شده ، اما در دنباله آن احساس
جنسی به من دست نداده بلکه احساس بغل کردن یک کودک و دوست داشتن یک کودک به من
دست داده . بهر صورت میتوانم بگویم احساس زمان بیداری و احساس زمان خواب من چیزی
بین احساس پدرانه و احساس سکسی بوده که چنین خوابی دیده شده . 4 - ¶ منظور من از کلمه سکس ، زیبائی و دوست داشتن زیبائی
است ، منظور من در اینجا داشتن احساس جنسی نیست .
پیش از شروع به یادداشت خواب : دیشب حدود چهار و پنج صبح به
... رسیدم . از ماشین پیاده و به اینجا آمدم . به دلیل بیماری و داشتن حالت
اسهال و ... ، ♀ حتی بلند نشد با من
احوالپرسی کند . وقتی دیدم خیلی توی هم است برای اینکه او را به حرف وا داشته
باشم کمی با حرف سربسر او گذاشتم و بعد مثل اینکه با کودکی بازی کنم انگشت به
اینطرف آنطرف گوشه لبش گذاشتم و اصطلاحات بچه گانه بکار بردم . او اینقدر بی حال
بود که حال جواب دادن نداشت و من فکر کردم بهتر است ... ، این مساله گذشت و من
آمدم خوابیدم .
یافته ها : . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : احساس لمس آلت تناسلی دخترانه در خواب : : احساس لمس لبها در بیداری 12.21 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : آلت تناسلی♀ : : چهره ♀ 12.21 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : آلت تناسلی ♀ درخواب
: : لبهای ♀ در
بیداری . 6/6/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۱۹, پنجشنبه
♀ در بغل من .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر