۱۳۹۳ دی ۲۶, جمعه

موجود خون آشام

2140
27/1/75
موجود خون آشام

1
2  

1146
تمام خواب : ساعت نزدیکی های بامداد . ... ، یک جا به نظرم مراسمی گرفته بودیم که این مراسم در رابطه با من و خواهرم بود ، نمیدانم مراسم چی بود ولی شاید مربوط بوده به مراسمی برای مادرم ، هر چند خواب من مشخص و معلوم بود ولی الان صحنه ها یادم نیست فقط میدانم جمعیتی دعوت شده و مراسمی بود . اینطور در ذهنم است هم بود ولی فکر میکنم در شرایط جوانی ، رفتار او مثل دوران مجردی اش بود . در جائی هم یادم است مراسم تمام شده بود و معلوم شد و خانواده او نیامده اند . اینطور میدانم که یک هفته ای پیش توسط از آنها دعوت گرفته شده ولی ... تا روز قبل نرفته بوده به آنها بگوید . البته دلیل آنرا هم میدانستم ولی الآن نمیدانم .
صحنه ای دیگر بصورتی دیگر بود . مثل اینکه توی فضاهای چهارگوش روشن و زیبائی توی زمین بودیم که بصورت فضاهای چهارگوش دراز تنگ توی بازارچه ها بود ، یعنی زیبائی و روشنی بازارچه های تنگ دراز توی زمین را داشت ، بنظرم میآید یکی از این راهروهای چهارگوش دراز بازارچه مانند توی زمین طوری بود که ما میخواستیم توی آن حمام کنیم . یادم است کسانی رفتند و منهم قصد داشتم بروم . در یک صحنه یادم است با بالاتنه لخت در چنین فضائی روبرویم بود ، البته دیگران هم اطراف من و در جاهائی دیگر بودند ، نمیدانم کس دیگری به گفت یا من که گفتم لخت هستی ، اوگفت نیستم و من فکر کردم او لخت است چون داشتم بالا تنه او را که سینه ای صاف داشت میدیدم ، در همین حال توجهم به پائین تنه او جلب شد و دیدم او شورت پوشیده و پائین تنه او پوشیده است ، و دانستم چرا او میگوید لخت نیستم . در اینجا یادم است منهم قصد حمام کردن داشتم و در جائی متوجه شدم پائین تنه ام لخت است ، مثل اینکه داشتم چیزی مثل پشه بند موجودم را میکشیدم روی تناسلی ام تا پیدا نباشد . اینطور یادم است که از این پس موضوع پس بودن روی تناسلی ام یا پوشیده بودن آن برایم مطرح بود و توجه به این مساله داشتم . گاهی آلتم را پوشیده میدانستم و گاهی هم میدیدم رویش پس است و پیدا است . البته تنها نبودم و در حال بودن بین جمعیت بودم که بیشتر یادم است زنها در خوابم بودند . بعد از مسائلی که گذشت و یادم نیست  اینطور یادم است که در یک فضای بازی که حالت بیابانی کشاورزی و درخت کاری در دور دست تر بود بودم و داشتم بصورت جنوب غربی شمال شرقی میرفتم ، سمت راست خودم طرف شرق یک زمین بزرگ کشاورزی دیدم مثل یک قطعه زمینی که در دورتر آن درخت باشد . هوا مثل اینکه ابری و گرگ و میش غروب بود ، یک جا متوجه شدم یک گودال به حالت چهار گوش دراز به طرف شرق توی زمین کنده شده و کسانی توی آن هستند که من تقریباً آنها را یک خانواده دانستم ، ولی به نظر من آنها خوانواده یا کسانی نبودند که بشود با آنها ارتباط برقرار کرد ، مثل اینکه زن و مرد بودند ولی مثل کولی ها که هنگام زندگی درکنار هم در عالم خودشان هستند آنها هم آنطور بودند . من از آنها رد شدم و بعد یادم است جلو ساختمانی بودم که در سمت چپ من در سمت غرب بود ، حالت جلو این ساختمان مثل ساختمانهای چوبی فیلم های وسترن بود . مثل اینکه یک ایوانک چوبی هم داشت و من آنرا مسافرخانه میدانستم . در اینجا دو موضوع در توجهم بود ، یکی لخت بودن خودم و دیگری اینکه آیا آن شَمَد روی تناسلی من هست یا نه ، یادم است توجه به دستگاه تناسلی ام کردم و بنظرم رسید لایه های شمد درست روی تناسلی ام نیست ، در یکی دو صحنه آلت تناسلی ام پیدا و در یکی دو صحنه دیدم یک یا دو لایه شمد روی آلت تناسلی ام است . میدانستم کم است وآلتم پیدا است وخودم داشتم میدیدم . به همین جهت مشغول جابجا کردن شمد وآوردن لایه های دیگری از شمد که سمت چپ تناسلی ام بود روی آن بودم .
 در اینجا و در یک صحنه یادم است مثل اینکه نمیدانم کفشهایم را کندم یا پوشیدم که دیدم قدم دراز شد و من مثل اینکه سرم به طاق رسید که شاید طاق آن ایوان چوبی جلو مسافرخانه بوده . در جائی هم تیرک چوبی زیر ایوان را دیدم ، بهر صورت در اینجا این صحنه هم یادم است که کفشهایم را کندم ولی دیدم یکی دیگر که پشت سرم بود دارد آنرا میپوشد ، من میخواستم نگذارم ولی دیدم دیگران زن و مرد که آنها را هم مسافر میدانستم و شاید سه چهارتا بیشتر نبودند طرف کسی در آمدند که آنرا صاحب مسافرخانه یا در رابطه با مسافرخانه میدانستم ، اینطور متوجه شدم صاحب مسافرخانه که فردی کوچک اندام و شکل بخصوصی بود میخواهد کفشهایم را بپوشد ، من میخواستم نگذارم اما آن اشخاص دیگر ( مثل کولیهای خارجی از نظر قیافه و ریخت و لباس ) داشتند با من درمی افتادند تا آن شخص کوچک اندام جور بخصوص کفشهای مرا بپوشد . در اینجا من کم کم متوجه شدم اوضاع جوری دیگر است ، دیدم آن مرد کوچک اندام صاحب مسافرخانه چشمان بخصوصی دارد که برق بخصوصی دارد ، اینطور متوجه شدم او یک شخص خون آشام است که اگر گردن مرا گاز بزند ضمن اینکه از گردن من خون میمکد منهم مثل او یک شخص خون آشام میشوم ، به همین جهت داشتم مقاومت میکردم که او نتواند به من نزدیک شود ولی دیگران به او کمک میکردند ، بالاخره یادم است سمت راست گردن من زیر دندان نیش او است ( بود ) و من فشار بر گردنم را خیلی آرام و معمولی احساس کردم ، ولی باز با او کلنجار داشتم و یادم است خودم برای مقابله با او بهتر دیدم گردن او را گاز بگیرم ، اینطور یادم است گردن او را زیر دندان داشتم و اینطور حس کردم که گوشت سمت راست گردن او زیر دندان نیش بالائی سمت راست من است ، به هر صورت احساس من در این لحظه احساس فشار دادن آرام دندان به گوشت بصورت خیلی آرام بود ولی احساس فرو رفتن دندان درون گوشت را نداشتم . اما یادم است با حرارت و برای دفاع از خودم گردن او را گاز گرفتم ولی احساس گوشت زیر دندانم یک احساس ملایم فشار دادن گوشت بود . بهر صورت در دنباله این مساله یادم است دهانم داشت پر از لخته خون میشد ، هر چند مزه خون در دهانم نبود ولی میدانستم و احساس میکردم در دهانم لخته خون است ، یک لحظه هم مثل اینکه لخته خونی به دهانه گلویم رسید و حالت استفراغ آرامی به من دست داد و بیدار شدم و متوجه شدم خواب بوده ام . 
توضیحات و یافته ها : 1 -  قیافه آن صاحب مسافرخانه که قصد حمله به من و مکیدن خون گردنم را داشت ، تقریباً در مراحل آخر دیدن او در روبرویم که قصد حمله به من داشت هر چند انسان و کوچک اندام بود ولی شکلاً شکل خفاشهای خون آشامی بود که قبلاً در فیلم های تلویزیونی دیده بودم . ضمناً میتوانم بگویم کمی هم شکل جوکرهای روی پاسور بود . یعنی میانگینی از جوکر روی پاسور و خفاش های خون آشام و انسان . 2 - همانطور که نوشتم آن زنها یا مردهای حاضر در جلو آن مسافرخانه که آنها را هم مسافر میدانستم کسی یا چیزی بودند شکل زنان و مردان کولی خارجی که میدانستم آنها هم مسافرند ، و باز میدانستم صاحب مسافرخانه همین کاری را که با من کرد با آنها هم کرده ، آنها داشتند با در افتادن با من کمک کنند صاحب مسافرخانه چنین کاری با منهم بکند ، بعد متوجه شدم کار او مکیدن خون گردن است ، و متعاقب آن میدانستم منهم مانند او خون آشام میشوم و به همین دلیل مقاومت میکردم . 3 - دیروز صبح زنگ زد و خواست بروم اصفهان را به تیران بیاورم . من رفتم را آوردم اینجا ، وقتی از خانه بیرون آمدیم دنبالم تا توی خیابان رباط آمد ، توی خیابان بن بست منزل یک جا بصورت عرضی نیمه ای از خیابان را برای لوله گذاری برای خانه ها کنده بودند که هنگام رد شدن از کنارآن متوجه شدم یک نوجوان توی آن است و دیدم او نگاه خاصی به ما مخصوصاً به کرد ، شاید دیدن این صحنه باعث دیدن صحنه های خاص خواب دیشب شده . 4 - دیروز پریروز توجهم به غدد فوق کلیوی جلب شد و توجه به عکس های این غدد در کتاب سیبا کردم و در فکرم بود در این رابطه سؤالی طرح کنم ، دیشب وقتی خوابیدم به نظرم رسید بلند شوم سؤالی در رابطه با کار غدد فوق کلیوی بنویسم ولی بلند نشدم اما موضوع در فکرم بود ، پیش خودم گفتم اگر خوابی دیدم این موضوع را مد نظر میگیرم که توجهم به غدد فوق کلیوی و کار آن جلب بوده . 5 - موضوع زخم بودن زیر لاله گوش هم دوسه روز است توجه مرا جلب کرده چون دکتر  به گفته خوره گرفته ای ، بر اساس این حرف من فکر میکردم جذام گرفته ، به همین دلیل ( مخصوصاً ) دیروز رفتم را آوردم تا بتوانم در باره حرف دکتر با و صحبت کنم . با سؤالاتی که کردم متوجه شدم حرف دکتر شوخی بوده و دکتر اطلاعی از زخم گوش ندارد و حتی بعد از دیدن زخم گفت دارد خوب میشود . من برای اینکه بدانم آن زخم میتواند زخم جذام باشد یا نه از پرسیدم با تکان خوردن و حرکت زخم درد هم میآید ، گفت بلی ، البته من میدانم زخم جذام به دلیل مربوط بودن آن به پایانه های سیستم اعصاب محیطی دردی ندارد . 6 - موضوع دیگری که دیروز عصر مورد توجهم قرار گرفت کوبیدگی گوشه چشم راستم است که دانه کوچکی هم زیر پوست پلک زیری آن زده ، یعنی وقتی چشمم را هم میزنم خیلی جزئی مثل این است که توی چشمم هم دانه ای زده باشد . این موضوع در بعد از ظهر دیروز مورد توجه من بود . 7 - فعلاً چیز دیگری نمیدانم . از موقع شروع به نوشتن تا حالا یک سره دارم مینویسم ، هر چند هنگام شروع به نوشتن هوا تاریک بود ولی الان هوا روشن است و شاید هم آفتاب زده باشد ، اینطور که من از توی سالن دارم می بینم آسمان مقابل من ابری نیست ولی ابرها را سمت شرق میبینم .    
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : پشه بند روی تناسلی ام : : شورت 2.114 . . همانند و یکی بودن : خوردن : : پوشیدن کفش 2.115 . . همانند و یکی بودن : یک لخته خون : : یک عکس 2.116 . . معانی و مفاهیم : وسترن : : کلمه وسترن در این خواب به معنی جنگ و جدل و زد وخورد و پرتاب گلوله به سمت همدیگر است این کلمه صفتی بوده برای دادن و گرفتن و پرتاب احساس بین تناسلی مرد و زن در نقطه ای مانند ختنه گاه پنیس و دهانه واژن 3.35 . . معانی و مفاهیم : خارجی : : با توجه به یادداشت 8/8/75 تفسیری بر خواب مرد خون آشام کلمه خارج و خارجی در این خواب به معنی بیرون بدن و چیزی در رابطه با خارج از بدن میباشد مثل همین خواب که کولیهای زن و مرد دیده شده در گودال چهار گوش دراز نمادی بوده برای کولیهای خودی ( احساسهای جنسی تناسلی مرد ) و کولیهای زن و مرد دیده شده خارجی در ایوان مسافرخانه نمادی برای کولیهای دستگاه تناسلی زن بوده ( احساسهای جنسی تناسلی زن ) 3.35 . . من یا دیگران : : من همان مرد کوچک اندام خون آشام بوده ام 4.21 . . من یا دیگران : من قسمت برجسته گلانس پنیس بوده ام : : با توجه به یادداشت 8/8/75 تفسیری بر خواب موجود خون آشام ، من در صحنه دیدن کولیها توی گودال چهار گوش دراز به طرف شرق قسمت برجسته حشفه گلانس پنیس بوده ام 19/9/75 - 6.18 . . گفتمان خواب و بیداری : شورت : : دستگاه تناسلی 12.218 . . گفتمان خواب و بیداری : پشه بند : : بافت همبند . . گفتمان خواب و بیداری : فضای باز با حالت بیابانی کشاورزی : : پوست تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : گودال چهار گوش دراز به طرف شرق : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : کولی ها : : هورمونهای جنسی همراه با خون . . گفتمان خواب و بیداری : مسافرخانه : : تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : ایوانک چوبی : : لبهای بزرگ تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : سمت راست : : درون بدن . . گفتمان خواب و بیداری : سمت چپ : : بیرون بدن . . گفتمان خواب و بیداری : کفش : : احساس جنسی . . گفتمان خواب و بیداری : کندن کفش : : دادن احساس به پیرامون . . گفتمان خواب و بیداری : پوشیدن کفش : : گرفتن احساس از پیرامون . . گفتمان خواب و بیداری : سر من : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : تیرک چوبی زیر ایوان : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : بلند شدن قد من : : دراز شدن آلت تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : تماس سر من با طاق ایوان : : تماس گلانس پنیس با دهانه واژن . . گفتمان خواب و بیداری : پشت سر : : اطراف تناسلی مرد هنگام نزدیکی با زن . . گفتمان خواب و بیداری : مرد کوچک اندام بخصوص : : احساس های جنسی دستگاه تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : گردن من : : ختنه گاه آلت تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : دهان : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دهانه گلو : : قطع عرضی برجسته ترین قسمت گلانس پنیس 12.222 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز :خواب در رابطه با دستگاه تناسلی است 5.49 . . گفتمان خواب و بیداری : کولی ها : : اطلاعات یا احساسهای سرگردان در مرز مشترک تناسلی مرد و زن 7/7/89 . . معانی و مفاهیم : کولی ها : : زنان و مردان سرگردان در مرز های کشورها برای اسکان . در این خواب ذرات بنیادی دافعه و جاذبه سرگردان در مرز بین تناسلی زن و مرد برای وارد شدن به قلمرو یکی از این دو دستگاه تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : خون : : اطلاعات احساسی گرفته شده از پیرامون . در این خواب احساس های حسی جنسی گرفته شده زن و مرد هنگام نزدیکی . . گفتمان خواب و بیداری : لخته خون : : یک مجموعه اطلاعات فیکس شده یِ احساس ( عکس شده ) ردوبدل شده بین تناسلی زن و مرد هنگام نزدیکی جنسی 7/7/89 . .

هیچ نظری موجود نیست: