|
♣ چکیده خواب اول : ساعت سه و سی و هفت دقیقه شب ، اينطور يادم است توي كوچه
اي كه ميدانم كوچه باغ بود بصورت شرقي غربي بودم و يادم است دربِ باغي تمام عرض
كوچه را داشت ، من يك بار يادم است ميخواستم وارد اين باغ شوم كه چگونگي مسائل
ورود به آن يادم نيست فقط ميدانم وارد شده بودم و در همان نقطه ورود يعني محل در
، بالاتر بودم و منظره باغي در سمت چپ ديدم ، ( به طرف جنوب ) در نظرم بود كه
ميدانستم اين باغ مال ♂ دايزه است و تقريباً باغ قديمي و
قبلي دايزه ♂ برايم تداعي شد ، بيشتر فكر ميكنم آنرا بصورت باغي
مُوِستان ديدم ، بعد يادم است دوباره ... ، روبرو حیوانات پشت سر هم ، در بالای
رف دو نوع حیوان دریائی ، ...
چكيده خواب دوم : ساعت ساعت
هشت و پانزده دقیقه صبح جمعه ، خواب ديدم جلو يك ماشين باري و سمت راست راننده
بودم ، اينطور ميدانم با يك ماشين باري كه بار زده بود و اول صبح بود شروع به
حركت كرديم ، باز اينطور ميدانم كه مقصد ما شايد اهواز و آنطرف ها بوده ، من
يادم است جلو خودم يا ماشين را نميديدم و پائين تر از شيشه جلو بودم . آنچه من
ميديدم يا بايد ميديدم زير داشبورت و حدود ميله فرمان بود ، به نظرم ميآيد
راننده در سمت چپ من و بالاتر از من بود و داشت رانندگي ميكرد ، مكان شروع و
مسير حركت ما به نطر من كوچه اي از سرپل بود كه به سه راهي منزل دايزه ♂
ميرسد . يعني جائي كه منزل دوران دختري مادرم بوده . ما از آن كوچه بطور شرقي
غربي داشتيم ميآمديم ، نرسيده به اين سه راهي يادم است راننده از من خواست دنده
عوض كنم ... ،
پا گذاشتن روی پدال کلاج ، گشتن دنبال دنده ، دنده بغل
میله فرمان ، رسیدن به سه راهی نزدیک منزل دایزه اصغر ، دیدن منظره بالا سر
مغازه ای در جلو ماشین ، ...
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : یک در باغ در تمام عرض کوچه در این خواب :
: یک در و قفل روی آن در خواب کار سلول های لکه زرد شبکیه 12/11/68 - 2.132 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خوابها تکمیل خواهد شد #
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر