۱۳۹۴ تیر ۲۴, چهارشنبه

بیشترین افکار امروز من چی بوده

1948
26/3/74
بیشترین افکار امروز من چی بوده
×
1
1  

1044
تمام خواب : ساعت پنج نیم صبح . ... ، یک صحنه این‌طور یادم است توی کوچه جوب شاه بودم و از طرف ورودی به کوچه داشتم به‌طرف میانه کوچه می‌دویدم. دویدن من مثل لیز خوردن روی زمین بود و خیلی لذت داشت. این‌طور یادم است منظره هوا تاریک و روشنی غروب بود و یادم است کسی به من یک چراغ‌قوه داد. این‌طور میدانم برای گذشتن ازآنجا حتماً می‌باید چراغ‌قوه می‌داشتم، این چراغ‌قوه که به من داده شد چراغ‌قوه درازی با سر بخصوص بود. قد چراغ‌قوه تقریباً حدود قد چراغ‌قوه‌های سه یا چهار قوه‌ای بود، سر چراغ‌قوه به نظر من حالتی شکل نوک آلت تناسلی داشت. به نظرم می‌رسد دوسه نفر در وسط کوچه تقریباً بعد از خانه داشتند می‌رفتند و من پشت سر آنها کمی دورتر یعنی تقریباً کمی بعد از ورود به کوچه بودم. یادم است بعد از گرفتن یا قبل از گرفتن چراغ‌قوه داشتم به‌صورت لیز خوردن روی زمین می‌دویدم و قصدم گذشتن از میان آن دوسه نفر بود، ازآنجاکه هوا تاریک و روشن بود چراغ‌قوه دستم بود و می‌خواستم آن را روشن کنم، فکر می‌کنم (خیلی کم) مقداری راه چراغ‌قوه روشن نشد ولی بعد از رسیدن به آن دوسه نفر روشن شد، من با کمک نور چراغ‌قوه از بین آن‌ها به‌صورت لیز خوردن، با لذت از کوچه و از میان آن دوسه نفر گذشتم. بعد یادم است درجایی مثل محل خانه بودم و اتفاقاتی افتاد و مسائلی بود که یادم نیست. فکر می‌کنم امکان آن هست در خواب دیشب من خانم دختر هم بوده باشند ولی یادم نیست. خیلی حیف شد خواب‌های جالبی بود که یادم نیست.
ساعت هفت و پنجاه دقیقه صبح اداره پست : 1- شکل سر چراغ‌قوه غیر از شکل گلانس پنیس می‌توان گفت شکل سر دستگاه کنترل تلویزیون و بود.
یافته‌ها : . . من یا دیگران : من پیام‌های جنسی پوست تناسلی انتقال داده‌شده به فضا‌های غاری پنیس بوده‌ام 21/6/75 - 6.16 . . گفتمان خواب‌وبیداری : کوچه ... : : آلت تناسلی 12.185 . . گفتمان خواب‌وبیداری : چراغ‌قوه : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب‌وبیداری : سر چراغ‌قوه : : حشفه آلت تناسلی . . گفتمان خواب‌وبیداری : دوسه نفر وسط کوچه : : سه فضای غاری شکل پنیس 12.186 . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه : : گلانس پنیس 12.308 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده‌شده به مغز : الان ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد یک شنبه سی‌ام آبان ماه سال هزارو سیصد و نودوپنج متوجه شدم این خواب کاملاً در پاسخ به سؤال است به این دلیل که بیشترین افکار آن روز من خاطرات روزانه‌یِ من بوده که در سراسر روز تا لحظه‌یِ به خواب رفتن ( تاریک و روشنی هوا) از راه پوست به دستگاه تناسلی فرستاده‌شده . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه : : پایه مغزی . . گفتمان خواب‌وبیداری : تاریک و روشنی غروب : : دوران خواب rem 30/8/95 . . گفتمان خواب‌وبیداری : میانه کوچه : : ختنه‌گاه پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : چراغ‌قوه دراز با سر بخصوص : : فضای غاری میانی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : سر بخصوص چراغ قوه : : گلانس پنیس . . معانی و مفاهیم : قد چراغ‌قوه تقریباً حدود قد چراغ قوه‌های سه یا چهار قوه‌ای بود : : چراغ‌قوه سه قوه‌ای شامل سه فضای غاری پنیس تا ختنه‌گاه (وسط کوچه)، که با اضافه شدن گلانس پنیس چهار قوه‌ای تا (آخر کوچه) می‌شود . . گفتمان خواب‌وبیداری : توی کوچه جوب شاه بودم : : توی پوست پنیس بوده‌ام . . گفتمان خواب‌و‌بیداری : از طرف ورودی به کوچه داشتم به‌طرف میانه کوچه می‌دویدم : : از طرف پایان پوست شرمگاهی که شروع پوست تناسلی است داشتم به سمت ختنه گاه پنیس می‌آمدم . . گفتمان خواب‌وبیداری / معانی و مفاهیم : دویدن من مثل لیز خوردن روی زمین بود و خیلی لذت داشت : : الف. نوع حرکت من (دویدن توی کوچه) به‌مانند حرکت (سریع) آب در جوبِ جوبشاه بوده. ب. معانی و مفاهیم این کلمات این است که من در آن لحظه خاطرات و احساس‌های روزانه سراسر پوست بدنم بوده‌ام در حال وارد شدن به پنیس از نقطه‌ای مانند ختنه‌گاه برای بایگانی شدن در فضاهای غاری پنیس، تا در آینده این خاطرات از راه اسپرم‌های تولیدشده به نسل‌های بعد منتقل شود . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : تاریک و روشنی غروب : : لحظات به خواب رفتن ما 30/8/95 . .

هیچ نظری موجود نیست: