|
2127
|
14/1/75
|
بیشترین و بالاترین احساس و افکار امروز من چی
بوده
|
×
|
1
|
3
|
|
1143
|
|
♣ چکیده خواب : ساعت هفت صبح . وقتی بیدار شدم یادم بود خوابی طولانی با
صحنه های زیاد دیده ام ولی خیلی کم از آن یادم است . خواب میدیدم با خانواده ♂ و
احیاناً پسر عمو و ♀ به مسافرت رفته بودیم . بنظر من محل
مسافرت ما منطقه جنوب و خوزستان بود و در مراحل روزهای آخر مسافرت و نزدیک به
برگشتن بودیم . در خواب چیزی از خوزستان و اهواز ، یا ماهشهر یادم نیامد و صحنه
ای آشنا از آن دیار ندیدم ولی یادم است مسافرت ما ، در فصلی بود غیر از فصل
مسافرت در سالهای قبل ، و باز جائی بود غیر از جاهای سالهای قبل، بیشتر میدانم مکان ما منطقه جنوب و خوزستان
بود در فصل مخصوص مسافرت به آن دیار ، مثلاً اسفند یا فروردین . توضیح : سالهای قبل مسافرت های ما به شمال و مشهد
و غرب در فصل تابستان بوده . بهر صورت صحنه هائی از خواب دیشب به این صورت یادم
است یک جا در محلی بودیم که در سمت شرق فضائی باز بود و در سمت غرب ساختمانی که
فضای سر پوشیده بزرگی داشت . من یادم است در زمانهائی در این دو فضا بودم و
کارهائی میکردم یا کسانی را میدیدم . یک جا یادم است توی فضای غربی سرپوشیده
بودم و داشتم صدای ♂ و ♂ را
میشنیدم ، ♂ و ♂ و دیگران در آن لحظه در فضای سمت
شرق بودند . اینطور در نظرم است در آن لحظه میباید ♂
سرو صدا نمیکرد ولی او داشت بهانه میگرفت و من صدای او و ♂ را
میشنیدم که ♂ هم با او یک و بدو میکرد . در جائی هم یادم است صدای
عربده و جیغ ♂ را شنیدم که متعاقب آن داد ♂ در
آمد که چرا این کارها را میکند . ...
دیدن ♀ به صورت لخت ، خوردن پستان ♀ به
صورت گوشت خام ، دیدن ♂ و نگاه زیر چشمی به ♀ ،
...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ بهمن ۲۰, دوشنبه
بیشترین و بالاترین احساس و افکار امروز من چی بوده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر