|
2045
|
13/8/74
|
بیاد آمده ها شماره سی و هفت :
تعداد هشت عدد .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها :
شماره اول 1/6/74 : این دو
سه روز با توجه به خواب دو شیشه چائی دم شده 20/6/70 و مسائل بیاد آمده توجهم به
این مساله جلب شده که اطلاعات گروه مرد گرفته شده از پیرامون با تصویر مرد در
خوابهای ما و اطلاعات گرفته شده از درون با تصویر زن هیچگونه فرقی ندارد تنها
فرق آن این است که اطلاعات گروه مرد با تصویر مرد به دوران بیداری و اطلاعات
گروه زن با تصویر زن مربوط به دوران خواب است ولی با توجه به خواب فوق هیچ فرقی
با هم ندارند و هر دو اطلاعات خاطره ای هستند و همانطور که در یادداشت 31/5/74
تفسیری بر خواب 9/5/70 با سؤال ما چند نوع اطلاعات در وجود خودمان داریم نوشته
ام موارد فوق ممکن است بصورت زیر صحیح تر و درست تر باشد . 1 - ¶ تصویر مرد :
تصویر مرد اطلاعات خاطره ای دریافت شده از پیرامون در مواقع بیداری است . 2 - ¶ تصویر زن :
تصویر زن اطلاعات خاطره ای دریافت شده از درون بدن در تمام مواقع خواب و بیداری
است . 3 - ¶ گروه
پیام : گروه پیام اطلاعات خاطره ای ادغام شده مرد و زن و در اصل اطلاعات خاطره
ای مرحله رؤیا است . شماره دوم 1/6/74 : ¶ چند روز است
توجهم به بافت همبند و کار آن در پوست بدن جلب شده من اینطور پذیرفته ام که این
بافت کار انتقال امواج مغزی را به سایر نقاط بدن به عهده دارد همین امر مرا یاد
بیماری لوپوس ♀ انداخته که بیماری او دررابطه با
بافت همبند و رشته های کلاژن است . الان یادم آمد یکی دو ماه پیش در منزل آنها ♀
گفت ... . شماره سوم 9/6/74 : الان به نظرم
رسید ستون جدیدی در کلاسور شناخت با موضوع تجربه ها باز کنم و تجربه های بدست
آمده در زندگی ام را تا آنجا که نتوانم آنها را در گروه های دیگر شناخت قرار دهم
در این گروه بنویسم . شماره چهارم 15/6/74 :
بعد از حدود ده روزی که به این دفتر نیامده بودم دیروز مهندس ... به درب منزلم
آمد و خواست امروز صبح بیایم دفتر . فعلاً او یکی دو ساعت بیرون رفته و من تنها توی دفتر
بیمه ... نشسته ام . دیشب خوابی دیدم که آنرا ننوشتم اما قصد دارم خوابی را که ♀
پریشب دیده و دیروز صبح منزلشان برایم تعریف کرد را بنویسم .
تمام خواب ♀ :
او گفت خواب دیده جائی مثل صحرا و بیابان مانند بوده و جوی آبی دیده و بعد آقای
شایان را ، و دیده مادرش ♀ به شایان مراجعه کرده و با
تندی گفته اگر نیائی ما را ببری مسافرت من خودم را با قرص سیانور میکشم . شایان
با دست پاچگی گفته خودت را نکش من میآیم شمارا میبرم و کرایه هم نمیخواهم ،
... ♦
شماره پنجم 11/7/74 : با توجه
به شناختهای این چند روز فکر کردم بهتر است چرکنویس یادداشتی جداگانه برای
دانستن مفاهیم عمومی ای مثل دائی و انواع آن یا رنگها و انواع آن تهیه کنم و به
مرور مطالبی را که در یادداشتهایم میبینم بنویسم تا یک یادداشت کامل از هر کدام
بدست آید . فعلاً قصد دارم دو یادداشت برای دائی ها و رنگها آماده کنم . شماره ششم 12/7/74 : امروز چشم راست محمد ♀ را
توی این بیمارستان یعنی بیمارتان فیض عمل کردند و من امشب پیش او هستم . مواقع
بیکاری یادداشتهای نوشته شده ام را برای پاکنویس آماده میکنم . ¶ الان بنظرم
رسید خواب کارگاه ساختمانی از شهرداری در بیابان تاریخ 22/12 72 باید در رابطه
با حد فاصل بین سلولهای مخروطی و پیگمان دار شبکیه باشد و ¶ حرکت آن
جوان در فضا و آن سیم ها باید تقسیم شدن کار توسط بخش خارجی سلول مخروطی باشد .
بعداً مطالعه شود . شماره هفتم 22/7/74 :
الان خواب 18/7/74 با موضوع فرش همسایه جلو درب اطاق را پاکنویس کردم متوجه شدم
در این خواب یکجا آقای ♂ صاحب منزلمان را با تیپ و قیافه
آقای ♂ همکار گمرکی ام دیده ام و یک جا عددی به شماره 94871 به
ذهنم رسیده شاید عدد دیده شده شماره تلفن گمرک اصفهان باشد به این دلیل که یک
ماهی پیش آقای ♂ را توی خیابان دیدم و از او خواستم
شماره تلفن به من بدهد او یکی دو شماره گفت ولی شک داشت و خواست از مرکز تلفن
شماره گمرک را بخواهم باید تحقیق کنم آیا شماره دیده شده در خواب همان شماره
گفته شده ♂ است یا نه اگر شماره گفته شده او باشد خیلی جالب است چون
در بیداری اصلاً نمیدانم این شماره چیست و چه معنی میدهد . شماره هشتم 2/8/74 : دیشب مهمان داشتم و امروز صبح
کسوف واقع شد . من با مهمانهایم از روی پشت بام خورشید گرفتگی را دیدیم .
تمام خواب ♀ : امروز ♀ تعریف کرد دیشب خواب دیده من
با ♀ خواهر او عروسی کرده ام . او از خواب خودش فقط همین چند
کلمه را تعریف کرد ولی من میتوانم بفهمم فکر دیروز یا این چند روز او در باره
ازدواج خودش بوده و ♀ و من در خواب او خود او بوده ایم
. ♦
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه
بیاد آمده ها شماره سی و هفت : تعداد هشت عدد .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر