1890
|
20/11/73
|
با توجه به دوربین عکاسی و ساعت
ریکو و چشم ها می خوابم
|
×
|
1
|
1
|
1014
|
|
♣ تمام خواب : در شرایطی یادم است در
مکانی بودم که در خواب آنجا را جایی در سمت غرب خیابان چهارباغ اصفهان حدود دروازه
دولت میدانم بود. مثل اینکه فضای پاساژ مانندی که در آن مغازه هم بود دیدم و نگاهم
به سمت جنوب پاساژ بود. در خواب مسائلی پیش آمد و من مثل اینکه نمیدانم خودم متوجه
شدم یا با کسی صحبت کردم که اینجا قبلاً کافه تریا بوده، یعنی میدانستم آن مکان
پاساژمانند نزدیک دروازه دولت در سمت غرب چهارباغ، قبلاً کافه تریا و شاید تئاتر
بوده.
بعد یادم است
در همین فضا توجهم به سمت شمال پاساژ بود و نگاهم به شخصی بود که رویش به سمت غرب
بود. اینطور در نظرم است که او میباید یکی ازهنرپیشه های مرد سینمای ایران باشد
ولی در خواب این مسائل به ذهنم نرسید. در اینجا در یک صحنه متوجه شدم مردی درشت
هیکل با ریخت و لباس بخصوص از سمت ته پاساژ به سوی او آمد و به او توجه دارد.
اینطور به ذهنم رسیده که آرایش صورت و سبیل و لباسهای او همانند دوران لوئی
شانزدهم یا قرن شانزدهم است. البته لازم به ذکر است که در خواب چیزی از لوئی
شانزدهم و قرن شانزدهم به ذهنم نرسید حتی بعد از بیدار شدن و مرور کردن خواب هم
چیزی به ذهنم نرسید، ولی الان حس کردم باید لباسها و قیافه او شکل دوران لوئی
شانزدهم و قرن شانزدهم باشد. البته وقتی از خواب بیدار شدم میدانستم این چهره و
لباس مال زمان های گذشته خارجی ها است . به هر صورت آن فرد درشت هیکل با آن وضع ظاهری، به سمت آن مرد
ایستاده حدود دیوار سمت شمال پاساژ آمد وتوجهش به او بود، آن مرد ایرانی هم به سمت
او توجه داشت. بعد یادم است آن مرد درشت هیکل همینطورکه به جلو میآمد توجهش به من
و سمت منهم جلب میشد. اینطور دیدم که او متوجه سمت من شده و همینطور که نزدیک میشد
به آن مرد، و دور میشد از من، به سمت من نگاه میکرد و رفتاری داشت که معمولاً بچه
ها و بزرگترها چنین رفتاری را در مقابل دور بین فیلم برداری دارند. یعنی نگاه او
به سمت من و رفتارش نشانه ی من بودن دور بین فیلم برداری بود . در تمام این شرایط
که او اول توجهش به آن مرد و بعد توجهش به من بود و آن رفتار را داشت. من توجهم به
ریخت و قیافه زمانهای گذشته او بود و داشتم بررسی میکردم که این شخص مال دورانهای
گذشته است یا مال این زمان و الآن . باز تکرار میکنم صحنه های خوابهای دیشب من بی
اندازه زیاد و سریال بود اما همین دو موضوع کوتاه یادم است .
توضیح : به
نظر من چون توجه دیشب من قبل از خواب به مسائلی مثل چشم ، دوربین عکاسی و ساعت ریکو
بوده این خواب در رابطه با سؤال است اما نکته جالبی که صبح تا حالا به آن فکر کرده
ام این مسئله است که هرچند چشم ما میتواند کار ساعت بیولوژیک بدن را به عهده داشته
باشد اما در این خواب ساعت بودن چشم به صورت تشخیص زمان در گذشته بوده و چیزی از
شناخت زمان در حال را نمیرساند یعنی میخوام بگویم در خواب دیشب من که میتوانم همان
دوربین عکاسی یا فیلم برداری باشم قدرت تشخیص زمان گذشته را با حال دارم. یعنی
میتوانم تشخیص دهم این صحنه یا این تصویر دیده شده مال گذشته است یا نه، و مال چه
زمانی در گذشته است. و شاید نتوانم تشخیص زمان حال و ساعت روزانه را بدهم. البته
امکان دارد در خواب دیشب من صحنه تصویر شده کلاً برای رساندن توانائی چشم برای
تشخیص زمان باشدکه همان کار ساعت بیولوژیک بدن است .
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی
یافتههای درست و اشتباه گذشته :
/
5/4/76
/
در یادداشت شناخت زیر نود درصد شماره 258 تاریخ 4/4/76 نوشتهام عدد شانزده در
خواب 20/11/73 با سؤال توجه به دوربین عکاسی ساعت ریکو و چشمها نمادی بوده برای
شانزده قسمت بالای پوست بدن عصب گیری شده از اعصاب تریگمینال و C2 تا T6 .
در زمان دیدن این خواب شخص مطرحشده در خواب که او را هنرپیشه ایرانی و قیافه او را
مثل افراد دوران لوئی شانزده و قرن شانزدهم دیدم لباسی به شکل لباسهای آن دوران
پوشیده بود که من در فیلمها و کتابها نمونههایی از آنها دیدهام . این لباس
لباسی گشاد و شنل مانند است که در بالاتنه روی سینه، کتف و پشت بهصورت جدا از
لباس اصلی نمایان است و این ازنظر من همان قسمتهای بالای پوست عصب گیری شده تا
عصب نخاعی T6 است - 5.59 .
/////////////////////////////////////////////
چکیدهی تغییرات و یافتههای جدید : |
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۱۰, سهشنبه
با توجه به دوربین عکاسی و ساعت ریکو و چشم ها می خواب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر