۱۳۹۴ خرداد ۲۴, یکشنبه

با توجه به ساعت ، قشرمنتشر مغز ، و بخش حسی حرکتی میخوابم

2078
2/10/74
با توجه به ساعت ، قشرمنتشر مغز ، و بخش حسی حرکتی ...
×
1
1

1112
تمام خواب : ساعت هفت و بیست و سه دقیقه صبح . یک بار بیدار شدم . خواب کوتاهی دیده بودم ولی یادم نبود . بعد خوابم برد ویادم است خواب دیدم در جائی طویله مانند در سمت جنوب بودم . اینطور میدانستم در سمت شمال آن محوطه طویله مانند کوچه ای شرقی غربی هست ، و باز میدانستم در سمت غرب این محوطه فضای دیگری هست که با این محوطه یک سوراخ توی دیوار داشت . من یک بار مثل اینکه از این سوراخ یا فضای باز توی دیوار آنطرف را نگاه کردم ، کسی یا کسانی را خوابیده آنطرف دیدم و بعد در همین فضا که حالت روشنی شبانه داشت را دیدم و کوشش داشتم او را بغل بگیرم ببوسم . در همین حال میدانستم طوری حرکت کنم و جابجا شوم که مقابل آن سوراخ قرار نگیرم وکسی از آنطرف مرا نبیند . یادم است اعتراضی نداشت ولی باز توی بغلم وول میخورد و به اصطلاح کوشش داشت نگذارد من او را بغل بگیرم . من چند صحنه یادم است او را در بغل میگرفتم و به خودم فشار میدادم و میبوسیدم . او لباس پوشیده بود و در زمان بغل کردن او ، اورا به خودم فشار میدادم . در همین حال پائین تنه و ... را به رانهای او فشار میدادم و سفتی رانها و تن و بدن او را احساس میکردم . در تمام این احوال یادم است یک کاسه دستم بود و من از توی آن مشغول خوردن چیزی بودم ( دست راست ) . و همین کاسه مزاحمی بود برای اینکه نتوانم را درست بغل بگیرم . در جائی هم هوس کردم دستم را زیر لباس ( مانتو ) او ببرم و در تماس با شورت چسبان او به بدنش قرار دهم . در شرایطی یادم است از میان دو دکمه یا دکمه باز شده جلو مانتو دستم را زیر لباس در حدود شکم و ناحیه تناسلی بردم . اول با نگاه شورت چسبان به بدن او را دیدم و تماس دست خودم را با شورت حس کردم ، بعد با لمس و فشاری که دادم سفتی پائین شکم و ناحیه تناسلی او زیر دستم حس نشد و بنظرم فضائی خالی حس کردم . البته این کار با دست راستم انجام شد و در حالی بود که من سمت راست را در بغل داشتم . یادم است کاسه خوراکی ام را روی زمین گذاشته بودم . در صحنه ای دیگر در همین فضا شاید بعد از این مرحله یادم است هم از سمت شمال یعنی از سمت چپ به سمت ما آمد ، من کوشش کردم او را هم در بغل بگیرم و در این لحظه هر دو آنها در بغل من بودند . من آنها را به خودم فشار میدادم و کوشش داشتم آنها را ببوسم . یادم است به نگاه میکرد و با فشار دستهای من به طرف من میآمد ( فشار دست راست ) و در بغل من قرار میگرفت . هر چند متوجه بودم دو تائی توی بغل من جا نمیگیرند ولی هر دو توی بغل من بودند . من گاهی به این و گاهی به آن بوسه میزدم و کوشش میکردم آنها را به خودم و خودم را به آنها فشار دهم . در خواب میدانستم این برای اولین بار است آن دو را با هم توی بغل میگیرم و نوازش میکنم ، میدانستم این موضوع در گذشته سابقه نداشته و قبلاً روبروی همدیگر آنها را در بغل نگرفته ام .  
توضیحات و یافته ها : ساعت هشت و پنجاه دقیقه صبح . بعد از نوشتن خواب فکر کردم علت دیدن و در خواب چی میتواند باشد . یادم آمد دلیل آن در باره میتواند نامه ای باشد که به آدرس من برای آنها داده و الان روی میز است ، دلیل دیدن هم افکار دیروز من در باره او میتواند باشد . چون دیروز دوباره توجهم به خواب 10/10/70 با سؤال دلم میخواهد خواب و را ببینم جلب شد . در این خواب وسیله و چیزی را خواب دیده ام که دو گانگی مغزی داشته و به من گفته شده امکان اینکه فعلاً بشود مغز سومی به آن اضافه کرد نیست . دیروز متوجه شدم آن مغز اولی میتواند و مغز دومی اطراف آن نمادی برای باشد . علت این برداشت این است که در بیداری و ظاهر امر بوجود آورنده است زیرا دختر او است ، این همان دانش من در خواب است که میدانستم آن مغز اول مغز دوم اطراف خودش را بوجود آورده که در این صورت مغز اول باید و مغز دوم باشد . باز دیروز یادم آمد در دنباله یادداشت آن خواب خیالبافی ای در باره آینده بشر نوشته ام و بنظرم رسید آینده بشر و ترقی انسان بصورتی که در آن یادداشت آمده نمیتواند محقق شود . مغز سوم منظور من باید بوجود آمدن سیستمی مغزی در وجود ما باشد که بتواند پلی رابط بین درون و بیرون باشد . یعنی مغز سومی در بدن انسان به مرور شکل گیرد که کارش شناخت درون با دانش بیرون باشد و فکر کردم چنین سیستمی حتماً درحد و مرز خواب و رؤیا و سیستمی خواهد بود که اکنون در چهار چوب دیدن رؤیا قرار دارد . البته این فکر من بدنبال این برداشت بود که فکر کردم مغز اول یا  در آن خواب باید مغز میانی ما باشد که در تمام حیوانات موجود است ، هم میباید مغز دوم یعنی مغز بوجود آمده توسط مغز اول باشد که همان سیستم مغزی پیرامونی ما در تماس با مغز اول است . با شناخت من آن سیستم گیرنده های حسی پیرامونی بدن ، قشر منتشر مغز ، مخچه و سیستم های در ارتباط با مغز میانی است که ارتباط دهنده قشر منتشر و پیرامون با مغز میانی است . بهر صورت در خواب 10/10/70 با سؤال دلم میخواهد خواب و را ببینم ، مغز اولی یعنی مغز بوجودآورنده مغز دومی ، و مغز دومی دختر او یا همان مغز بوجود آمده توسط او که باشد بوده ، فکر میکنم همین افکار دیروز من باعث تصویر شدن و در خواب دیشب شده . امکان دارد در خواب دیشب من رؤیا و مغز سوم فکر شده دیروز من ، و مغز دوم در ارتباط به این رؤیا باشد . باین ترتیب در خواب دیشب گیرنده های حسی پیرامون و خواب دیده شده بوده . فکر میکنم نگاه به همان فشار تناسلی بلند شده من به ران باشد ، هم در این خواب گیرنده های حسی سیستم تناسلی من و او نمادی برای گیرنده های تناسلی من در این خواب باشد .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : و : : دست های 2.92 . . همانند و یکی بودن : سوراخ سمت چپ : : 2.93 . . همانند و یکی بودن : کاسه : : طویله / 2.93 . . گفتمان خواب و بیداری : شرق / شروع / : : سیستم پارا سمپاتیک 12.130 . . گفتمان خواب و بیداری : غرب / پایان / : : سیستم سمپاتیک 12.130 . . گفتمان خواب و بیداری : / : : اعصاب خود مختار 12.147 . . گفتمان خواب و بیداری : طویله : : تناسلی زن 12.148 . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه شرقی غربی : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : : : سیستم پارا سمپاتیک . . گفتمان خواب و بیداری : : : سیستم سمپاتیک . . گفتمان خواب و بیداری : کاسه : : تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : خوردن چیزی از درون کاسه : : گرفتن احساس جنسی از تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : لباس و مانتو : : لبهای کوچک و بزرگ فرج . . گفتمان خواب و بیداری : دو دکمه مانتو : : لبهای کوچک و بزرگ تناسلی زن 12.149 . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: