|
2133
|
19/1/75
|
تفسیرخواب مطبخ و دالان خانه قدیمی
پدری
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و
یافته ها : ساعت ده و سی و هشت دقیقه صبح . دیروز پریروز مشغول
پاکنویس یادداشتهای گردش عید بودم . امروز می خواستم گروه دو فهرست مطالب را
تکمیل کنم . اولین چیزی که میباید شروع به خواندن آن میکردم خواب 18/12/74 با
موضوع مطبخ و دالان خانه قدیمی پدری ام بود . در رابطه با این خواب تا کنون چیزی
یادداشت نکرده و نفهمیده ام ولی یک ساعتی پیش آنرا با حوصله خواندم و ذره ذره به
مفاهیمی از آن دست یافتم ¶ فعلاً میتوانم قبول کنم این خواب
داستانی از فعالیت روده و معده و دستگاه گوارش است . نکات ظریفی به ذهنم رسیده
که هر چند امکان عوض شدن آن در آینده هست بصورت خلاصه مینویسم . 1 : نوشته ام در
اطاق جنوبی بودم و نگاهم به سمت شمال بود . دیوار اطاق در سمت شمال در شرایطی
شیشه ای بودکه تمام فضای محوطه حیاط را میدیدم و در شرایطی هم میدانم یک در شیشه
ای یا در معمولی بود . بنظر من خانه مورد نظر چیزی مثل خانه قدیمی منزلمان یعنی
همین خانه ای بود که الان در آن هستم و اطاق من جائی مثل مطبخ بود . الف : با
توجه به توضیحات بعدی¶ فکر میکنم اطاق من در اینجا نمادی برای معده
من بوده . ب : ¶ نگاه
من به سمت شمال تماس داشتن معده با گلو و دهان است . ج : ¶ دیوار
اطاق در سمت شمال فضای گلو ، ¶ و شیشه ای بودن آن نیمه تماس داشتن
معده با دهان است که البته راهی برای رفتن بین این دو محیط بوده . ¶ فکر
میکنم شیشه ای بودن آن ، شرایط برگشت نشدن غذا از معده به دهان و معمولی بودن آن
در خروج غذا از دهان به معده باشد . دال : ¶ اگر
در آن شرایط من غذای وارد شده به معده باشم خانه قدیمی به معنی خانه ای است که
قبلاً در آن بوده ام ¶ و اگر من احساسهای آمده به معده و
دستگاه گوارش باشم خانه قدیمی به معنی خانه ای است که در گذشته ها نیز من در
آنجا بوده ام . هه : نوشته ام اطاق من جائی مثل مطبخ بود . ¶ مطبخ
همان آشپزخانه است و آشپزخانه محل طبخ و پختن غذا است . این میتواند نماد خوبی
برای معده باشد چون توی معده هم بصورتی غذا طبخ و پخته میشود . 2 : نوشته ام
میدانستم سمت چپ من دالان منزلمان است : ¶ دالان
در خوابهای من محل سرپوشیده برای عبور است در اینجا هم دالان باید محلی برای
عبور باشد که با توجه به تمام مسائل و توضیحات بعدی ¶ این
دالان نمادی بوده برای روده های من از محل اتصال به معده تا مقعد . ¶ خواستن
من برای رفتن به توالت تصمیم دهانه معده برای تخلیه غذا به درون روده است . و
این همان صحنه بعدی است که من بالای آن دودکش یا تیر کبوده بودم . 4 : نوشته ام
کلاً منظره اطاق من و فضای حیاط و مسائل سمت شمال حیاط حالت یک گاراج تعمیرات را
داشت و مانند یک گاراج مکانیکی بود . الف : ¶ توضیحات
داده شده میتواند تعریفی برای دستگاه گوارش مخصوصاً معده و دهان باشد زیرا غذا
پس از وارد شدن به دهان و معده دچار تغییرات شده و کارهائی روی آن انجام میشود .
5 : ♀ در
خوابهای من نماد خیلی از بافتها و سلولها قرار گرفته که الان با توجه به تمام
این مسائل و اینکه کلید میتواند کدی برای یک نوع فعالیت باشد ¶ فکر
میکنم در اینجا ♀ نمادی برای مغز میانی و کلیدهای او
کدهائی برای جذب و دفع غذا باشد . که به این ترتیب ¶ من
میتوانم سیستم اعصاب دریافت و ارسال پیام و بصورت سریع و تند آن سیستم
پاراسمپاتیک و سمپاتیک باشم . 6 : ¶ میهمان در این خواب یا
خوابهای دیگر من به چیزی یا کسی گفته میشود که بطور موقت در جائی باشد ، به این
ترتیب میتوانم بپذیرم ¶ میهمانهای توی حیاط که بعداً توی
دالان رفتند نمادهائی بوده اند برای غذاهای موجود در دهان و معده . 7 : نوشته ام
دیدم یک دسته زن با لباسهای رنگی شاد از توی محوطه آمدند به طرف دالان سمت چپ
اطاق محل کار من و از دالان بیرون رفتند ، ولی بعد یادم است بیرون و از اول
دالان به آن دالان نگاه کردم دیدم دالان حالت یک مطبخ دوده گرفته مثل مطبخ قدیمی
منزلمان دارد و آن زنها با لبایهای رنگی شاد اینطرف آنطرف این مطبخ دالان مانند
نشسته اند . الف : ¶ زنها
با لباس رنگی شاد نمادی بوده اند برای غذاهای وارد شده به دهان که بعد به معده و
روده رفته اند . 2 : نوشته ام بنظر من از دالان بیرون رفتند : وقتی من توی مطبخ
این حرف را زده و به آن توجه کرده ام نشانه بودن من توی مطبخ بوده و دالان مورد
نظر همان مطبخ ¶ و
گذشتن آنها از دالان در آن شرایط یعنی گذشتن غذا از معده . ج : اما وقتی از آن
مطبخ بیرون آمده ¶ و
از اول دالان به آن نگاه کرده ام نگاه من از اول دهانه معده به روده بوده ¶ و
آن زنها غذای خارج شده از معده بوده اند . دال : ¶ حالت
دوده داشتن دالان نشانه همانند هم بودن معده و روده است یعنی روده هم کاری
همانند معده برای غذای وارد شده به خود دارد . هه : ¶ بنظر
من لباسهای رنگی شاد نشانه تازه خارج شدن غذا از معده به روده بوده . هنوز
آنزیمهای گوارشی روده روی آن غذاها اثر نکرده بوده . و : ¶ اینطرف
آنطرف دالان بودن زنها نشانه پر بودن روده از غذا و حالت نشسته آنها غیر فعال
بودن غذای وارد شده به روده است . ز : ¶ به
این ترتیب مطبخ دالان مانند نمادی بوده برای روده در محل اتصال به معده . 8 :
بعد نوشته ام در جائی هم یادم است وارد
اطاقی شدم که مردانی در آن بودند . فعلاً از مفهوم این جمله چیزی نمیدانم . 9 : ¶ وعده
گذاشتن♀ و دادن کلید به من فکر میکنم کدی برای مسیر کامل روده از
شروع ورود به روده تا خروج آن از مقعد باشد فعلاً چیزی دیگر نمیدانم . 10 : ¶ با
شناختهای این دوسه روز متوجه شده ام اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک میتوانند در
خوابهای ما بصورت دو خواهر ظاهر شوند و در شرایطی هم میتوانند بصورت دستهای ♀
تصویر شوند . در این خواب چون نوشته ام گاهی من ♀ را
فکر میکنم ♀ بوده میتوانم نتیجه بگیرم من در این
خواب ♀ با دو دستهایش باشم و چون ♀
نمادی برای مغز میانی و دستهای ♀ نمادی برای مغز پیرامونی است
من در این خواب میتوانم نمادی برای کل سیستم اعصاب باشم که شامل ارسال پیام از
مغز و دریافت دو باره آن توسط مغز ( ♀ ) با کمک
دو سیستم پاراسمپاتیک و سمپاتیک ( دستهای ♀ )
میباشد . 11 : ¶ به
این ترتیب کلیدهای داده شده ♀ به من که دارای یک سرکلیدی
کروی شکل کره زمین بود نشانه مربوط بودن آن کلیدها به پیرامون و گیرنده های حسی
پیرامونی است یعنی در مسیر دفع غذا از طریق دستگاه گوارش تا مقعد سیستم نظارت
دوران بیداری مغز که همان مغز دوم است میتواند نظارت داشته باشد . ¶ برای
مثال اگر یکی از کلیدها نماد بینائی باشد این بینائی میتواند در جریان هضم و دفع
غذا مؤثر باشد یا اگر یکی از این کلیدها نماد بویائی باشد میتواند در جریان خروج
غذا از معده تا مقعد دخالت داشته باشد . 12 : ¶ سر
کلیدی در اینجا به معنی جمع آن کلیدها ، ¶ و
شکل زمین بودن آن مربوط بودن آن کلیدها به پیرامون است . توضیح : ¶ در
خوابهای ما زمین نمادی برای پیرامون بدن است . 13 : ¶ با
توضیحاتی که در رابطه با کلید دادن ♀ به من داده ام نشانه دفعات
تخلیه معده و هر بار فرستادن پیامهائی به پائین برای دفع آن است یعنی برای هربار
تخلیه معده به روده سیستم پائینی معده تا مقعد مجهز به کار و فعالیت برای دفع آن
تخلیه بوده که البته ¶ با توجه به دنباله یادداشت فکر میکنم
شکل دیده شده مدفوع از بالای دودکش دفعات تخلیه از معده به سمت روده باشد . 14 :
¶ تا
کنون پُست و پُستی بودن را فقط در رابطه با ارسال پیام به مغز و برگشت آن از مغز
میدانستم ¶ ولی
الان می توانم بپذیرم کار پستی در این لحظه فعالیت برای خارج کردن مدفوع از روده
بوده ¶ و
بالای دودکش رفتن من همان سرکار رفتن معنی میداده . 15 : ¶ فکر
میکنم دفتر پستی مستقل که باید من سرکار میرفتم از شروع روده تا مقعد باشد ¶ و
این شاید همان راه پله به سمت پائین در خواب کار آپاندیس تاریخ 18/4/68 باشد که
در آن خانم ♀ را دیدم . 16 : بعد نوشته ام در
محوطه ای باز بالای یک توالت چهارگوش مربع مانند بودم که این توالت بی اندازه
ارتفاع داشت و من بالای دهانه آن بودم و میدیدم این توالت با حالت چهارگوش
تقریباً به اندازه یک تیر چوبی بزرگ یا یک دودکش بلند ارتفاع دارد . الف : ¶ بنظر
من این طرز تعریف نشان دهنده شروع کار من در دفتر پستی است . ب : ¶ چهار
گوش بودن توالت یعنی فضائی که به اطراف راه نداشته مگر به زمین ( پیرامون بدن )
. ج : ¶ بی
اندازه ارتفاع داشتن آن ، طول روده بعد از جدا شدن از معده تا مقعد بوده . دال :
¶ بودن
من در بالای دهانه آن ، بودن من در دهانه اتصال روده به معده بوده . هه : ¶ دودکش
بلند نشان دهنده همان دالان دوده گرفته بوده که باز میتواند همان مطبخ مطرح شده
قبلی باشد ¶ یعنی
میتوان پذیرفت این توالت دودکش مانند همان دالان منزل پدری ام بوده . 17 : بعد
نوشته ام در شرایطی یادم است داشتم کوشش میکردم نوک فضای دودکش مانند چهار گوش
که آنرا توالتی میدیدم بنشینم و توالت کنم ولی دیدم ارتفاع خیلی زیادی دارد و
ترس داشتم از آن بالا به پائین بیفتم به همین دلیل احتیاط می کردم . الف : ¶ کوشش
من برای نشستن نوک دودکش قرار گرفتن من در محل شروع به دادن حالت دودی به روده
ها بوده برای خروج مدفوع از آن ( من پیامهای احساسی آمده از مغز بوده ام ) . ب :
¶ ترس
من برای افتادن به پائین همان اتفاقی بوده که باید می افتاده یعنی اجباراً و
حتماً من از آن بالا به پائین می افتاده
ام . ¶ فکر
میکنم این افتادن در صحنه بعدی با نگاه کردن به آن نجاسات تا پائین بوده . ج : ¶ احتیاط
من همان حرکات نرمال دودی روده ها برای خروج مدفوع از مقعد است . 18 : نوشته ام
دهانه این توالت تقریباًبه اندازه فراخی دو تا پای من طول و عرض داشت و خیلی تیز
از آن بالا تا روی زمین ارتفاع زیادی داشت . نگاه من از آن بالا به پائین مثل
این بود که از نوک یک تیر کبوده خیلی بلند به سمت پائین نگاه کنم . الف : ¶ چون
صحبت از پا شده و پا در خوابهای من نمادی برای دور کردن است ¶ در
اینجا پاهای من باید نمادی برای سیستم اعصاب دور کننده باشد که در این صورت من
پیامهای عصبی آمده از مغز ، و پاهای من سیستم فیبرهای وابران بوده که از مغز به
بافت پیام میرساند البته میتواند این پیام ها شامل پیامهای عصبی خود مختار هم
باشد که در این صورت پیام عصبی این مورد پاراسمپاتیک است . ( تحقیق شود ) ب : ¶ تیر
کبوده در اینجا به معنی تیر سیاه و تیره بوده که باز همان دالان سیاه یا مطبخ
است یعنی این سه مورد میتوانند جای هم قرار گیرند و یکی باشند . ¶یعنی مطبخ ،
دالان سیاه ، دودکش و تیر کبوده یکی و همه نمادی برای روده ها باشد . ج : ¶ منظور
از تیر کبوده بدنه راست و تیز کبوده است که درختی در ردیف چنار است ¶ البته
کبوده در اینجا به معنی سیاه و تیره است . دال : ¶ تعریف
انجام شده میتواند دارای این حقیقت باشد که من در این خواب سیستمی بوده ام به
دور دودکش و چون دودکش روده ها بوده من میتوانم سیستمی باشم به دور روده که در
این حالت میتوانم شبکه عصبی یا شبکه خونی باشم که البته چون حرکت من به سمت
پائین به طرف زمین بوده و زمین در خوابهای ما نمادی برای پیرامون بدن است
میتوانم قبول کنم شبکه عصبی بوده ام . 19 : ¶ قرار
گرفتن من رو به شمال در حالی که پاهایم از اطراف دودکش آویزان بوده باز نشانه
این است که من سیستم عصبی بوده ام . ¶ البته رفتن دود به سمت بالا
هم رفتن فکر به سمت درون است . 20 : بعد نوشته ام میدیدم بعد از دهانه چهارگوش
توالت تا ارتفاع خیلی زیاد به سمت زمین همینطور نجاست بصورت لایه لایه روی هم
قرار دارد و کل دیواره نجاست است و حالت دیواره در این لحظه اینطور بود که مرتب
توالت کرده باشند و نجاست های آن روی دیگری قرار گرفته باشد بطوری که از آن بالا
تا روی زمین این حالت ادامه داشته باشد . الف : ¶ دیدن
این صحنه توجه من به درون روده تا مقعد است ، ¶ و
لایه لایه روی هم بودن نجاسات دفعات مکرر خروج غذا از معده و یا شکل گرفتن مدفوع
به دلیل حرکات دودی روده . 21 : بعد نوشته ام نجاسات پائین این توالت روی زمین
سطح بیشتری نسبت به دهانه توالت در بالا دارد ولی این پهنا زیاد نبود و نسبت به
ارتفاع توالت کم و حالت تیزی توالت از بالا به پائین موجود بود . الف : این
تعریف چیزی مثل تعریف از قول روده ها از معده تا مقعد است زیرا بعد از معده ( و
روده دوازدهه ) روده باریک و بعد روده بزرگ است . 22 : ¶ بنظر
من دو نفر مرد آمده در پائین و دست زدن به نجاسات ، کاری از مقعد و خروج مدفوع
از آن است . این مردان میتوانند حالت گروه مرد سمپاتیک و پاراسمپاتیک مقعد باشند
. 23 : ¶ دست
آنها در این خواب میباید سوراخ مقعد باشد که شستن دست پاک شدن و پاک کردن سوراخ
مقعد از مدفوع است . 24 : ¶ پائین آمدن از دیواره همان رفتن
پیامهای عصبی شرح داده شده تا مقعد است ، دست شستن منهم همان دست شستن آن دو مرد
است . 25 : شیر آب مطرح شده در این خواب دو چیز میتواند باشد . الف : ¶ یا
این شیر آب آپاندیس و فعالیت آن است برای دادن احساس به مقعد و تمیز نگاه داشتن
سوراخ مقعد . ب : ¶ ویا
با توجه به موضوع صفحه 81 کتاب سیبا شیر آب فوق سیستم اعصاب مطرح شده در این
صفحه در رایطه با مقعد با نام فیبرهای برنده سوماتیک است . یعنی این سیستم کار
شیر آب و پاک کردن مدفوع از درون مقعد را انجام میدهد . 26 : ¶ شیر
آب و دختر بچه دیده شده و نوک پارچه دامن او با نوک شیر آب یکی بوده .
|
|||||||
۱۳۹۳ بهمن ۱۲, یکشنبه
تفسیرخواب مطبخ و دالان خانه قدیمی پدری
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر