۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

کلید در قفل چه کاری انجام می دهد

1732
27/3/73
کلید در قفل چه کاری انجام می دهد
×
1
1

939
تمام خواب : ساعت شش و هفت دقیقه صبح . یادم است در جائی مثل ایستگاه سابق سواری های ... ، در ... جلو کافه بودم . یک سواری از دیدم که شکل آن شکل ماشین سواری شورلت بود . میدانستم ماشین خود را برای مسافر کشی اینجا گذاشته و باز میدانستم ماشین او برای مواقع خارج از سرویس است ، یعنی مواقعی که ماشین های دیگر نیستند ماشین خود را میآورد مسافر کشی . یک جا یادم است ماشین در جای ایستگاه سواری های ... آماده حرکت بود و من یک بار یادم است سمت راست آن ماشین و یک بار سمت چپ در طرف عقب آن ماشین بودم ، دیدم مسافرها سوار شده اند و تقریباً دیدم ماشین پر شده . حدس زدم جلو ماشین مثل اینکه کودکان هستند و جای من بغل آنها میشود ، آمدم از جلو ماشین پیچیدم سوار شوم ولی مثل اینکه جا نبود و مرا ردیف عقب ماشین در سمت راست زوری جا دادند . در صحنه ای دیگر یادم است توی خانه ای که شمالی بود بودم و یادم است داشتم حمام میکردم . مثل اینکه زنگ زدند و من میدانستم کسان ، مادر و خود او هستند که دنبال یکی از افراد خودشان آمده اند ، البته اینطور در نظرم است که آنها دنبال یکی از زنهای آشنایشان آمده بودند و میدانستم میخواهند اورا ببرند ، اما من میدانستم او مرده است و باید مرده او را ببرند . بهر صورت یادم است بدن و سر و صورت من که مشغول حمام بودم تر بود ، من حوله ای روی سر و بدن خودم انداختم و یادم است این حوله را دور خودم پیچیدم ، حتی اینطور میدانم که این حوله را مانند چادری که به سر میکنند به سر کردم و با آن مثل رو گرفتن رو گرفتم و پشت در رفتم در را باز کنم . اینطور میدانم وقتی در را باز کردم مسیر دید من به سمت شمال و هوا شب بود اما میدانستم نزدیک صبح است . یادم است در سمت راست فضای جلو در خانه ( دورتر ) مادر را دیدم که چادر به سر داشت و منتظر ایستاده بود ، شخص دومی هم بود که نمیدانم بود یا دیگری ، ولی میدانم آنها دنبال یک نفر زن آشنایشان آمده اند ( شاید دنبال زن آمده بودند ) که من میدانستم او مرده است و آنها آمده اند او را ببرند . فکر میکنم فضای خانه در محل ورود به کوچه فضائی کوچک و دارای راه پله بود که البته فعلاً چیزی یادم نیست ( تقریباً مثل همین خانه فعلی که نشسته ام بود )
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: