۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

سنگ های سفید قُلماجه ای

1981
24/5/74
سنگ های سفید قُلماجه ای

1
1

1059
تمام خواب : ساعت هفت و بیست دقیقه صبح . من دیشب خواب بخصوصی دیدم ولی یادم نیست . فقط یادم است یک جا توی مسیری ( خیابان یا کوچه ) که فکر میکنم کمی هم گود بود بصورت غربی شرقی رو به شرق ایستاده بودم . سمت راست من دیواری و دری بود که به نظرم به سمت جنوب بصورت سرازیری توی زمین بود و فکر میکنم راهروئی طاق دار بود . مثل اینکه من نگهبان آن در بودم و نگهبانی رفت و آمد توی آن راهرو وظیفه من بود . اینجا اتفاقاتی افتادکه یادم نیست . بعد یادم است توی همان راهرو سرپوشیده توی زمین به سمت جنوب بودم ، اینبار بصورت شمالی جنوبی رو به شمال ایستاده بودم و باز دری سمت چپ من بود ، من کنار دیوار بودم و خودم را نگهبانی برای این ورودی میدانستم ، اینطور میدانستم اینجا به یک مکانی مثل خانه باز میشود که آنجا را جائی مثل دادگاه میدانستم . البته به نظر من ورود به این مکان که بیشتر آنرا شکل خانه حاج میدانم سرازیری بود . در اصل کوچه اولی گود بود وکوچه سرپوشیده شمالی جنوبی دومی گودتر و سرازیر تر از اولی ، بعد هم این مکان که آنرا دادگاه میدانستم گودتر از کوچه دومی . اینجا یکبار یادم است متوجه شدم بالای سر من ، یعنی بالای آن راهرو و آن منزل ، که آن بالا را تقریباً بصورت یک زمین معمولی میدانستم ، سوراخهائی مثل سوراخ ورود به زیر زمین از جنس زمین ریگی بیابانی دیدم . و دیدم کسانی در آن بالا از این سوراخها که هم توی این راهرو طاقدار باز بود و هم توی آن خانه ( آنرا محل دادگاه میدانستم ) مشغول ریختن سنگ قلماجه های سفید به سمت پائین هستند ، تقریباً این کار آنها را یک درگیری با دولت میدانستم و میدانستم منظورشان شورش بر علیه دولت است . بعد یادم است نیروهای انتظامی ( نظامی ) تفنگ به دست در این پائین ( با لباسهای سبز سیر نیروی انتظامی ) دیدم  که تفنگ های خودشان را به سمت بالا نشانه رفته آماده دفاع هستند ، بعد نمیدانم از همینجا جلو در ورودی آن دادگاه یا از توی محوطه باز بصورت حیاط خانه آن دادگاه به بالا یعنی به بالای آن محل های ورودِ سنگ نگاه کردم ، دیدم بالای آن ساختمان که من آنرا روی زمین و کنار خیابان میدانستم کسانی ایستاده اند و میدانستم آنها آن سنگهای سفید قلماجه ای را پائین ریخته اند . دقت کردم در بین آنها کسانی را بشناسم ، بنظرم رسید هرچه بیشتر توجه میکنم کسانی برایم قابل شناخت هستند ، یکی از آن افراد را دکتر دیدم و یکی دیگر را هم که عینکی به چشم داشت یکی از افراد ویلا شهری و به ترتیب کسان دیگری را هم شناختم ولی اسم آنها را نمیدانم . تقریباً میشود گفت همه آنها مجموعه ای از افراد طاغوتی ( با لباس سفید ) بودند . بعد یادم است توی محوطه حیاط آن خانه تقریباً محل ورود به خانه ( که آنرا به شکل منزل میدانستم ) توجهم به اطاقی کمی بالاتر از محوطه در سمت شمال غربی جلب شد و کسی را نشسته روی صندلی توی آن اطاق دیدم ، بعد هم در همینجا دیدم آخوندی ( عمامه سیاه ) وارد خانه شد و به سمت آن اطاق رفت . مسائل دیگری هم دیدم که یادم نیست . فکر میکنم این خواب به این دلیل دیده شده که دیروز عصر منزل آتاری بازی کردم و در این بازی به سمت هواپیما و بالا تیر اندازی میشد . ضمناً با و ریگ بازی کردیم که حتماً بالا و پائین رفتن ریگ ها باعث دیدن سنگهای قلماجه ای شده .
یافته ها : . . معانی و مفاهیم : دادگاه : : دادگاه در این خواب با معنی محل داد و داد زدن ظاهر شده ، در اصل این مکان یا دادگاه ( داد + گاه ) نمادی بوده برای فضای دهان که محل داد زدن است 3.34 . . گفتمان خواب و بیداری : دادگاه : : فضای دهان 12.204 . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه ها : : مسیرهای عصب تری گمینال . . گفتمان خواب و بیداری : خانه حاج : : فضای دهان . . گفتمان خواب و بیداری :  زمین معمولی بالای سرمن : : لثه و مخاط دهان . . گفتمان خواب و بیداری : سوراخهای توی زمین بالای سر من : : تنه و پایه دندان ها . . گفتمان خواب و بیداری : اشخاص در بالای سوراخ ها : : دندان ها . . گفتمان خواب و بیداری : راهرو طاق دار : : محل اتصال عصب تری گمینال به دندان ها . . گفتمان خواب و بیداری : سنگ های سفید قلماجه ای : : دندان ها . . گفتمان خواب و بیداری : نیروی انتظامی : : پیامهای حرکتی حسی . . گفتمان خواب و بیداری : ویلاشهر : : فضای دهان 12.206 . . گفتمان خواب و بیداری : دکتر : : افکار در تماس با فضای دهان 12.215 . . گفتمان خواب و بیداری :  دکتر : : زبان 12.218 . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : دادگاه : : فضای دهان . . معانی و مفاهیم : دادگاه : : مکان داد و داد زدن که میتواند نمادی برای فضای دهان باشد . . گفتمان خواب و بیداری : خانه حاج : : فضای دهان . . گفتمان خواب و بیداری : ویلا شهر : : فضای دهان . . گفتمان خواب و بیداری : سنگ های سفید قلماجه ای : : دندانها . . گفتمان خواب و بیداری : افراد طاغوتی با لباس سفید : : دندانها . .

هیچ نظری موجود نیست: