۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

شهردار و شهرداری یعنی چه ، معنی شهردار و شهرداری ...

2057
1/9/74
شهردار و شهرداری یعنی چه ، معنی شهردار و شهرداری ...
×
1
1

1095  
تمام خواب : ساعت شش و چهل و سه دقیقه صبح . اینطور در نظرم است داشتم در جائی که شاید محوطه ای صحرا مانند بود میرفتم ، یادم است از جائی آمده به جائی دیگر میرفتم ، در بین راه متوجه شدم لخت مادر زاد هستم ، یعنی دیدم پائین تنه ام لخت است و تعجب کردم چرا اینطوری بیرون آمده ام ، میخواستم چیزی بپوشم ولی مثل اینکه لباسی همراه نداشتم ، فکری به نظرم رسید که از آن طریق پوششی برای جلو و پائین تنه خودم درست کنم ، یادم نیست فکرم چی بود ، مثل اینکه اول توی جاده ای خاکی صحرائی بودم و بعد از این فکر در سینه کشی کم خاکی سمت راست به محوطه ای که کشت و زرع بود رفتم ، قصدم این بود پوششی برای پائین تنه ام درست کنم ، صحنه ای دیگر یادم است جلو مغازه ای بودم و کسان دیگری هم بودند ، میدانستم چکار دارم و برای چی آنجا هستم ، یادم است اشخاص دیگری را هم ( مرد ) در آنجا دیدم ، آن اشخاص یادم است تیرانی بودند ، یک صحنه یادم است مردی درون جائی که شاید همان مغازه بوده مشغول حرف زدن و کاری روی چیز دیگری بود که فکر میکنم یک حیوان بود ، نمیدانم طرف صحبت او آن کار خودش و آن حیوان یا ما بودیم ، شاید تمام اینها منظور او بوده ، یک جا در نظرم است روی بدن آن حیوان چیزی مانند قورباغه بود واین مرد داشت از روی بدن این قورباغه چیزهائی با دست یا با لبهای خود بر میداشت ، من صحنه را به این صورت دیدم که یک جا آن مرد و آن حیوان و مرد داشت روی بدن حیوان کاری میکرد ، باز یک جا دیدم بین بدن آن حیوان ( شاید گاو ) و دهان و چهره و دست آن مرد یک قورباغه بود و آن مرد از روی بدن آن قورباغه روی حیوان چیزی بر میداشت ، چیزی از خون یادم نیست ولی به دلیل افکار روز قبل خودم در بیداری امکان دارد او داشته از روی بدن حیوان خون بر میداشته ، به هر صورت آن مرد داشت توضیح میداد و آن کار را با دست و لب و دهان خود میکرد ، من یک جا توجهم به آن حیوان ، یک جا به آن  مرد ، و جائی توجهم به چیزی قورباغه مانند بین آنها روی بدن حیوان و دست آن مرد جلب شد ، یک جا هم همینطورکه توجهم به چشمها و لب مشغول حرف زدن آن مرد جلب بود دیدم دو تا چشمهایش به سمت درون کشیده و دو تا چشمها یکی شد ، متوجه شدم آن مرد دارای یک چشم در میانه صورت خود به شکل یک لب بزرگ شد ، یعنی در صورت او بجای لب و چشمها یک چشم درشت در فضائی به شکل یک لب درشت دیدم ، اول برایم معمولی بود ولی بعد متوجه غیر عادی بودن مساله شدم ، در همینجا بود که بعد متوجه افراد کنارم در بیرون مغازه شدم و چند نفر مرد تیرانی را دیدم ، چهره ها را میشناختم ولی الان یادم نیست چه کسانی بودند .    
توضیحات و یافته ها : 1 - دیروز در برنامه ای در تلویزیون در باره خفاشهای خونخوار صحبت شد ، چهره بخصوص آنها و حرکت بخصوص چهره هایشان و حمله آنها به حیوانات و مکیدن خون حیوانات نشان داده شد فکر میکنم این مسائل باعث شده من خواب دیشب را ببینم . 2 - اطلاعات قبلی داشتم و دیروز هم گفته شد خفاشها زیاد متکی به بینائی نیستند و بینائی آنها ارسال اصوات بخصوص به اطراف و دریافت این اصوات است ، البته یادم است دیروز میدانستم این اصوات در موقع برگشت توسط زائده ای که روی لب بالائی خفاش است دریافت میشود ، فکر میکنم همین مساله باعث یکی شدن چشمهای آن مرد در فضائی مثل لب شده ، یعنی میتوان گفت حس شنوائی بینائی و احساس لمس لبهای او یکی شده . 3 - الان میتوانم بفهمم آن مرد و آن قورباغه و شاید هم آن حیوان یکی بوده اند چون طرز حرف زدن آن مرد همانند حرکات چهره و سر خفاشهای دیده شده در تلویزیون بود که مشغول ارسال و دریافت اصوات بودند ، ضمناً دیروز وقتی خفاشها را در کنار یا روی حیوانات نشان میداد چیزی شکل یک قورباغه بودند . 4 - خواب من کاملاً در رابطه با سؤال است زیرا قبل از خواب توجهم به خواب ساختمان شهرداری و ساختمان چندین ده طبقه نوساز تاریخ 2/10/73 جلب شد و متوجه شدم آن ساختمان شهرداری گوشهای من است ودر آن لحظه من سیستم شنوائی خودم بوده ام ، باز متوجه شدم شهردار و شهرداری باید چیزی در رابطه با گوش و شنوائی باشد که در این صورت خواب دیشب من معنی دار میشود ، داستان دیده و شنیده شده از تلویزیون میتواند نمادی برای ارسال صدا و دریافت دو باره آن توسط آن مرد در خواب دیشب شده باشد که همان صحبت کردن و شنیدن است . اسم برنامه مطرح شده نگاهی به طبیعت بود که از شبکه دوم تلویزیون با نام خفاش خون آشام پخش شد .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : مرد توی مغازه در این خواب : : مرد خون آشام در خواب مرد خون آشام 28/1/75 - 2.124 . . همانند و یکی بودن : غریب و ناشناخته بودن : : خارجی بودن 2.125 . . گفتمان خواب و بیداری : شهردار : : افکار در گردش پوست 12.227 . . گفتمان خواب و بیداری : شهرداری : : گیرنده های حسی در پوست 12.227 . . گفتمان خواب و بیداری : چشم : : پوست بدن 12.242 . . گفتمان خواب و بیداری : درون مغازه : : درون تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : گاو : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : قورباغه : : حشفه آلت تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : دست و لب و دهان آن شخص : : دهانه واژن زن 12.243 . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : دست ، لب ، و دهان آن شخص : : پوست غشاء گلانس پنیس ؛ نمایِ بصورتِ لب ، بافت پیشابراه وسوراخ در نوک گلانس پنیس 25/8/89  . . همانند و یکی بودن : خاک : : مرد . . همانند و یکی بودن : کشت و زرع : : پوشش . . زبان رؤیا : کشت و زرع / پوشش : : زن . . ذرات بنیادی : خاک : : ذرات بنیادی جاذبه . . کشت و زرع : : ذرات بنیادی موج . . گفتمان خواب و بیداری / زبان رؤیا : تیرانی : : میان رانی ، تناسلی زن و مرد . . زبان رؤیا : شهر داری : : آلت تناسلی زن / آلت تناسلی مرد . . زبان رؤیا : شهردار : : دهانه واژن / گلانس پنیس 25/8/89 . . معانی و مفاهیم : تیرانی : : الان اینطور به ذهنم رسید که تیران و تیرانی میتواند به معنی میانِ ران و میان رانی و کلاً نمادی برای تناسلی باشد ( تی به معنی چشم و ران باهمان معنی ران ) ، در اصل با توجه به مفاهیم این خواب و دیگر موارد شناخته شده تیران با معنی چشم ران در این خواب مطرح شده  24/8/92 . . پرسش و پاسخ : شهردار و شهردار یعنی چه : : نتیجه ای که من اکنون از این خواب میگیرم این است که این رؤیا در پاسخ به پرسش بوده . کلاً در این خواب شهر تمام بخشهای پوست بدن ، و شهرداری تمام گیرنده های حسی مستقر در پوست مانند چشم ، گوش، لامسه پوست ، حس ذائقه ، و بینی و حس بویائی ؛ همچنین گیرنده های حسی جمع کننده احساسهای بخشهای مختلف پوست مانند لبها ، کف دستها ، کف پاها ، پستانها ، آلت تناسلی ، و مقعد باشد  24/8/92 . .

هیچ نظری موجود نیست: