|
1767
|
20/5/73
|
توالت یعنی چه ، معنی توالت چیست
|
×
|
1
|
1
|
|
953
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه صبح . اینطور یادم است توی
حیاط یک منزل و توی توالت آن منزل که در سمت شرق حیاط منزل قرار داشت بودم .
میدانستم قبلاً توی این خانه زندگی کرده ام و توی این توالت آمده ام اما ، باز
میدانستم الان توی این خانه زندگی نمیکنم ، به همان دلیل آشنا بودن و قبلاً بودن
فکر میکردم اهمیتی ندارد من توی این توالت توالت کنم . اینطور میدانم اطاقک
توالت کمی بلندتر از حیاط منزل و حیاط منزل کمی بلند تر از کوچه بود . بنظر من
سرتا سر قسمت شرقی حیاط منزل اطاقهای کوچک بود و من توی یکی از آنها بودم .
اینطور میدانم رویم به سمت جنوب بود و میخواستم سر توالت بنشینم و این افکار و
شناخت ها را داشتم . بعد اینطور میدانم توی همین اطاقک بودم ( توی همین مکان ) ،
دیدم یکی از دوستان آشنا دارد به طرفم میآید ( از سمت جنوب ) ، در خواب او را
میشناختم و با او با آرامی مشغول صحبت شدم ولی الان یادم نمیآید چه کسی بود ،
بیشتر فکر میکنم او از دوستان قدیمی ام بود . البته اینرا هم بنویسم که آن خانه
وآن مکان را در روستا میدانستم ، هر چند جای بخصوصی یادم نیامد ولی میتوان گفت
شاید ... بوده ولی ... با شناخت بیداری من نبود . آن دوست و آشنای مردکه قدی
پائین تر از متوسط داشت را هم در رابطه با آن محیط و آن روستا میدانستم ، هرچند
اسم او الان یادم نمیآید ولی باید از دوستان قدیمی من در ... یا جائی دیگر باشد
، بهر صورت من لحظاتی با آن دوست قدیمی صحبت کردم ولی از حرفهایمان چیزی یادم
نیست . بعد اینطور میدانم داشتم وسایلم را جمع میکردم تا از آن اطاقک توالت و
منزل بیرون بیایم و بروم ولی وسایلم جمع و جور نمیشد ، در جائی هم مشغول درست
کردن لباسم و پوشیدن لباس بودم ولی آنهم مرتب نمیشد . در اینجا یک صحنه اینطور
یادم است که دیدم زن صاحب خانه ام (♀ ) پشت سر من و درست نزدیک من
رو به شرق و شرق جنوبی مشغول نماز خواندن است و این در حالی بود که من رویم به
سمت جنوب بود . البته من فکر میکنم از سمت راست خودم به پشت سر نگاه کردم و او
را دیدم ، یعنی زمانی که او را دیدم باز فکر میکردم او در پشت سر من دارد نماز
میخواند . من این کار او را به اطمینان او به خودم نسبت دادم و در جائی دیگر
دیدم ، همانجا پشت سر من رختخوابی پهن است و زن صاحبخانه برای بیشتر رعایت کردن
حجاب توی رختخواب رفته و احیاناً دارد نماز میخواند ، باز دیدم او با چادر توی
رختخواب است . بعد یادم است شاید همینجا جای رختخواب و زن همسایه ، من مشغول
درست کردن ساکم بودم ( ساک پارچه ای ) تا از آن اطاقک بیرون بیایم ، اینطور در
ذهنم است منظره عمومی یک ساک پارچه ای جلو رویم بود و چیزهائی توی آن که از
برآمدگی اطراف ساک پارچه ای متوجه بودم چیز هائی توی آن است ولی در ذهنم نبود چه
چیزهائی باید تویش باشد و یا هست ، بعد هم بدنه بیرون ساک را جور بخصوصی دیدم ،
یعنی یک جا دیدم چند بار چند دانه برنج از بدنه ساک روی زمین ریخت که فکر کردم
این برنجها کجا بوده و فکری بودم منکه برنج نداشتم ، بعد هم روی بدنه ساک ( شکم
ساک ) برجستگی های آب یا شبنم بصورت برجستگی های دانه دانه هوا در زیر پلاستیک
های آمده همراه اجناس از خارج دیدم که تقریباً آنها را همان برنج ها دانستم ، و
چون بر بدنه ساک در قسمت کمی از آن بود نمیدانم با دست یا با پا به آن قسمت ساک
زدم و منظورم این بود که اگر از دانه برنج یا حباب هواست محو شود ، یا اگر دانه
آب است بریزد ، یادم نیست چی شد ، فقط میدانم متوجه شدم اینها مربوط به مورد توی
ساک میشود که نمیدانم چیست ، حدس میزدم شاید تکه یخ باشد که روی ساک به این صورت
در آمده ، در این حال حدس زدم و فهمیدم گذاشتن این چیز توی ساک من کار زن همسایه
است که پشت سرم نماز میخواند ، یعنی قکر کردم به عنوان محبت ، زن همسایه این چیز
را توی ساکم گذاشته و احیاناً همین باعث این حبابها روی بدنه ساک شده ، در اینجا
مثل اینکه به جلو نگاه کردم ( به سمت حیاط منزل ) ، میخواستم بدانم آیا زن
همسایه چنین کاری کرده یا نه ، بعد دم در خروجی منزل توی منزل بودم و توجهم به
کوچه که گودتر از حیاط منزل و درب منزل بود جلب بود ، البته میدانم توی منزل در
محل درب منزل بودم ولی دیوار یا دربی ندیدم و یادم نیست دیده باشم . در اینجا
یادم است زن همسایه که او را همین ♀ خانم زن صاحب خانه مان
میدیدم داشت به سمت من میآمد و با کمی فاصله پشت سر او آقای ♂ (♂ )
داشت به سمت من میآمد . خانم ♂ زن همسایه همینطور که داشت به سمت
من میآمد من تصمیم داشتم بپرسم آیا آن چیز را او توی ساک پارچه ای من گذاشته یا نه
ولی دیدم او مشغول صحبت و تعریف از من از قول مردم محل و روستا است و از رفتار و
کردار من دارد تعریف میکند ، البته از قول دیگران و مردم . هر چند من در مرحله
اول او را همین خانم صاحب خانه مان دیدم ولی بعداً او تیپ و شکل دیگری داشت که
میتوان گفت شکل او نزدیک به (♀ ) مادر ♂ یا
مادر ♂ بود ولی من او را زن صاحب خانه قبلی خودم میدانستم .
توضیح اینکه اول او را شکل زن صاحب خانه فعلی و بعد او را زن صاحب خانه قبلی
خودم میدانستم . یادم نیست ♂ چیزی گفته باشد ولی قیافه ای متبسم
داشت و توجهش به من بود و با کمی فاصله پشت سر زن صاحب خانه . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : شبنم : : برنج / حباب هوا 2.133 . ¶ . تفسیرها : 10/7/81 - 20/5/83 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه
توالت یعنی چه ، معنی توالت چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر