۱۳۹۴ تیر ۲۲, دوشنبه

گوشت چرخ کرده یعنی چه

1961
14/4/74
گوشت چرخ کرده یعنی چه 
×
1
1

1049
تمام خواب : ساعت شش و پنج دقیقه صبح . دیشب یک بار نیمه های شب بیدار شدم . خوابی طولانی دیده بودم ولی چیزی از آن در ذهنم نبود ، تنها این صحنه یادم است که نمیدانم از ترس کسی فرار میکردم یا اینکه جوری بودکه مواظب بودم کسی مرا نگیرد ، بالاخره درست یادم نیست موضوع چی بود ولی کلاً یادم است چیزی مثل یک میله آهنی سفید رنگی که شاید آنرا مربوط به موتور میدانستم توی فضائی دایره یا چهارگوش مانند روبرویم بود ، در جائی منهم رفته بودم توی آن فضا و میخواستم آنرا بیاورم بیرون ، این رفتن من این معنی را هم میداد که من مواظب درگیری خودم با آن شخص هم بودم ، مثل اینکه در جائی توی آن فضا با ( ) درگیر بودم و او نمیگذاشت از آنجا بیرون بیایم ، البته همانطور که نوشتم خواب من صحنه های دیگری داشت که یادم نیست . بعد از دیدن صحنه یادداشت شده بیدار شدم و یادم آمد سؤال من گوشت چرخ کرده است ، همان موقع به نظرم رسید آن میله آهنی توی آن فضا و من همان گوشت چرخ کرده بیرون آمده از چرخ گوشتی توی ظرف هستیم ، بنظرم رسید در اینجا باید همان چرخ گوشتی باشد ، البته را با معنی قسمت و میدانستم یعنی فکر میکردم ( میکنم ) به معنی قسمت کننده است ولی حالا متوجه هستم به معنی قسمت کننده نیست و به معنی قسمت کننده است ، بعد خوابم برد .
الان صبح که بیدار شدم یادم است خواب دیده بودم سوار بر وسیله ای بودم و پشت سر ماشینهای دیگر در حال حرکت بودم ، متوجه شدم سمت راست ما کنار دیوارِ مغازه های سمت راستی ، کودکی ( خیلی کوچک شاید یک ساله ) سوار بر دو چرخه یا سه چرخه ای کوچک است و دارد از کنار دیوار جلو میرود . دیوار مزبور دارای زاویه بود و آن کودک هم در کنار دیوار درحال چرخ سواری بود ولی من ترسیدم او از کنار دیوار اینطرفتر بیاید و زیر ماشین برود ، بنظر من سمت دیواری که آن کودک بود تماماً مغازه بود . یک جا هم متوجه شدم او کنار دیوار دارد به سمت شمال میرود و ماشین هائی هم پشت سر هم دارند جلو میروند . در یک جا جلو خودمان همانطور که توجهم به آن کودک شیرخوار سوار بر چرخ بود سمت راست پائین عقب یک مینی بوس در جلو رویمان توجهم را جلب کرد که در حال حرکت ترمز کرده ، چون آن کودک را پشت سر قسمت راست آن مینی بوس دیدم و مسیر را هم سربالائی میدانستم فکر کردم الان مینی بوس توجه ندارد و اگر کمی به عقب بیاید آن کودک را زیر میگیرد ، به همین خاطر پائین آمدم و آن کودک را برای اینکه زیر ماشین نرود بغل کردم ، اینطور میدانستم که آن کودک جائی را بلد نیست و همینطوری از خانه بیرون آمده . من یادم است کودک را در سمت چپ خودم بغل کردم و داشتم از کسانی ( احیاناً مغازه دارها ) سؤال میکردم آن کودک را میشناسند یا نه . در اینجا متوجه بودم آن کودک را مشما کرده اند ولی مثل اینکه احساس کمی از نم داشتن او داشتم . این خواب من خیلی طولانی تر بود ولی یادم نیست . توضیح : الان یادم آمد دیروز عصر در برنامه کودک یک کارتون از ماژلان پخش و نشان داده شد کشتی های ماژلان در اقیانوس از کنار ساحل به سمت جنوب حرکت میکردند و توی تنگه هائی میرفتند و میخواستند به اقیانوس بعدی بروند اما وقتی راهی پیدا نمیکردند دوباره از آنجا بیرون آمده در امتدادساحل جلو میرفتند تا بالاخره تنگه ماژلان را کشف کردند و ماژلان نام دریای جدید را اقیانوس آرام گذاشت . در کارتون دیروز ساحل سمت چپ و کشتی ها به سمت جنوب میآمدند اما درخواب دیشب مغازه ها سمت راست و شمال بود و حرکت آن کودک هم به همان صورت به سمت شمال . میتوان گفت صحنه های دیده شده دیروز از تلویزیون بهانه ای شده برای دیدن خواب دیشب . تقریباً مغازه ها همان ساحل و آن کودک و وسیله نقلیه اش همان ماژلان و کشتی هایش . حتم دارم این خواب هم مثل خواب من و و نقشه برداری برای پست دارای معنی است . (من و مشغول نقشه برداری 28/10/69 ) .   
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرح‌شده در خواب :
الف :
// 8/7/92 / (در این خواب کودک شیرخوار سوار بر دو چرخه و سه چرخه (حرکت دوار به سمت جلو)، پیام‌های حرکتی حسی آمده از بالای مغز به گیرنده‌های حسی پیرامونی، برگشت شده به بالای مغز همراه با پیام‌های حسی‌حرکتی گرفته‌شده از پیرامون بوده.
ب :
// نوشته‌ام نمی‌دانم از ترس کسی فرار می‌کردم یا اینکه جوری بودکه مواظب بودم کسی مرا نگیرد : در این مرحله من فِلَش و فِلَش‌بک کوانتوم یا به عبارتی همان صادق فروزان مطرح‌شده در خواب بوده‌ام. //
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافته‌های جدید :
// 10/8/98 / این زمان 10/8/98 در رابطه با معانی و مفاهیم این خواب به یافته‌ها و شناختی جدید رسیده‌ام :
الف : / کودک شیرخوار، الکترون با ماهیت نطفه ذرات خدای هستی بوده که در این جهان هستی موتور حرکت به‌صورت چپ و راست، جلو و عقب، بالا و پایین، و دوار است.
ب : / در خواب‌ها و یادداشت‌های گذشته‌ام الکترون‌ها بانام‌هایی مثل : موتور، دوچرخه، سه‌چرخه، اصغر ایزدی، ذرات بنیادی، گرانش، کوانتوم، فلش و فلش بک کوانتوم و ... و پوست و غشاء مطرح‌شده‌اند.
ج : / میله‌ی آهنی ی سفیدرنگ که من آن را در رابطه با موتور می‌دانستم همان صادق فروزان و مارپیچ چرخ‌گوشت بوده با ماهیت و ساختار اولیه جمعی از الکترون‌ها یا به عبارتی محور مغناطیس بین نوترون و پروتون بوده، درنتیجه خود من در آن فضا یک الکترونِ واردشده به آن فضا، و به عبارتی یک نطفه‌ی ذرات خدای هستی بوده‌ام.
دال : / و اگر بخواهم مقایسه کنم، من در این خواب همان کوک شیرخوارِ سوار بر دوچرخه و سه‌چرخه در خواب 25/9/72 با سؤال «معنی اصغر ایزدی چیست، ...» بوده‌ام.
هه : / و در خواب 7/3/81 با سؤال «عنکبوت یعنی چه، معنی ی عنکبوت چیست» که نوشته‌ام جایی با دوچرخه و یا اصغر ایزدی بودم، همان دوچرخه و اصغر ایزدی، و به عبارتی یک الکترون بوده‌ام.

هیچ نظری موجود نیست: