|
1803
|
16/7/73
|
پوشیدن دیگ سیاه بصورت شلوار
|
|
1
|
1
|
|
972
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و ربع صبح . ... ، در کل اینطور یادم است که عده
ای توی اطاق جمع میشدیم و کارهائی در رابطه با یک عروسی انجام میدادیم . و باز
در دفعه ای دیگر و روزی دیگر بود دوباره جمع میشدیم و دنباله آن کارها را که در
رابطه با یک عروسی بود انجام میدادیم . یک صحنه یادم است توی اطاق ♀ و ♂ و ♀ را
دیدم ، کسانی دیگر هم بودند ( زن ) که الان یادم نیست چه کسانی بودند اما شاید ♀
یکی دیگر از آنها بوده . اینطور در نظرم است هر کسی به تنهائی و بصورت دسته جمعی
کارهائی مربوط به عروسی میکردیم . صحنه های فراوانی اتفاق افتاد که فقط من یک
صحنه یادم است و آن این بود که یک چیز دایره مانند لاستیکی سیاه شکم برآمده قد
یک دیگ بزرگ دیدم دستم بود ، اینطور یادم است توی آن آب ریختیم یا میخواستیم
بریزیم . درست نمیدانم چه عملی انجام دادیم ولی کلاً قصد آب ریختن توی
آنراداشتیم . اینطور یادم است این مرحله و این روز گذشت و دفعه ای دیگر داشتم
توی اطاق میآمدم تا به همان کار ها ادامه دهیم ، دیدم غیر از افراد معمولی ،
کودکانی دانش آموز هم توی جمعیتِ نشسته توی اطاق جمع هستند و من فکر کردم اینها
نباید اینجا باشند با این نظر که مسؤولیت فعالیت های افراد توی اطاق با من است .
آن کودکان را یکی یکی از آن اطاق فرستادم بیرون تا ماها که میباید کارهائی
میکردیم به کارمان برسیم . در یک صحنه دیگر از خواب یادم است همان دیگ لاستیکی
سیاه شکم بر آمده دستم بود و میخواستم آنرا بصورت شلوار بپوشم ، یادم است ♀ و
شاید ♀ و زنی دیگر در کنارم بودند . البته این مساله در نظرم
است که توی آن دیگ لاستیکی سیاه رفته بودم و میخواستم آنرا مثل شلوار بالا بکشم
، اما میدانستم به تنهائی بدلیل چسبندگی دیگ به من ( حالت الاستیک ) نمیتوانم
آنرا بالا بکشم . در اینجا یادم است فقط یک شورت سفید به پا داشتم ( یکی از شورت
های سفیدی که مدتی است میپوشم ) و مثل اینکه از ♀
خواستم کمکم کند تا آن شلوار را بپوشم . البته ♀
جلو رویم بود و توجهش به حدود پنیس من بود ، من فکر کردم ♀
متوجه است بفهمد من پنیس دارم یا نه و منهم تقریباً به همین دلیل ، و اصولاً
بطور کلی دوست داشتم ♀ با کمک کردن به من برای بالا کشیدن
آن دیگ لاستیکی به پایم توجهش به ... جلب شود . یعنی نگاه او و آمدن دستش به
نزدیک ... برایم لذت داشت ، بعد ♀ چنین کاری کرد و نزدیک آمد
دستش را به لبه دیگ سیاه چسبیده به من گذاشت و کمک کرد آنرا بصورت شلوار بالا
بکشم . البته هر چند نگاه او به محدوده تناسلی من بود و کوشش داشت با این کارش
دستش احیاناً به ... من برخورد نکند اما همین کمک و نگاه او برای من لذت جنسی و
کِیف داشت ( با نوک انگشتان لبه آن دیگ لاستیکی را گرفت ) ، بهر صورت با کمک ♀
دیگ لاستیکی را همانند یک شلوار به پا کردم . در صحنه ای دیگر یادم است همانطور
که آنرا پوشیده بودم داشتم نگاه میکردم ، دیدم الان که پوشیده ام دیگر بصورت دیگ
و سیاه نیست بلکه بصورت یک شلوار معمولی به رنگ خاکی کم رنگ است ، با این وجود
هنوز میدانستم که جنس این شلوار لاستیکی است ، حتی اینطور میدانستم که رنگ سیاه
، رنگ درون شلوار است . ولی الآن میدیدم رنگ بیرون شلوار که جنسش لاستیکی بود
خاکی کم رنگ و رنگ داخل آن هر چند نمیدیدم میدانستم سیاه است . در اینجا یادم
است در جائی که فکر میکنم خیابان کوچه شهربانی بطرف خیابان امام بود بودم و دختر
بچه ای با من در حال رفتن بود ، کلاً در این مرحله اینطور میدانستم که من و آن
دختر بچه و دیگران ( زنهای دیگر ) داریم جائی میرویم که باز کل مساله را در رابطه
با همان موضوع عروسی میدانستم . توضیح : 1 - خواب دیشب من صحنه های خیلی زیاد با
ریزه کاری های جالب داشت که یادم نیست . آنچه را من الان نوشتم یک بیستم صحنه
های دیده شده هم نیست . 2 - دیشب ♂ با ♀ و
بچه ها منزلم بودند و بیشتر صحبت ما روی موضوع زن گرفتن ♂ برادر ♀
بود . آنها یکی دو هفته بود از من خواسته بودند از ♂
اجازه بگیرم ، برای خواستگاری ♀ به منزل ♂
بروند و ... . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : : دیگ سیاه
لاستیکی 2.66 . ¶ . من یا دیگران : من تناسلی ام بوده ام : : در این خواب اینطور
نوشته ام . البته این مساله در نظرم است توی آن دیگ سیاه لاستیکی رفته بودم .
باتوجه به شناخت من از این خواب که میدانم دیگ سیاه مطرح شده نمادی بوده برای
تناسلی زن ، رفتن من توی آن دیگ سیاه به معنی رفتن پنیس درون ... بوده که در این
صورت من در آن شرایط تناسلی خودم بوده ام 23/2/76 - 6.21 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیگ سیاه لاستیکی : : واژن 12.56 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : آب درون دیگ : : احساس درون واژن .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : واژن . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : چسبندگی دیگ به من : :
چسبندگی واژن به پنیس 12.57 . ¶ .
تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه
پوشیدن دیگ سیاه بصورت شلوار
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر