۱۳۹۳ بهمن ۲۶, یکشنبه

مطبخ و دالان خانه قدیمی پدری

2117
18/12/74
مطبخ و دالان خانه قدیمی پدری

1
2

1137
تمام خواب : الان خواب میدیدم در اطاقی جنوبی بودم و نگاهم به سمت شمال بود . دیوار اطاق در سمت شمال در شرایطی شیشه ای بود که تمام فضای محوطه حیات را میدیدم و در شرایطی هم میدانم یک در شیشه ای یا در معمولی بود . بنظرم خانه مورد نظر چیزی مثل خانه قدیمی منزلمان ، یعنی همین خانه ای بود که الان در آن هستم و اطاق من جائی مثل مطبخ بود . میدانستم سمت چپ من دالان منزلمان است ( دالان منزل قدیمی پدری ام ) و من اطاق خودم را محل کارم که آنرا کاری پستی بود میدانستم . من میخواستم بروم توالت و دنبال توالت میگشتم . روبروی من حیاط توالت و در سمت شمال هم شاید اطاق یا اطاقهائی بوده . کلاً منظره اطاق من و فضای حیاط و مسائل سمت شمال حیاط حالت یک گاراج تعمیرات را داشت و مانند یک گاراژ مکانیکی بود . من در جائی یادم است را دیدم که آمد پهلوی من و به فوریت دسته کلیدی به من داد و چیزی گفت که من نفهمیدم . البته میدانستم منظور او این است که در جائی تنها باشیم ولی نفهمیدم چی گفت . میخواستم سؤال کنم که دیدم برای اینکه جمعیت در آن محوطه متوجه نشود فوراً از من دور شد . من در شرایطی عده ای را در شرایط میهمان در سمت شمال خانه و محوطه از توی همان اطاق محل کار خودم دیدم ، زمانی هم دیدم یک دسته زن با لباسهای رنگی شاد از توی محوطه آمدند به طرف دالان سمت چپ اطاق محل کار من و از دالان بیرون رفتند ، بعد یادم است آمدم بیرون و از اول دالان به آن دالان نگاه کردم ، دیدم دالان حالت یک مطبخ دوده گرفته مثل مطبخ قدیمی منزلمان را دارد و آن زنها با آن لباسهای رنگی شاد اینطرف آنطرف این مطبخ دالان مانند نشسته اند . در جائی هم یادم است وارد اطاقی شدم که مردانی در آن بودند . یکجا یادم است توی همین اطاق خودم که دید کاملی به سمت شمال داشت ، داشتم دنبال توالت میگشتم . یادم است توالتی مسطح کمی بالاتر از زمین پیدا کردم ولی دیدم شیر آب ندارد ، البته نمیدانم این صحنه قبل از دیدن آن زنها و مردها بود یا بعد از آن ، باز در صحنه ای یادم است آمد دسته کلیدی به من داد و همان حالت قبل کلید دادن به من تکرار شد . او به آهستگی یرای اینکه کسی نفهمد وعده ای گذاشت که من نفهمیدم و هر چند یکی دو بار سؤال کردم ولی او مشغول صحبت و تعارف با دیگران در محوطه بود و توجهی به حرف من نکرد ، عاقبت نفهمیدم با من چه وعده ای و در کجا گذاشت . در کُلِ این صحنه های دیده شده ، گاهی من را فکر میکنم بوده ولی بیشتر بود با من وعده میگذاشت . دفعه اول که او به من دسته کلید داد یادم است یک دسته کلید بین پنج تا ده تا بود ، من آنرا در جیب سمت چپم گذاشتم و با احساس لمس آنها متوجه شدم این کلید ها یک سرکلیدی گرد ( کروی مانند ) کوچک دارد ، ( مثل سر کلیدی هائی که دیده ام شکل کره زمین است ) ، باز دفعه دوم هم وقتی به من دوباره کلید داد چند لحظه یادم به کلید دادن قبلاً او نبود ، ولی وقتی آنرا دو باره در جیب سمت چپم قاطی کلیدهای خودم گذاشتم و متوجه سرکلیدی کروی آن شدم یادم آمد یک بار دیگر هم از همین نوع کلید به من داده ، هر چند احساس کردم توی جیبم کلید های دیگری از خودم هست ولی متوجه دوتا سر کلیدی کروی نشدم و تقریباً کلید های قبلی را از خودم دانستم . در صحنه ای دیگر یادم است باز دنبال توالت میگشتم و میخواستم توالت کنم ولی توالت پیدا نمیکردم ، یادم است دیگر در آن اطاق جنوبی رو به شمال نبودم و در محوطه بازی بودم . برنامه من رفتن به توالت و بعد رفتن به سر کارم که کاری پستی بود در نظرم بود ، میدانستم یک اطاق که آنرا یک دفتر پستی مستقل میدانستم محل کارم است و باید تا حالا به سر کار رفته باشم ، داشت دیرم میشد ولی دنبال توالت میگشتم ، بعد یادم است در محوطه ای باز بالای یک توالت چهار گوش مربع مانند بودم که این توالت بی اندازه ارتفاع داشت ، من بالای دهانه آن بودم و میدیدم این توالت با حالت چهارگوش تقریباً به اندازه یک تیر چوبی بزرگ یا یک دود کش بلند ارتفاع دارد . در شرایطی یادم است داشتم کوشش میکردم نوک این فضای دودکش مانند چهارگوش که آنرا توالتی میدیدم بنشینم و توالت کنم ، ولی دیدم ارتفاع خیلی زیادی دارد و ترس داشتم از آن بالا به پائین بیفتم ، به همین دلیل خیلی احتیاط میکردم . دهانه این توالت تقریباً به اندازه فراخی دوتا پای من طول و عرض داشت و خیلی تیز از آن بالا تا روی زمین ارتفاع زیادی داشت . نگاه من از آن بالا به پائین مثل این بود که از نوک یک تیر کبوده خیلی بلند به سمت زمین نگاه کنم . من یادم است در کنار این توالت سمت شرق بودم و میخواستم پای چپم را از سمت جنوب این دهانه چهارگوش توالت به سمت غرب ببرم و رو به شمال روی دهانه توالت بنشینم ، بطوریکه پاهایم در سمت شرق و غرب دیوار یا این توالت چهارگوش آویزان و رویم به سمت شمال باشد ، ولی وقتی میخواستم این کار را بکنم توجهم به ارتفاع زیاد این توالت و فاصله زیاد آن با زمین جلب شد و خیلی از افتادن ترسیدم و خیلی با احتیاط پایم را به آنطرف دیواره توالت گرداندم . بعد یادم است رویم به سمت شمال بود و میدیدم بعد از دهانه چهاگوش توالت تا ارتفاع خیلی زیاد آن به سمت زمین همینطور نجاست بصورت لایه لایه روی هم قرار دارد و کل دیواره نجاست است ، حالت دیواره در این لحظه اینطور بود که مرتب توالت کرده باشند و نجاست های آن روی دیگری قرار گرفته باشد . البته در اینجا متوجه بودم که نجاسات پائین این توالت روی سطح بیشتری نسبت به دهانه توالت در بالا قرار دارد ، ولی این پهنی زیاد نبود و نسبت به ارتفاع زیاد توالت کم و حالت تیزی توالت از بالا تا پائین موجود بود . بعد یادم است من بالای توالت بودم و در همین حال که داشتم به این منظره نجاسات بر روی هم به سمت پائین نگاه میکردم متوجه شدم دو نفر مرد آمدند پائین این نجاسات زمین . آنها هم میخواستند توالت کنند ولی نبودن شیر آب را به آنها یاد آوری کردم و خودم هم هرچند بالای دهانه توالت بودم قصد توالت کردن را نداشتم و دیدم یکی یا هردو آنها با دست راست زیر این نجاسات سر هم زدند ، تقریباً میشود گفت آن شکل یک نواخت روی هم روی هم بودن نجاسات بهم خورد و نجاست به دست آنها مالید ، آنها برای شستن دست از آنجا رفتند و من  قصد کردم از آن بالا پائین بیایم ، یادم است از سمت دیواره جنوبی این توالت چهارگوش بلند میخواستم پائین بیایم دیدم یک دیواره با شیب خیلی تند ( تقریباً نزدیک به عمود ) موجود است که ردّی از رفتن روی آن بود ، من با ترس و لرز زمین خوردن ، با پا گذاشتن در این شیب تندو رَدِ موجود ، پائین آمدم و دنبال شیر آبی میگشتم دستهایم را بشویم ، فکر میکنم در محوطه باز جنوبی این توالت در کنار تپه ای که در سمت شرق بود شیر آبی با ارتفاع کوتاه دیدم ، قصد کردم شیر آب را باز کنم و باز کردم و مشغول شستن دستهایم شدم ، در این حال دیدم یک کودک دختر روبروی من ایستاده ، من همینطورکه دستهایم را زیر شیر آب گرفته بودم و داشتم میشستم دیدم بجای آمدن آب از نوک شیر آب ، دارد از نوک پارچه دامن آن دختر بچه  آب میآید که با یقین صد درصد میتوان گفت آن دختر بچه همان شیر آب بوده . توضیحات آخر این خواب در رابطه با مسائل بیداری قبل از خوابیدن من خوانده شود .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : تصمیم من برای رفتن توالت : : من بالای دودکش / همان تیر کبوده 2.91 . . همانند و یکی بودن : سرکلیدی به شکل کره زمین : : / مجموعه کلید های داده شده به من 2.91 . . همانند و یکی بودن : دالان دوده گرفته : : مطبخ / دودکش بلند / تیر کبوده 2.91 . . همانند و یکی بودن : دست شستن من : : دست شستن آن مرد 2.92.462 . . همانند و یکی بودن : نوک شیر آب : : نوک پارچه دامن آن دختر بچه 2.92 . . همانند و یکی بودن : شیر آب : : دختر بچه 2.92 . . معانی و مفاهیم : کبوده : : در این خواب تیر کبوده دیده شده که نمادی بوده برای روده ها با معنی تیر سیاه تصویر شده که چیزی مانند همان دالان سیاه بوده 3.29 . . گفتمان خواب و بیداری :  مطبخ : : معده . 12.144 . . گفتمان خواب و بیداری : دالان : : روده ها . . گفتمان خواب و بیداری : تصمیم برای رفتن توالت : : تصمیم دهانه معده برای تخلیه غذا به روده . . گفتمان خواب و بیداری : گاراج تعمیرات : : معده و دهان . . گفتمان خواب و بیداری : : : فعالیت های زمان بیداری دستگاه گوارش . . گفتمان خواب و بیداری : کلیدها و سرکلیدی : : برنامه برای جذب و دفع غذا . . گفتمان خواب و بیداری : میهمانهای توی حیات : : غذاهای وارد شده به دهان و معده . . گفتمان خواب و بیداری : زنها با لباسهای رنگی شاد : : غذاهای وارد شده به دهان . . گفتمان خواب و بیداری : کار پستی : : فعالیت برای خارج کردن مدفوع از روده . . گفتمان خواب و بیداری : دفتر پستی مستقل : : شروع روده تا مقعد . . گفتمان خواب و بیداری : بی اندازه ارتفاع : : طول دراز روده . . گفتمان خواب و بیداری : فضای دودکش مانند چهار گوش : : روده . . گفتمان خواب و بیداری : تیر کبوده : : روده . . گفتمان خواب و بیداری : نجاست بصورت لایه لایه روی هم : : غذای وارد شده به روده 12.146 . . گفتمان خواب و بیداری : شیر آب بغل تپه : : آپاندیس 12.266 . . گفتمان خواب و بیداری : تپه در سمت شرق : : روده بزرگ 12.266 . . تفسیرها : 19/1/75 - 20./11/76 - 27/2/79 -  . . گفتمان خواب و بیداری : مطبخ : : معده . . گفتمان خواب و بیداری : دالان : : روده ها . . گفتمان خواب و بیداری : قصد من برای توالت کردن : : برنامه معده برای تخلیه مواد غذائی به روده . . گفتمان خواب و بیداری : یک دسته زن با لباس های رنگی شاد : : انواع غذاهای وارد شده به معده و خارج شده از معده . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : من بالای یک توالت بلند با دهانه چهارگوش : : من بالای یک توالت بلند با دهانه چهارگوش روده دوازدهه بوده ام . 15/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق جنوبی رو به شمال : : روده دوازدهه . 20/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : دالان منزلمان : : روده ها . . گفتمان خواب و بیداری : گاراج تعمیرات مانند گاراژ مکانیکی : : فضای دهان . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق محل کار خودم که کاری پستی بود : : روده دوازدهه . . همانند و یکی بودن : اطاق جنوبی : : اطاق محل کار خودم که کاری پستی بود . . معانی و مفاهیم :  دهانه این توالت تقریباً به اندازه فراخی دوتا پای من طول و عرض داشت : : این تعریف از فراخی دهانه توالت و اینکه قبل از آن از دهانه چهار گوش مربع مانند صحبت شده نشان دهنده گِرد و دایره بودن دهانه توالت که همان دایره بودن دهانه روده است بوده . . گفتمان خواب و بیداری : توالت چهارگوش : : روده ها . . گفتمان خواب و بیداری : دهانه توالت چهارگوش : : مرز مشترک و حد فاصل دوازدهه و روده باریک . . گفتمان خواب و بیداری : پاهایم : : موتور جلو برنده یا سیستم حرکتی من : : که در اینجا حرکات دودی روده بوده . . معانی و مفاهیم : میخواستم پای چپم را از سمت جنوب این دهانه چهارگوش توالت به سمت غرب ببرم و رو به شمال روی دهانه توالت بنشینم بطوریکه پاهایم در سمت شرق و غرب دیوار با این توالت چهارگوش آویزان و رویم به سمت شمال باشد . با نگاه بیداری این جمله نشان دهنده یِ حرکت در روده ها از چپ به راست و بالا به پائین تا مقعد آخرین نقطه خروجی روده ها با نظارت و مدیریت روده دوازده میباشد . 20/9/90 . . من یا دیگران : من بالای یک توالت چهار گوش مربع مانند : : من روده دوازدهه بوده ام 1/7/91 . . من یا دیگران / گفتمان خواب و بیداری : یک توالت چهار گوش مربع مانند : : روده ها .  

هیچ نظری موجود نیست: