۱۳۹۳ دی ۱۷, چهارشنبه

گلابی یعنی چه ، معنی گلابی چیست

2152
30/2/75  
گلابی یعنی چه ، معنی گلابی چیست 
×
1
1  

1153
چکیده خواب : ساعت هفت و بیست و چهار دقیقه صبح . دیشب یک بار بیدار شدم ... ، به دلیل دیدن یک صحنه خاص فکر میکنم این خواب در باره سؤال مطرح شده باشد . 1 : یادم است در جائی مثل بیابانی شنی ریگی بالاتر از اطراف بودیم . مثل اینکه داشتیم به سمت نمایشگاهی میرفتیم . نمیدانم موضوع چی بود ولی یک تخت چوبی ای دیدم که یک طرف آن ( سمت جنوب آن ) باز و سه طرف دیگر آن دیواره چوبی بود ، من یک نفر را روی این تخت دیدم که میدانستم او اجبار دارد و محکوم است همیشه روی این تخت چوبی زندانی باشد . تقریباً آن شخص محکوم بود به حالت مردن همیشه در اینجا باشد . چهره آن شخص نزدیک به مرد هنر پیشه زشت روی سینما و تلویزیون ( هنر پیشه فیلم ... ) و چهره ... بود . من میدانستم او محکوم است همیشه اینجا روی این تخت باشد ولی باز میدانستم آمده ایم نمایشگاه تماشا کنیم . 2 : یک جا یادم است داشتم پتوئی را روی این تخت برای قرار دادن آن شخص آماده میکردم و یادم است پتو را طوری درست میکردیم که ... قرار بوده یک گلابی را آنجا بگذاریم . البته در خواب میخواستیم آن شخص را روی آن پتو بگذاریم ولی پتو را طوری روی تخت شکل میدادم که میتوان گفت میشده یک گلابی را روی آن قرار دهیم . در بیداری اگر بخواهم مثالی بزنم باید بگویم شکل پتو در روی تخت مثل جای یک گلابی بر روی خاکهای نرم بود بطوری که سرگلابی یا سر آن مرد بطرف شمال و پای او بطرف جنوب بوده باشد . البته میدانم طرف پا یا سمت جنوب تخت اطراف نداشت ولی سه طرف دیگر آن تخت چوب و تخته هائی در اطراف برای حفاظت مورد درون داشت . 3 : صحنه ای دیگر یادم است بچه ای کولم بود یا در جلوم داشت راه میرفت که متوجه شدم لبه یک سرازیری رفت . خواستم او را از آنجا دور کنم خودم توی سرازیری لیز خوردم ولی توانستم کودک را دور کنم . بعد دیدم خودم دارم توی سرازیری لیز میخورم دستهایم را به لبه سرازیری که زمینی شنی بیابانی بود گذاشتم و تقریباً به حالت چنگ زدن به لبه ، زوری خودم را به بالا کشاندم . وقتی از بالای سرازیری به پائین نگاه کردم یک دره عمیق کوهستانی با بدنه شنی بیابانی خیلی تیز و طولانی دیدم . فکر کردم اگر توی این دره پائین میرفتم چی میشد . 4 : یک جا مثل اینکه بچه و پدر شوهر را توی ماشینی دیدم ( ماشین سواری شاید پیکان ) هر چند کودک است و بزرگ نیست ولی بزرگی چهره اش به اندازه پدرش و همانند او بود ، و باز چهره هر دو تقریباً مثل چهره بود ، میشود گفت در شرایطی آن دو بودند . بهر صورت آن دو را توی ماشینی بصورت جلو و عقب ماشین دیدم که نگاهی خاص و اخمالو داشتند . در چهره آنها یک حالت غِیض ، غضب ، اخمو ، و یک حالت خاص بود که نمیدانم برای آن حالت چه نامی بدهم . 5 : یک جا حالت سمت شرق خیابانهای شریعتی و امام ... برایم تداعی شد ، مثل اینکه در شرق خیابان امام توی خیابان داشتم به سمت غرب میآمدم بروم اداره . میدانستم اول صبح است و این در حالی بود که سمت شرق این خیابان را بازارچه ای میدانستم که نمایشگاه ذکر شده بود . میدانستم کسانی که در این نمایشکاه شرکت کرده بودند مشغول جمع آوری و بسته بندی وسایل خود هستند ، میدانستم هم دارد وسایلش را جمع میکند . اینطور میدانم که اول صبح بود و داشتم به سمت غرب خیابان میآمدم بروم اداره سر کار . دیدم وسط مسیر یک دیوار هست که بصورت پله باید از این دیوار بالا روم تا بتوانم راهم را ادامه دهم ، و چون پله های دیوار کوتاه و خیلی بلند بود نمیتوانستم بالا بروم . بعد مثل اینکه برگشتم به سمت شرق و با کسی دیگر که شاید یک سرباز بود رفتم . یادم است برای او تعریف کردم مسیر چگونه است . اما وقتی با او آمدیم مسیر باز بود و دیوار و پله ای نبود ، من فکر کردم آن صحنه را خواب دیده ام به همین جهت ... . نمیدانم چی شد ولی اینطور میدانم که فکر میکردم موضوع را خواب دیده ام ولی میدیدم بیدارم . بعد وقتی بیدار شدم دیدم در هر دو مورد خواب بوده ام . در همانجا میدانستم خیابان شریعتی در سمت راست ما قرار دارد و بجای استفاده از این خیابان ( خیابان امام ) میتوانستم از آن خیابان استفاده کنم و به اداره بروم . 6 : این صحنه تعریف شده آخرین صحنه خواب من بود ولی قبل از آن صحنه های دیگری هم بود که میدانم قادر به تعریف آن نیستم ، مثلاً یادم است باید توی همان بازارچه بوده باشم و کاری کرده باشم ولی صحنه طوری بوده که نمیشود بصورت داستانی در آید . ... . کلاً صحنه ها جوری دیگر بوده که قادر به تعریف و شکل دادن به آنها نیستم . توضیح : تاریخ 4/3/75 ، اینطور یادم است بیابانی شنی ریگی بالاتر از اطراف جائی مثل قبرستان محله سرپل بود ، آن دره عمیق هم باید دره سمت غرب این قبرستان بوده باشد .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : : : پتو 2.104 . . همانند و یکی بودن : : : سر گلابی 2.105 . . همانند و یکی بودن : : : ته گلابی 2.105 . . درستی دیدگاه : خواب دیده شده در رابطه با سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری است : : در تاریخ 30/2/75 سؤالی کرده ام با عنوان گلابی یعنی چه . آن شب خوابی دیده ام که در تفسیر های آن متوجه شده ام آن خواب داستانی در رابطه با سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری است . امروز درستی این نظر برایم اثبات شد به این دلیل که متوجه شدم سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری چیزی مانند ، گلابی خیلی کوچک شده است یعنی چیزی مانند سرهای چوب کبریت دیده شده در خواب 9/4/76 با سؤال با افکاری در رابطه با نخاع 29/9/80 . . گفتمان خواب و بیداری : پتو : : ماتریکس ( بستر ) بین کریستاها 12.169. . گفتمان خواب و بیداری : ... یا آن هنر پیشه : : سرهای کروی . . گفتمان خواب و بیداری :  گلابی : : سرهای کروی 12.169 . . پزشکی : جدا شدن انرژی از روی سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری : : الان متوجه شدم در خواب معنی گلابی 30/2/75 و توی ماشین همان گلابی یا بوده که به ترتیب سرگلابی و ته گلابی بوده ضمناً متوجه شدم این گلابی یا ماشین پیکان ویا نمادی بوده برای سرهای کروی مستقر بر روی کریستاهای میتوکندری که در شرایطی سرگلابی یا از گلابی - از جلو ماشین - جداشده و در سرازیری که همان فضای بین غشائی کریستاهای میتوکندری است سقوط کرده ، در اصل دیدن این خواب به دلیل افکار من در باره خواب چک و پول چه فرقی دارند تاریخ 30/7/74 بوده که فکر کرده ام ودر یادداشت شناخت نماد های خواب بافتهای بدن به شماره 791 تاریخ 29/2/75 نوشته ام که نقل و انتقال انرژی های موجود در سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری از فضای بین غشائی این کریستاها است ، به این ترتیب با توجه به افکار قبل از خواب و دیدن آن صحنه ها درستی خیلی از نظرات من اثبات میشود 6/3/75 - 16.14 . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: