۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

تفسیر خواب معنی زن

1976
17/5/74
تفسیر خواب معنی زن



×

تمام تفسیر و یافته ها : ساعت پنج و چهل وپنج عصر : یکی دو ساعتی است توجهم به خواب اول معنی زن 30/4/70 جلب شده . تا آنجا که اطلاع دارم و الان مطالعه کردم ، بیشتر تفسیرهای من از این خواب دررابطه با خواب دوم آن شب یعنی خواب درخت گردو بوده اما الان قصد دارم تفسیری بر خواب اول آن شب بنویسم . 1 - با توجهی که کرده ام متوجه شدم خواب اول و دوم از نظر مفهوم و سیستم سلولی و حیاتی یکی و کلاً در رابطه با سیستم اعصاب است ، از قشر منتشر تا گیرنده های حسی پیرامون . 2 - در خواب دوم همانطور که قبلاً نوشته ام روی پشت بام بودن من ، بودن در تشکیلات مشبک پایه مغزی است ، فضای طاقدار در امتداد پشت بام گواه این مدعا است زیرا محل ایستادن من روی پشت بام دنباله فضای طاقدار روی پشت بام بود ، در اصل روی پشت بام یا توی فضای طاق دار یکی و آن همان مغز میانی و پایه مغزی است ، فقط تفاوت روی پشت بام و توی فضای طاقدار این است که روی پشت بام توجه من به سرشاخه های درخت یا قشرمنتشرجلب بوده اما توی فضای طاق دار توجه من به گیرنده های حسی پیرامون یا همان ریشه درخت . 3 - بیابان در خواب اول نمادی بوده برای سطوح ششگانه سلولهای قشر منتشر مغز و همین بیابان در خواب دوم فضای بالای سر من در روی پشت بام بوده که سرشاخه های درخت در این فضا بود . 4 - تخت های چوبی بغل هم بغل هم با شناخت فعلی من ستونهای سلولی قشر منتشر و با توجه به خواب دوم آن شب این تخت ها همان شاخه های درخت بوده . 5 - یا افراد دیگر خوابیده روی تخت چوبی در خواب اول چیزی مانند برگهای سبز شاخه های درخت در خواب دوم بوده . 6 - کودک یا جوان خوابیده روی تخت همان سیستم جدا شدن برگ از شاخه درخت است که به مرور زمان همانطور که آن کودک یا جوان بیدار کننده از خواب بوده ، این سیستم هم به مرور زمان جدا کننده برگ از شاخه بوده . 7 - دکتر در خواب اول همان دکتر در خواب سوم است با این تفاوت که دکتر نمادی بوده برای سیستم مردانه قشر منتشر مغز ، یا به عبارتی صحیح تر ستونهای سلولی قشر منتشر مغز ( تخت های چوبی ) ، اما دکتر نمادی بوده برای سیستم مردانه گیرنده های حسی یا همان کودکان و مدرسه . 8 - بودن در پای یکی از این تخت ها و قصد من برای خوابیدن روی تخت ، لحظه ورود پیام به درون یک ستون سلولی قشر منتشر بوده . 9 - تا کنون اینطور شناخته ام که دادخواه نمادی است برای گروه مرد قشر منتشر مغز در نتیجه در این خواب و یکی بوده ، بدین ترتیب دکتر و دکتر یکی میباشند . 10 - جدیداً شناخته ام کودک در خوابهای من در بعضی موارد امواج مغزی آمده از طریق پوست به گیرنده های حسی پیرامون است و فکر میکنم در اینجا دکتر مجموعه امواج مغزی خاج شده از مغز آمده به گیرنده های حسی از طریق پوست است و دکتر همان دکتر یا امواج مغزی رسیده به گیرنده های حسی مستقر در پوست . 11 - شاید مدرسه دیده شده در خواب سوم یک سیستم گیرنده احساسی مثل بینائی یا شنوائی و یا ... و شاید هم نمادی بوده برای تمام گیرنده های حسی مستقر در پوست ، به این ترتیب که هر دانش آموز نماینده یک سیستم از گیرنده های حسی بوده . 12 - نوشته ام من پائین یکی از این تخت ها ایستاده بودم ( پائین سمت چپ آن ) و میخواستم برای خوابیدن خود جائی پیدا کنم . این موضوع مرا یاد خواب ها 4/11/69 انداخت که از کوچه ای شرقی غربی وارد کوچه ای جنوبی شمالی شدم و سپس ... من آن خانه ای را که دائی وارد آن شد سطح چهارم سطوح ششگانه قشر منتشر مغز میدانم و این در حالی بود که سنگی به خانه سوم یا در اصل به سطح سوم از سطوح ششگانه پرت کردم . بهر صورت من این تخت و قصد خودم برای خوابیدن روی آنرا ( از پائین سمت چپ ) همان خانه های دیده شده در خواب ها میدانم . 13 - یک جا نوشته ام اینطور میدانستم که روی هر تخت سه نفر باید بخوابند و بعد نوشته ام روی تخت یکی دو سه تا پتو پهن بود بنظر من این پتوها نمادی برای سه نفر خوابیده روی تخت است که جمع آن سه پتو یا سه نفر است . دلیل من این است که پتو و در گروه زن و جسم قرار میگیرند و میتوانند در خواب جانشین هم شوند . 14 - کهنه و گرد آلود بودن پتوها نشانه ماده و قدیمی بودن و نشانه قبرستان بودن آن مکان است زیرا قبلاً فهمیده ام قشر منتشر مغز در خوابهای ما بصورت قبرستان ظاهر میشود وخاکهای پتو ها همان خاکهای همراه با آب سیل در خواب معنی کشور اسرائیل / دو 7/10/72   است که من آن آبها ی سیل را نمادی برای قشر منتشر و بایگانی مغزی میدانم . ضمناً این خاک های لای پتوها میتواند همان خاکهای دیده شده روی تخت مسافرخانه در خواب معنی دانشگاه تاریخ 2/11/70 باشد که باز من آن خاکها و آن تخت ها و تخته های چوبی را در رابطه با قشر منتشر میدانم . 15 - الان متوجه شدم در موقع خواب روی تخت چوبی در خواب معنی دانشگاه 2/11/70 میتواند همین در خواب معنی زن باشد . 16 - با این ترتیب معلوم میشود سه سطح از شش سطح سلولی قشر منتشر مغز مربوط به بایگانی شدن ماده و جسم و دو سطح دیگر مربوط به بایگانی شدن سیستم روح و مرد میباشد که در این خواب بصورت کودک و نوجوان ظاهر شده . 17 - سرازیر بودن روی تخت همان امکان خارج شدن از تخت و در اصل امکان خارج شدن از قشر منتشر است که در خواب معنی دانشگاه بصورت ریزش خاک از درز تخته های زیر پای من که محل خوابیدن من بود به طبقات زیر نمایان شد . 18 - نوشته ام وقتی پائین تخت بودم میدانستم اینجا بصورت بغل هم و ردیف از این تخت ها زیاد است . بنظر من این همان ستونهای سلولی بغل هم بغل هم قشر منتشر مغز است که هر ستون دارای شش سطح سلولی است . 19 - تعریف های آمده در این خواب در باره نحوه خوابیدن روی تخت و مسائل دیگر کلاً رساننده وضع ستونهای سلولی قشر منتشر و کار سطوح ششگانه آنها است . بنظر من با درک کردن مفاهیم این خواب کار قشر منتشر برای ما معلوم میگردد . 20 - برای مثال نوشته ام میدانم سمت چپ تخت خوابیده بود و من میخواستم سمت راست تخت بخوابم ، این نشان دهنده کار و فعالیت اولین و آخرین سطوح ششگانه قشر منتشر مغز است . 21 - چون نوشته ام صورت را دیدم و سر اول تخت و پایش به سمت روبرو دراز بود و من هم میخواستم همانطور در سمت دیگر تخت بخوابم باید من همان و یکی از آن سه پتوی تعریف شده باشم . 22 - بنظر من جوان و نوجوان و کودک دیده شده همان سیستم مردانه پدید آمده و یا بایگانی شده در قشر منتشر است که در یک مورد بصورت امواج مغزی وارد پوست سر شده از آن طریق به گیرنده های حسی مستقر در پوست میرسد ، احیاناً از مسیرهای دیگری نیز به پیرامون میرود . 23 - من آن شب سه خواب دیده ام و بیشتر تفسیرهایم تا کنون در باره خواب دوم بوده ، اما امروز توجه بیشتری به خواب اول و سوم کردم . این سه خواب من داستانی است از فعالیت کل سیستم اعصاب من که در خواب دوم بصورت درخت گردو ظاهر شده . همانطور که قبلاً نوشته ام درخت گردو به معنی درختی است که گِرد است و این گِردی ، گِرد بودن سیستم اعصاب و مغز است . همان آمدن پیام از مغز به گیرنده های حسی مستقر در پوست و برگشت دوباره آن به بایگانی مغزی ( قشر منتشر مغز ) . 24 - در خواب دوم و اصولاً خوابهائی از من که کل سیستم اعصاب را بصورت درخت نشان داده ، خواب من سیستم اعصاب مرا به سه بخش تقسیم کرده یکی گیرنده های حسی و سیستم اعصاب تا مغز میانی . یکی مغز میانی و یکی بایگانی مغزی شامل سیستم های درونی مغز ( حدود سربرال پدونکل تا قشر منتشر مغز ) . 25 - در خواب اول ، بایگانی مغزی بصورت بیابان ، تخت های چوبی بغل هم ، دکتر ، و دیگر نماد های آمده در این خواب مطرح شده و این در حالی است که در خواب دوم بایگانی مغزی بصورت آسمان ، سرشاخه های درخت ، برگ درخت ، و در خواب سوم با نماد ماه و دکتر ظاهر شده . در خواب اول چیزی در رابطه با مغز میانی نمیدانم غیر از اینکه بتوان پائین تخت را بودن در مغز میانی دانست اما در خواب دوم میتوان روی پشت بام ، تنه درخت در حد فاصل تنه و دوشاخه شدن سر شاخه ها ی درخت و اطاقک روی پشت بام را همان مغز میانی دانست و آن پشگل ها را که بنظر من نمادی بوده برای هسته های سجافی حد فاصل بین ریشه و ساقه و پله ها در خواب دوم را ورود به ریشه از شروع هسته های سجافی دانست . البته این ریشه همان گیرنده های حسی مستقر در سراسر پوست بدن است . 27 - مدرسه در خواب سوم درست منتها الیه ریشه یا ریشه ها توی زمین بوده که در خواب دوم بصورت وارد شدن من توی باغچه وسط حیاط تصویر شده . 28 - من یا دکتر در خواب سوم همان دکتر در خواب اول بوده ام و چون من در خواب سوم نمادی برای گیرنده های حسی مستقر در پوست و دکتر در خواب اول نمادی برای پیامهای مردانه قشر منتشر مغز بوده ایم ما هر دو همان گِرد بودن درخت گردو و یا تماس بین گیرنده های حسی و قشر منتشر بوده ایم . 29 - در پایان خواب اول نوشته ام در سراسر این خواب و قبل از دیدن این صحنه ها یادی از در مغزم بود که نمیدانم میخواستم چیزی به او بگویم یا پیشنهادی به او بدهم بنظر من همانطور که بارها نوشته ام بدلیل رئیس جمهور و رئیس دولت بودن میتواند نمادی برای دولت باشد و دولت هم در خوابهای من نمادی برای کل سیستم اعصاب و مغز من ، یعنی میتوان گفت همان دکتر یا دکتر و در اصل همان درخت گردو بوده ، البته من دلایل زیادی برای این ادعا دارم و قبلاً هم در اینباره یادداشتهائی نوشته ام . ساعت هفت و پانزده دقیقه بعد از ظهر . فکر میکنم این یادداشت یادداشت جالبی شد و شناختهای جدیدی به من داد .
ساعت ده و ده دقیقه شب . بعد از نوشتن این یادداشت به کتابخانه زهرائیه رفتم روی معانی لغات شایان ، روحانی و هاشمی مطالعه داشتم . از روی فرهنگ لغات دهخدا : الف - روحانی با معانی منسوب به روح ، یعنی آنچه از مقوله روح و جان باشد . ب - شایان : لایق ، سزاوار ، در خور . ج - هاشم : آنکه نان را در اشکنه خرد کند ، دوشنده شیر .

هیچ نظری موجود نیست: