1752
|
4/5/73
|
بیاد آمده ها شماره سی و یک :
تعداد سی و چهار عدد
|
×
|
||||
♣ چکیده بیاد آمده ها : متنوع است مطالعه شود .
شماره اول 20/3/73 : اکنون
خواب 5/10/69 با سؤال معنی دکتر را خواندم . تا آنجا که تحقیق کرده ام دکتر در
خوابهای من نمادی برای بخشی از قسمت بالائی تشکیلات مشبک پایه مغزی است و اگر با
این نظر بخواهم این خواب را تفسیر کنم دکتر بخش تفکر مغز میانی است که هم با
پیرامون بدن و هم با قشر منتشر مغز در ارتباط است ( به این صورت که دست راست
گیرنده های احساسی از پیرامون و دست چپ گیرنده های احساسی از قشر منتشر است ) و
دکتر مرحله تفکر و ارسال اطلاعات رسیده از پیرامون به قشر منتشر است . شماره دوم 20/3/73 : الان خواب 8/12/69 با سؤال
معنی خیال چیست را خواندم . یادم است در رابطه با این خواب یادداشتهای زیادی
نوشته ام اما آنچه اکنون به ذهنم رسید معنی بهمن ... است . در فرهنگ مغز من بهمن
به معنی توده ای عظیم از برف و ... فردی برتر است و چون میدانم ... در خوابهای
من نمادی برای اطلاعات بایگانی شده قشر منتشر مغز است باید بهمن ... توده ای
عظیم از ... یا توده ای از اطلاعات بایگانی شده مغز باشد و چون میدانم کتاب در
خوابهای من خیال و تصور است ♂ ... باید توده ای عظیم از کتاب باشد
و باز چون مکان من در این خواب حمام و قبرستان سرپل بوده کتاب ها و ♂
... باید مرده ها یا اطلاعات بایگانی شده قشر منتشر مغز باشند . در اصل ♂ ...
به معنی توده ای از کتاب ، توده ای از تفکر و خیال ، و توده ای مرده خاک شده در
قبرستان بوده . شماره سوم 21/3/73 : در خواب
اول معنی خیال 8/12/69 جائی بین حمام و قبرستان سرپل بودم و اینطور میدانستم
کتابی از من را♂ دور انداخته بود و بعد در خواب دوم
دانسته ام ♂ ، ♂ ، و ♂
مرده اند . بنظر من این دو خواب ، هم از نظر ظواهر امر و هم از نظر خواب شناسی
که من از خوابهایم دارم دنبال هم و هردو یکی است . شماره
چهارم 21/3/73 : الان داشتم یادداشت 9/10/69 را میخواندم متوجه موضوع
جالبی در این یادداشت شدم و ... ، من امشب ده دقیقه ای خوابیدم و یاد خواب معنی
رؤیا افتادم که در آن بیاد مرگ و فیلم ده فرمان افتاده بودم . فکر کردم چقدر عقل
و شعور ما کامل است و چقدر دقیق که باید بعد از چندین سال که از دیدن فیلمی
گذشته یک صحنه آن در خواب برای من تداعی شود آنهم برای اطلاع رسانی به من و نشان
دادن کار رؤیا و معنی رؤیا . امشب فکر کردم اگر بیداری برای رؤیا یک مرگ است پس من
زندگی هستم و عاقبت بر مرگ و تاریکی پیروز میشوم ، همچنین به حیات و رمز حیات پی
خواهم برد . میدانم راهی را که انتخاب کرده ام به نتیجه خواهد انجامید . اگر در
فیلم ده فرمان ، مرگ در کوچه ها راه افتاده بود و همه را نابود میکرد ، من حیات
و روشنایی هستم و به تاریکی های مغز نفوذ خواهم کرد تا به زندگی و حیات برسم هر
چند این حرکت با فراز و نشیب باشد . من اطمینان دارم همانطور که با خاکه های
الماس سنگ سخت الماس را تراش میدهند و آن سنگ سخت گرانبها ترین شیئ روی زمین را
به وجود می آورد من نیز با همین خواب و رؤیای بی مقدار صدها سال دنیا را به جلو
خواهم برد و کشفی بالاتر از کشف آتش و اختراعی بالاتر از اختراع چرخ به دنیا
ارائه خواهم داد . من باید در مغزم جعبه سیاه را پیدا کنم همانطور که چهار راه
را پیدا کردم . شماره پنجم 21/3/73 : الان خواب
فرق جسم و روح چیست را خواندم 1/9/72 متوجه شدم در یک صحنه مردی را دیده ام که
از سر او نوری روی زمین میتابد و بعد یادم است خودم از توی جیب بغل سمت چپ کتم
چراغ قوه ای بیرون آورده نور آنرا روی زمین انداخته ام . از نظر من ... ، ...
# این بیاد آمده تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه
بیاد آمده ها شماره سی و یک : تعداد سی و چهار عدد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر