|
1999
|
19/6/74
|
تحقیق و تفسیر در رابطه با خواب
کار سلول های عدسی چشم
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت سه و هفت دقیقه عصر .
در تاریخ 30/6/68 سؤالی به شکل کار سلولهای عدسی چشم مطرح کرده و خوابیده ام .
در آن شب سه خواب جداگانه دیده و یادداشت کرده ام ، تا کنون هم تفسیرهای کوتاه و
بلند زیادی در رابطه با این خواب نوشته ام . الان به دلیلی که ذکر خواهد شد
تصمیم به نوشتن تفسیری جدید بر این خواب دارم . 1 - در شروع یادداشت آن خواب
نوشته ام اکنون خواب میدیدم در یک بیابان بودم . روبروی من از جائی که ایستاده
بودم یک تپه شنی تا دورها ادامه داشت و بطرف راست من سرازیری بود . تپه سنگهای
درشت و ریز یک رودخانه بود ولی حالت رودخانه ندیدم . الف : ¶ در
خوابهای ما رودخانه میتواند محلی برای جریان احساس و اختصاصاً ¶ در
اینجا رودخانه میتواند بستر حرکت امواج نور باشد ، البته چون این رودخانه حالت
رودخانه نداشته یعنی آب در آن نبوده باید در شرایط زمان جریان نور و احساس نبوده
¶ و
در شرایط مثل دوران خواب بوده باشد . ب : ¶ در
خوابهای من سمت راست در شرایطی به معنی سمت بیرون و سرازیر بودن هم با همین معنی
است و ¶ چون
سمت راست در گروه مرد قرار دارد ¶ در آن لحظه سرازیر بودن به سمت راست
به معنی آماده حرکت به بیرون رفتن از آن سیستم است . ج : ¶ در
خوابهای ما سنگهای ریز و درشت رودخانه میتواند نمادی باشد برای
اطلاعات گرفته شده از درون نور ¶ و در اینجا میتواند نمادی
باشد برای اطلاعات بجا مانده در عدسی چشم از عبور نور در بیداری . 2 - بعد نوشته
ام یادم است زیر همین تپه شنی بودم که بصورت نیم دایره چهارگوش بود و یک شیب
داشت . الف : ¶ با
توجه به نوشته فوق و حضور ذهن الان من ، چون
درآن لحظه من در جائی در زیر همان تپه قبلی بوده ام و به شیب های تپه از
درون تپه نگاه میکرده ام میتوانم بگویم در صحنه قبلی من در گوشه ای از روی عدسی
و در لحظات بعد در درون عدسی در همان گوشه بوده ام . ب : ¶ جمله
نیم دایره چهارگوش با توجه به شرایط تشریح شده در دنباله خواب نشان دهنده یِ
بودن من در آن لحظه در گوشه ای در درون عدسی چشم است ¶ یعنی
میتوان پذیرفت جمله نیم دایره چهار گوش تعریفی است برای عدسی چشم با این توضیح
که ¶ چهارگوش
در اینجا به معنی یک محیط بسته است . ج :
¶ الان
به نظرم رسید زمین تعریف شده در صحنه اول که روی تپه بودم میتواند تعریفی باشد
برای کپسول عدسی چشم ¶ و سنگهای ریز و درشت آثار بجا مانده
در جریان نور براین کپسول . در اصل میشود گفت ¶ این
سنگهای ریزو درشت میتواند سفتی و سختی کپسول عدسی باشد که بر اثر جریان نور در
کپسول عدسی بوجود آمده . 3 - در دنباله یادداشت نوشته ام بعد مثل اینکه بالای
این شیب باز شنها و سنگها حالت طاق مانند داشت ولی زمین آن مثل اینکه خاکی و
کوهستانی بود . الف : ¶ همانطور که در دنباله یادداشت آمده
شیب زیر طاق و شیب طاق مانند دوم با کمک هم گوشه ای از گوشه عدسی بوده با نگاه
از محلی مثل درون عدسی از یک گوشه آن . ب : برای بهتر درک شدن موضوع میتوانم
بگویم ¶ طاق
دیده شده شنی وسنگی و شیبی که من روی آن بودم همان زمین دیده شده رودخانه ای در
اول خواب یا کپسول عدسی چشم ¶ و زمین خاکی کوهستانی بعدی مسائل
درون عدسی چشم یا همان رشته های عدسی . 4 - نوشته ام : زیر این طاقها و روی زمین
به ترتیب بغل هم یک عدد قیف بزرگ پلاستیکی و یک عدد کیسه پلاستیک بزرگ شیری رنگ
و یک وسیله دیگر که نمیدانم چی بود چیده شده بود . الف : موضوع قیف سالهاست توجه
مرا بر انگیخته ، در همان سال شصت و هشت یا شصت و نه یک شب در نجف آباد منزل
دکتر ♂ رفتم و در کتابی پزشکی در رابطه با عدسی چشم دیدم صحبتی
از شکل ( Y ) درعدسی چشم شده . در آن زمان هرچند توجه
من به همانندی ( وای ) وشکل قیف دیده شده در خواب جلب شد ولی توجهی ننمودم تا
چند وقت پیش که تصمیم گرفتم این موضوع را تحقیق کنم و در دیداری با دکتر ♂ در
منزلش از او خواستم کتاب مورد نظر را برای مطالعه به من بدهد و او قول داد با
آمدن به نجف آباد این کتاب را منزل آقای ♂ بگذارد .
امروز توی خیابان یکی از خانم های آشنا مرا دید گفت دکتر ♂
کتابی را که خواسته بودی منزل ♂ گذاشته ، من رفتم آنرا گرفتم و الان
بعد از خواندن آن شروع به نوشتن این یادداشت کردم . ب : در کتاب بیماریهای چشم
دکتر منوچهر دانشگر جلد اول چاپ امامی سال هزارو سیصد و چهل و یک که زیر شماره
چهار انتشارات دانشگاه اصفهان منتشر شده در صفحه سیصد و سیزده اینطور نوشته شده
. ساختمان عدسه : یک : کپسول یا جدار عدسه شامل دو قسمت است یکی غشاء ... دو :
محتوی عدسه شفاف بوده از فیبرهای مخصوصی تشکیل میشود که ... ، ... فیبرهای هسته
فتال در قسمت جلو متقارب شده بطرف قطب قدامی عدسه امتداد پیدا میکند و طوری به
هم نزدیک میشوند که در بین آنها شیاری شبیه ( y
) تشکیل میگردد (♣ )
برخلاف طرز قرار گرفتن فیبر ها در سمت عقب طوری است که شیاری شبیه ( ʎ ) بوجود
میآورد ... سه : زنولا رشته های بسیار ظریفی هستند ... ج : ¶ حال
با توجه به موارد ذکر شده بنظر من باید شیار شکل y و قیف دیده شده در خواب یکی باشند ، لازم است
بعداً روی آن بیشتر مطالعه کنم . آنطور که فعلاً درک میکنم ¶ این
قیف ها باید فضاهای خالی بدون رشته عدسی ¶ و
احیاناً محل عبور مایعات یا مواد دیگر در درون عدسی چشم باشد که در این صورت ¶ بنظر
من آن کیسه های پلاستیک شیری رنگ باید نمادی برای
فضاهای خالی کپسول عدسی باشد . 5 - بعد از نوشتن مطلبی در باره آن قیف و پلاستیک
ها اینطور نوشته ام : من در آنجا مشغول جمع آوری آت و آشغال با دست بودم یعنی از
روی زمین آشغالها را که بنظرم باد آورده بود جمع میکردم اما به این وسائل که
رسیدم جمع نکردم . الف : ¶ دست در خوابهای ما سیستم جمع آوری
اطلاعات در کلیه موارد حیاتی ¶ و در اینجا سیستم جمع آوری اطلاعات
از درون هسته عدسی چشم است . ب : ¶ آت و آشغال بنظر من اطلاعات جمع شده از درون عدسی چشم ،
یا به عبارتی ¶ توان
عدسی چشم در جمع آوری اطلاعات همان جمع کردن آت وآشغال است . ج : ¶ جمله
روی هر چیز در خوابهای من به معنی توی آن چیز است و این معنی در اینجا به خوبی
مشخص و بیان شده زیرا ¶ من توی عدسی بوده و از زمین توی عدسی
یا از فضای محل رشته های عدسی مشغول جمع آوری اطلاعات بوده ام . دال : ¶ فوت
یا باد و طوفان در خوابهای من به معنی فکر و افکار است ، ¶ در
اینجا باد مسلماً نمادی برای فکر و افکار است و ¶ چون
نوشته ام آن آشغالها را باد آورده بود باید اطلاعات جمع آوری شده اطلاعاتی باشد
که توسط فکر و اندیشه به عدسی چشم رسیده ¶ و
چون جدیداً دریافته ام افکار ما میتواند همان امواج مغزی منتشر شده در پوست سر
باشد و میدانم این امواج توسط بافت همبند به تمام سطح پوست بدن و بافتهای گیرنده
های اجساسی حسی برسد ¶ آشغال های جمع آوری شده توسط باد
باید همان امواج مغزی رسیده به عدسی چشم باشد . هه : شاید سؤال شود چرا آشغال
باید نمادی
برای فکر و اندیشه باشد ، جواب این است که¶ در
خوابهای ما فکر و اندیشه اطلاعات بایگانی شده مغزی است ¶ و
این اطلاعات با توجه به خواب 28/10/68 با سؤال دولت چیست و چه ساختاری در وجود
من است همان آشغالهای دور ریخته شده و قابل دور ریختن است که بصورت مرده ، آشغال
، و زباله در خوابهای ما ظاهر میشود . 6 - بعد نوشته ام مثل اینکه قیف ها و آن
وسیله در روی زمین در سرازیری بودند و آن پلاستیک ها به طاق بالای سرآن دو وسیله
چسبیده بود . این طرز نوشتن به این معنی است که ¶ قیف
ها و آن وسیله دیگر نماد هائی برای فضاهای خالی مربوط به
رشته های عدسی و ¶ آن
پلاستیک ها همانطور که نوشتم نمادی برای فضاهای خالی کپسول عدسی است که
در اینجا یک نتیجه هم گرفته میشود و آن اینکه ¶ فضاهای
خالی بین رشته های عدسی دارای نظام و شکل غیر قابل تغییر و ¶ فضاهای
خالی کپسول عدسی بدون نظام و قابل تغییر میباشد . 7 - بعد نوشته ام زمین و طاق
آن حالت ˃ مانند داشت و این وسائل به ترتیب در این نیم
دایره چهارگوش مانند روی زمین چیده شده بود . الف : ¶ زمین
منظور من در اینجا حد فاصل بین رشته های عدسی و کپسول عدسی است ¶ با
توجه به این مساله که من از زبان رشته ها دارم صحبت میکنم . ب : ¶ همانطور
که نوشتم طاق ، کپسول عدسی است¶ و زاویه داشتن همان حالت زاویه داشتن عدسی چشم
در کناره های عدسی است . ج : ¶ میتوانم بگویم در صحنه های اول خواب
، من در جائی مانند a و در دنباله
خواب در جائی مانند نقطه b بودم و آن
مسائل را دیدم . دال : ¶ همانطور که نوشتم نیم دایره چهارگوش
مانند تشریح شکل عدسی چشم است ( ♣ ) ¶ نیم
دایره منحنی بودن آن و چهارگوش بودن بافت کامل و مستقل بودن است . 8 - در رابطه
با خواب دوم تا کنون بیش از خواب اول و سوم مطلب نوشته ام بهمین دلیل در رابطه
با تفسیر دو خواب دیگر بصورت خلاصه پیش میروم و تا آنجا که ممکن است در باره نا
گفته ها صحبت میکنم . الف : ¶ در رابطه با دویدن به دنبال جوی آب
برای گرفتن کتاب یادم است تا کنون دو نظر ارائه کرده ام ، ¶ یکی
اینکه در آن لحظه زوم شدن نور عدسی چشم بر روی شبکیه مطرح بوده ¶ و
یکی اینکه در آن لحظه توجه به شئ دیده شده در بیرون مورد نظر بوده فعلاً
نمیتوانم یکی از این دو مورد را انتخاب کنم ¶ شاید
منظور خواب من هر دو مورد بوده . ب : ¶ دائی ♂ در این
خواب باید در رابطه با تفکرات و خیالات گرفته شده از درون نور و مسائل چشم باشد
. ج : در یادداشت خواب فوق شکل قفلی را کشیده ام ¶ بنظر
من قفل میتواند نمادی برای عدسی چشم ¶ و
دسته آن نمادی
برای اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک باشد که در این صورت باید از روی کتاب سیبا
به مسیر اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک وارد شده بعد عدسی چشم را دنبال کنم و
بفهمم اطاق دائی ♂ کدامیک از این سیستم های مغزی من
است . دال : ¶ دو
عدد بودن قفل و شکل هم بودن آنها هم میتواند دو عدسی و دو مسیر نور ولی سیستم
اعصاب خودمختار باشد . هه : ¶ باید باز و بسته بودن قفل ، خواب یا
بیدار بودن باشد که ¶ در این صورت اطاق دائی ♂
میتواند سیستم مغزی بیدار و خواب کننده سیستم بینائی باشد ( توسط عدسی چشم )
ضناً روی بیدار شدن در خواب دوم و خواب رفتن مجدد مطالعه شود . 9 - ¶ امکان
دارد ♂ نمادی
برای بافت همبند و امواج مغزی آمده از طریق پوست به عدسی چشم باشد .
|
|||||||
۱۳۹۴ تیر ۱۴, یکشنبه
تحقیق و تفسیر در رابطه با خواب کار سلول های عدسی چشم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر