۱۳۹۴ تیر ۱۹, جمعه

دومین تفسیر خواب ماشین جاگوار

1984 
26/5/74
دومین تفسیر خواب ماشین جاگوار



×

تمام تفسیر و یافته ها : امشب عروسی است ، من دعوت هستم ولی قصد رفتن ندارم . از ساعت یازده تا کنون توجهم به خواب ماشین جاگوار 5/9/73 جلب شده و شناخت های خوبی در رابطه با این خواب پیدا کرده ام . بعد از دیدن خواب یادداشتی در تاریخ 6/9/73 نوشته ام که یادداشت جالبی است ، اما در آن زمان و بعد تا کنون متوجه ارتباطات این خواب نشده بودم . فعلاً تصمیم دارم در رابطه با این خواب مطالبی بنویسم . 1 - همانطور که در اولین یادداشت نوشته ام در فرهنگ مغز من جاگوار نام اتومبیلی است آمریکائی که قبل از انقلاب "درتبلیغات روزنامه ای و مجله ای" آنرا در کنار یوز پلنگی که پنجه های خود را به سمت جلو نمایش داده بود نشان میدادند . خواب من چیزی در رابطه با آن شناخت از ماشین جاگوار است . اگر به یادداشت قبل از خواب آن شب توجه شود ، مخصوصاً به چند سطرآخرآن ، معلوم میشود فکر غالب آن شب من کار سلول های سطوح ششگانه قشر منتشر مغز و احیاناً ارتباط آن با تشکیلات مشبک پایه مغزی بوده و همین برای من دلیلی خواهد بود که قبول کنم خواب ماشین جاگوار نمایش کار مغز اختصاصاً قشر منتشر و پایه مغزی است . بنظر من ماشین جاگوار نمادی است برای مغز و کل سیستم اعصاب ، موتور این ماشین قشر منتشر مغز احیاناً همراه با مغز میانی در دوران بیداری . 4 - در این خواب دوست جدید رفیق شده با من که او را فردی جدید وارد شده به پست میدانستم ، همان خود من و در اصل اطلاعات در حال چرخش بین مغز و گیرنده های حسی پیرامون است . این اطلاعات همان امواج مغزی مطرح شده در تفسیر های خواب کار پوست سر تاریخ 11/5/70 است . 5 -  فضای مطرح شده بعدی و بودن من با او بنظر من تشکیلات مشبک پایه مغزی است و گفتن او در باره خریدن ماشین جاگوار ، مطرح شدن اطلاعات کل سیستم اعصاب در تشکیلات مشبک است . 6 - بستن ماشین جاگوار به آب دوران بیداری مغز و سیستم اعصاب و ورود آب به ماشین و موتور ماشین ورود احساس های دریافتی از پیرامون به مغزاست . 7 - آب در خوابهای ما نمادی است برای احساسهای دریافتی از پیرامون توسط گیرنده های حسی مانند بینائی ، شنوائی ، چشائی ، ... ، در اینجا آب وصل شده به ماشین میتواند اختصاصاً نمادی باشد برای احساس های دریافتی سیستم بینائی . 8 - زمین در خوابهای ما نمادی است برای پیرامون ، وارد شدن آب به ماشین و موتور جاگوار وارد شدن احساس های توی زمین ( پیرامون بدن ) به درون بدن است . 9 - نوشته ام با دوستم وارد مغازه مکانیکی شدیم . بنظر من با توجه به یادداشت شب قبل آن شب و با توجه به خواب معنی کهنه و مانده و قدیمی 27/4/70 و دیدن مغازه های مکانیکی که آنرا در رابطه با بافتهائی از مغز بین مغز میانی و قشر منتشر میدانم . مغازه مکانیکی مطرح شده در خواب ماشین جاگوار باید نمادی برای بخشی از تشکیلات مشبک باشد که واسطه ای بین پایه مغزی و تشکیلات مشبک است . 10 - زدن دست به سر شانه سمت چپ من با دست های سیاه روغنی ، در ارتباط قرار گرفتن سیستم مادی جسم من با آن بافتی است که مغازه مکانیکی نماد آن است . البته با توجه به خواب معنی کهنه و مانده 27/4/70 که قرار بود مغازه های مکانیکی باز و شروع به کار کنند . فکر میکنم این بافت یا سیستم مغزی مسئول بیدار کردن ما از خواب بوده و زدن دست به سر شانه سمت چپ من شروع بیداری است . 11 - تا کنون فهمیده ام کت در خوابهای ما نمادی است برای پوست بدن اما در رابطه با پیراهن تا کنون چیزی درک نکر ده ام ، شاید پیراهن نمادی باشد برای اینها . الف : نمادی برای بافت همبند در تماس با پوست . ب : نمادی برای تاندونهای سیستم اعصاب . ج : ... ، شاید پیراهن همان کت و نمادی برای پوست بدن باشد . 12 - فکر میکنم جلوتر رفتن دوستم و پشت سر او بودن من به این معنی باشد که اولاً : الف : هر دویِ ما پیامهای در حرکت به سمت گیرنده های حسی بوده ایم . ب : او جلوتر از من امواج مغزی رسیده به پوست و در حرکت به سوی گیرنده های حسی باشد . ج : من پشت سر او امواج یا سیستمی مادی در حرکت به سمت گیرنده های حسی باشم . دال : جمع من و او بیدار کننده من ، و جدائی من با او بیداری مطلق . 13 - حمله من به او و حمله او به من در اصل حمله خودم به خودم است با دو دیدگاه ونگاه . الف : من پیامهای قبلی بایگانی شده در مغز و او پیامهای فعلاً رسیده به گیرنده های حسی که در زمانی دیگر همان خود من یعنی پیامهای بایگانی شده مغزی خواهد بود . 14 - در باره صحنه بزرگ شدن دست در مقابل من و دیدن ناخنها در یادداشت قبلی توضیح داده ام ، اینجا منظور من تشریح ماجرا است . الف : تمام داستان بنظر من نمایش و تشریح جمع شدن انگشتان در مشت و مشت شدن دست است و این مشت شدن و دیگر مسائل شرح گردش افکار از گیرنده های حسی به قشر منتشر و برگشت آن به گیرنده های حسی است . الف 1 : وارد شدن فشار درونی به هر دوی ما نشانه یکی بودن من و او است . الف 2 : قصد او برای کشتن من این است که او میخواسته مرا از بیداری به خواب و یا از خواب به بیداری ببرد و عمل متقابل منهم همین معنی را دشته . این برداشت و شناخت با توجه به مفاهیم خواب معنی رؤیا 1/1/69 و خواب پرواز روح 25/11/72 میسر شده . در خواب معنی رؤیا من دوران خواب بوده ام و بیداری به همین دلیل میدانسته ام با ورود که همان بیداری بوده منکه خواب بوده ام خواهم مرد و همینطور با توجه به خواب پرواز روح تاریخ 25/11/72 که من بیداری بوده ام و به مرور به خواب رفته ام میدانسته ام دارم میمیرم . در اصل چون معنی مردن در خوابهای ما بایگانی شدن و غیر فعال بودن موقتی است رفتن به خواب از بیداری و رفتن به بیداری از خواب بصورت مردن آن مرحله درخواب مجسم میشود . الف سه : همانطور که نوشتم زمین در خوابهای من نمادی است برای پیرامون و فرو کردن پنجه ها در زمین مشت کردن انگشتان است . الف 4 : در دنباله خواب فشنگ ( گلوله فشنگ ) نمادی بوده بجای ناخن و پوکه فشنگ نمادی بوده برای انگشتان . الف 5 : چون هوا در خوابهای ما نمادی است برای مغز و قشر منتشر ، ضد هوائی بودن فشنگ چیزی بوده که در رابطه با هوا بوده . در اصل میتوانم بگویم این فشنگ و گلوله آن ، همان اسلحه های داده شده به عراق درخواب تله پاتی 20/2/70  است . الف 6 : صحنه بودن پوکه فشنگ در دستم ، بودن انگشت یا انگشتان در دستم بوده و نشانه رفتن گلوله به سمت آن شخص هم نشانه رفتن ناخن های آن پنجه بطرف من بوده . در اینجا من جای او بوده و به سمت او نشانه رفته بودم . الف 7 : قصد من برای در رفتن گلوله فشنگ قصد آن حیوان برای فرو کردن آن ناخنها در بدن من بوده . الف 8 : افتادن فشنگ روی زمین و تاب دادن آن به سمت من همان مشت کردن انگشتان است الف 9 : باروت در اینجا قدرت جسمی وقدرت ماهیچه ای انگشت برای جمع کردن انگشت بوده . الف 10 : نماد مشت شدن گردش افکار به سمت گیرنده های حسی و برگشت به سمت قشر منتشر مغز است . الف 11 : گلوله فشنگ نمادی بوده بجای ناخن و این هر دو نمادی بوده برای اطلاعات خارج شده از پوست و برگشت شده دوباره به پوست ، یعنی همان دانش من که فهمیده ام امواج مغزی از بدن خارج شده و دوباره به بدن برمیگردد . البته جور دیگری هم میتوان مساله را تشزیح کرد . مثلاً با توجه به کار سلولهای استوانه ای و مخروطی شبکیه امکان آن هست منظور خواب من کار این سلولها باشد چون در آنجا هم پیامهائی وارد فضای بین سلولی پرده شبکیه و سلول های پیگمان دار میشود و بعد این پیامهای آمده از درون همراه با پیامهای گرفته شده از پیرامون ( امواج نور ) دوباره توسط دندریت های سلول های مخروطی و استوانه ای دریافت میشود ( بخش خارجی سلول های استوانه ای و مخروطی ) . الف 12 : مرحله کشدار تقلای من برای پرتاب دادن آن پوکه فشنگ در روی زمین بطرف او بنظر من کل دوران بیداری به سمت خواب و یا خواب به سمت بیداری است برای مثال اگر در اینجا دوران بیداری منظور خواب باشد کشتن من توسط او کشتن و به بایگانی سپردن بیداری است و برعکس کشتن او توسط من کشتن و به بایگانی سپردن خواب است یعنی در مرحله اول من با آن اعمال خواب رفته ام و در مرحله دوم با آن اعمال بیدار شده ام . فعلاً دیگر مغزم نمیکشد شاید نکاتی در این یادداشت اشتباه باشد ولی هرچه هست کل این خواب نشان دهنده کار مغز مخصوصاً قشر منتشر و احیاناً پایه مغزی است اما چون قشر منتشر در دوران بیداری فعال و در دوران خواب غیر فعال است ( خواب ) باید مراحل طی شده در این خواب مراحل بیداری و مردن من خواب رفتن من باشد .

هیچ نظری موجود نیست: