|
1925
|
19/2/74
|
تفسیرخواب دایزه ♂ نخودچی کشمش / یک
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها :
ساعت حدود یازده صبح . الان مشتری نداشتم و بیکار بودم . توجهم به خواب 25/4/72
با موضوع دایزه ♂ نخودچی کشمش جلب شد . یادم است قبلاً مطلبی در رابطه با
این خواب نوشته ام اما فکر نمیکنم تفسیری بر این خواب نوشته باشم ، فعلاً بصورت
خلاصه موارد دانسته شده را یادداشت میکنم . 1 - یادداشت شب قبل این خواب در
رابطه با تفسیر خواب آتش نشانی صد و چهارده تاریخ 21/4/72 میباشد ، ¶ با مطالعه ای که الان
داشتم فکر نمیکنم خواب من مربوط به آن یادداشت باشد . 2 - آنطور که یادم است
همان شب مقداری نخودچی کشمش خوردم ، شاید این مساله نمادی برای دیدن آن خواب شده
. 3 - ¶ فکر میکنم کل این خواب
مربوط به دهان و فضای دهان و مسائل آن باشد . 4 - ¶ بنظر من درب چوبی یک
لنگه مستطیل شکل افقی توجه به لبهای خودم از جائی مثل درون دهان باشد . ¶ فرضاً من از توی دهان
خودم ( اطاق شمالی ) به لبهای خودم نگاه کنم . ( درب چوبی یک لنگه افقی ) . 5 - ¶ اطاق شمالی یعنی اطاقی
که در رابطه با شمال و درون است ، ¶ در اینجا این اطاق شمالی میتواند فضای دهان ¶ ودرب چوبی یک لنگه
مستطیل شکل افقی لبهای من باشد . 6 - ¶ من و ♀ و ♀ یکی و تماماً مسائل
دهان بوده ایم مثل مخاط دهان ، دندانها ، لب و احیاناً زبان . ¶ فعلاً نمیتوانم این
مسائل را از هم جدا کنم ولی کلاً میتوانم بپذیرم اطاق دیده شده فضای دهان بوده .
7 - ¶ فضای کنار دیوار جنوبی
و بیرون رفتن و برگشتن ♀ و دیگر مسائل بنظر من نشان دهنده
من بودن وما بودن مخاط لبهای من است . ¶ یعنی من مخاط لبهای
خودم بوده ام . 8 - ¶ فکر میکنم قبلاً در یادداشتی در باره حوض دیده شده چهارگوش
به شکل وان مطلبی نوشته آنرا دندان دانسته باشم ، ¶ فعلاً در اینباره شک
دارم . ¶ امکان آن هست این حوض
چهارگوش شکل وان ، دندان یا همین فضای دهان و جانشینی برای اطاق دیده شده باشد .
¶ فکر میکنم استخر ، حوض
، اطاق شمالی یا وان مطرح شده تماماً یکی و همگی نمادی برای فضای دهان باشند .
10 - ¶ سمت غرب استخر پایان
استخر و در اصل سمت پایان دهان بطرف گلو ، ¶ سربالائی بودن آن هم
یعنی سمت درون . 11 - ¶ گود بودن سمت جنوب شرقی یعنی بطرف بیرون بودن آن سمت که
همان به سمت بیرون فضای دهان بودن است . 12 - بطور کلی موضوع ردیف ده و یازده را
اینطور میشود تفسیر کرد . ¶ از میانه دهان به سمت گلو به سمت غرب و سربالائی ، ¶ از میانه دهان به سمت
لبها و بیرون به سمت جنوب شرقی و گود . 13 - ¶ نوشته ام قدّم ، قد
دیواره حوض بود ، این میرساند من مخاط دهان به تمام معنی بوده ام که شامل تمام
مخاط دهان و لبها میگردد . 14 - نوشته ام دلم میخواست آن حوض آب داشت و من با ♀ توی آن شنا میکردیم .
توضیح : ¶ با توجه به مسائل مطرح
شده بعدی فکر میکنم در این خواب من مخاط دهان ، ¶ ♀ زبان ¶ و ♀ پوست بدن من باشد . ¶ البته امکان آن هست ♀ دندان و مسائل دیگر
دهان هم باشد . 15 - ¶ فکر میکنم خواست من برای آب داشتن حوض خواست من برای بودن
غذا در دهان ¶ و شنا کردن من با ♀ در استخر همان فعالیت
مخاط دهان و زبان و احیاناً دندانها برای هضم غذا باشد ، که البته این اتفاق در
دنباله خواب افتاده . 16 - ¶ یک لنگه بودن درب مستطیل شکل همان لبهای من ( لب پائینی ) ¶ و باز بودن لای این
درب باز بودن لای لبهای من است . 17 - ¶ پیدا بودن روشنائی روز
از لای درب پیدا بودن نور آفتاب ¶ و نشانه پیرامون بدن بودن فضای بیرون آن درب است . ¶ در اصل این صحنه را
میشود اینطور تشریح کرد که کسی توی فضای دهان باشد و از لای لبها به بیرون نگاه
کند . 18 - ¶ بودن ♀ در کنار دیواره جنوبی
و کنار او بودن من بنظرم رساننده این مفهوم است که در اینجا من همان ♀ و هر دو مخاط لبهای
خودم در فضای دهان بوده ام . 19 - برای تفسیر صحنه بعدی خواب بهتر است عیناً
جملات یادداشت شده نوشته شود . نوشته ام : « یک لحظه فکر کردم حالا که کسی اینجا
نیست او را ببوسم و به او ور بروم ولی فکر کردم ممکن است ♀ بیاید تو . آمدم بطرف
♀
بروم ولی چون لای درب در سمت ما باز بود بهتر دیدم درب را ببندم ، آمدم درب را
ببندم مثل اینکه درب بسته نماند و دوباره همان مقدار لای درب باز ماند بهتر دیدم
نگاهی به بیرون بکنم ببینم اگر کسی نیست و ♀ نمیآید ♀ را بغل کنم به او ور
بروم . ¶ بنظر من این مسائل در
رابطه با مخاط لبها ( من و ♀ ) و پوست بدن (♀ ) است . ¶ در اینجا بستن و باز
بودن درب همان بوسیدن ♀ ودر اصل قرار گرفتن لبهای من روی همدیگر است . ¶ فرضاً اگر من دوتا لب
خودم را روی هم بگذارم همان بوسیدن ♀ توسط من است . ساعت شروع به
نوشتن این یادداشت حدود یازده بود و الان ساعت یک و پنجاه دقیقه بعد از ظهر است
. در این مدت پست خارجه را بستم و یک مشتری هم راه انداختم . فعلاً باید بروم
منزل چون عصرو فردا مهمان دارم ، اگر شد توی خانه دنبال این یادداشت جالب را
مینویسم . خواب جالبی است و فکر میکنم خیلی از مفاهیم خواب و رؤیا برایم شناخته
ترشد مثل این موضوعات : الف : ¶ ♀ میتواند نمادی برای پوست بدن و ♀ نمادی برای مخاط باشد
.ب : ¶ دایزه ♂ و دادن نخودچی کشمش
به کودکان همین جسم بیداری و بیرونی من است که با کمک دستها نخودچی کشمش توی
دهان گذاشته ام و .. و ... ساعت سه و سی و هفت دقیقه عصرتوی منزل . هنوز مهمانها
نیامده اند بهتر است به نوشتن این یادداشت ادامه دهم . 20 - الان دوباره دنباله
این خواب را خواندم ، فکر جدیدی به ذهنم رسید و این موضوع برایم تقریباً قابل
قبول شد که ¶ در اینجا باید مساله
از زاویه دید ناظری در بیرون بدن مطرح شده باشد یعنی ¶ من همان درب یا لبها
بوده ام و ¶ آن دختر بچه ها
احیاناً گیرنده های حسی مستقر در پوست لب که با گذاشتن نخودچی کشمش توی دهانم در
واقعیت بیداری با لبم تماس برقرار میشده . ¶ این صحنه بصورت گذاشتن
نخودچی کشمش توی دستهای آن کودکان دختر تصویر گردیده . ¶ در اصل قرار گرفتن
نخودچی کشمش روی لبانم برای خوردن در بیداری بصورت گذاشتن نخودچی کشمش توی دستهای
آن کودکان تشبیه شده . ¶ بهر صورت صحبت من ازخواب در این صحنه صحبت از دید یک ناظر
بیرون بدن میتواند باشد . ¶ بنظر من این ناظر همان ♀ یا پوست لبهای من است
. ناگفته نماند در اینجا با مطرح شدن ♀ در رابطه با لبها یاد خواب شیشه
شراب افتادم که در آن دیده بودم ♀ بخاطر خوردن شراب خیلی خوشحال
بوده . ¶ البته نا گفته نماند
درآن زمان من از گونه های ♀ بوسه گرفته بودم و این بوسه
بصورت خوردن شراب درخواب منعکس شده بود ¶ اما چون بوسه توسط
لبهای من گرفته شده بود و به عبارتی میتوان گفت بوسه توسط لبهای من خورده شده
بود من خواب ♀ را دیدم و او نمادی بجای من شده بود ، مانند همین خواب که
♀
نمادی برای لبهای من شده . 21 - ¶ دادن نخودچی کشمش ، دادن احساس به لبها هنگام خوردن نخودچی
کشمش بوده . ¶ من فکر میکنم هر دختر
یک عکس یا یک بسته محتوی احساس برای لبها بوده یعنی همان چیزی که برای بینائی و
عکس گرفتن چشمها قائل هستم . 22 – الان در کلاسور شناخت
گروه سه گانه روح پیام جسم را تماماً خواندم میخواستم ببینم نخودچی کشمش را در
چه گروهی قرار داده ام دیدم تا کنون چنین چیزی یادداشت نکرده ام ¶ اما با توجه به مسائل
این خواب حدس میزنم نخودچی کشمش باید در گروه مرد قرار گیرد یعنی چیزی همانند
شراب خورده شده در خواب شیشه شراب 5/5/72 . 23 - ¶ اگر بخواهم این دو
خواب را مقایسه کنم میتوان گفت این دختر بچه ها در این خواب دانه های انگور آن
خواب و نخودچی کشمش ها شراب دیده شده در آن خواب هستند . 24 - الان از کلمه ده
سیزده یا صحبت سیزده سال چیزی نمیدانم ¶ ولی اطمینان دارم این
عدد سیزده نمادی برای مساله ای در رابطه با فضای دهان و لبهای من است مانند عدد
چهارصد تا ششصد در خواب کار میتوکندری و بخش خارجی سلول مخروطی تاریخ 30/11/73
که نمادی بوده برای تعداد دیسکهای بخش خارجی سلول مخروطی . 25 - ¶ از آنجا که در این
خواب ♀ و ♀ را در سنین کودکی و
سیزده سالگی دیده ام ممکن است این دو نفر
نمادهائی برای دو ردیف دندانهای من ¶ و چون نوشته ام ♀ تعریفی کرد و من
تعریف او را حرفی از شروع زندگی اش دانسته ام عدد سیزده تعداد دندانهای شیری من
در زمان کودکی باشد که جمعاً بیست و شش عدد میگردد بهتر است در اینباره تحقیق
کنم . 26 - اگر حدس من درست باشد ¶ خواست دایزه ♂ برای آمدن کودکان آشنا همین توجه به دندانها
است و مساله پذیرفتنی است چون بعد از گذاشتن نخودچی کشمش به لبها و توی دهان با
دندانها در تماس خواهند بود . 27 - ¶ به این ترتیب میتوان قبول کرد ♀ و♀ نماد هائی برای دو
ردیف دندانهای پائینی و بالائی دهان بوده اند ، ¶ ♀ ردیف دندانهای پائین
، ♀
ردیف دندانهای بالائی ) . 28 - الان بهتر میتوانم نماد دیده شده استخر و وان را
در صحنه های قبل درک کنم چون معلوم میگردد در مرحله دیده شده قبلی دو نماد دیده
شده متفاوت بوده و یکی نبوده ؛ یعنی آن اطاق و درب یک لنگه ، فضا و مخاط دهان و
لبها بوده ¶ و آن استخر و وان دیده
شده مساله ای در رابطه با دندانها . 29 - وقتی دوباره شروع به نوشتن کردم بنظرم
رسید چیزی از بقیه ماجرا نمیدانم ولی مثل اینکه ذره ذره به مسائل دست یافتم . 30
- ¶ تا اینجا این برداشت
میشود که خوردن نخودچی کشمش در شب پیش از دیدن خواب بصورت داستانی از قول دهان و
دندان و لبها در خواب بصورت زیر مطرح شده . ¶ استخر و وان دندانها ؛
¶ اطاق شمالی فضای دهان
؛ ¶ درب یک لنگه لبها ( لب
پائینی ) ؛ ¶ نور بیرون روشنی روز ؛
¶ ♀ در بیرون پوست بدن ؛ ♀ و ♀ دو ردیف دندانها و
... 31 - ¶ همانطور که قبلاً در
یادداشتهائی نوشته ام دایزه ♂ یعنی دایزه + ♂ یا دایزه ای که ♂ است . ¶ بنظر من در اینجا
دایزه نمادی بوده برای ♀ و ♂ نمادی برای من . ¶ به این تر تیب دایزه ♂ در بیرون این اطاق
همان خود من بوده ام یعنی من دایزه ♂ بوده ام و به دهانم نخودچی کشمش گذاشته ام . ¶ خواست دایزه ♂ برای دادن نخودچی
کشمش به دختران آشنا همان خواست من برای تماس با این نخودچی ها با دندان است .
32 - وقتی برای مرتبه دوم توی آن اطاق بودم ، نوشته ام به دیوار غربی تکیه داده
بودم و رویم به سمت شرق بود . ¶ این جمله این معنی را میرساند که در این لحظه من فضای حلق
و گلو بوده ام و دیوار غربی همان خود من بوده ¶ یعنی من نظارت بر
اتفاقات درون دهان داشته ام . ¶ البته با شناختی که از خوابهائی مثل کار زبان 25/8/68 و
خواب معنی گونی نان خشک 17/5/73 دارم در اینجا زبان هم مطرح است و مسائل از دید
زبان هم مورد بررسی قرار میگیرد . 33 - در این فضا ♂ ، استاد ♂ ، و مشهدی ♂ را دیده ام ¶ بنظر من چون نوشته ام♂ همانند من به دیوار
تکیه داده بود باید در اینجا من همان ♂ باشم ¶ و چون ♂ با معنی خدای کوچک است
در اینجا باید ♂ احساسهای کوچک و دریافتی یا همان نخودچی کشمش های ریز شده
باشد ( منظور احساسهای ریز شده است ) 34 - ساعت پنج و دوازده دقیقه عصر . مثل
اینکه دارم قاطی میکنم هنوز میهمانها نیامده اند ، فکر میکنم کم کم پیدایشان شود
، فعلاً این نوشتن را بس میکنم .
|
|||||||
۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه
تفسیرخواب دایزه ♂ نخودچی کشمش / یک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر