|
2238
|
24/8/75
|
روی تخته روی آب و چرخاندن او
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام خواب ♀ :ساعت ده و چهل و پنچ دقیقه شب . ... ، او گفت توی منزلشان
بوده در زده اند او رفته باز کرده کودکی را دیده که او را در رابطه با ♂
میدانسته . بعد به سمت سربالا طرف خانه ♂ دویده تا
به خانه آنها رسیده و دیده زنان همسایه همگی آنجا جمع هستند . او به سمت سالن
پذیرائی رفته که روبروی خود شیشه هائی بصورت دیوار شیشه ای دیده . بعد مثل اینکه
گفت چیزها را بهم ریخته دیده و نگاه به دیوار کرده دوتا قاب دیده و انتظار داشته
حد اقل توی یکی از آنها عکس ♂ باشد ولی چنین نبوده و عکسی از ♂
ندیده هر چند فکر میکرده آنجا باید منزل ♂ باشد . ♀
صحبتی هم از کاپشن صورتی خود کرد که آنرا دیده و احیاناً پوشیده .
بعد تعریف کرد در صحنه ای دیگر توی منزل خودشان روی حیاط
کنار باغچه بوده ( گوشه باغچه در سمت شمال غربی ) و دیده باغچه پر از آب است .
او گفت پاچه های شلوارش را بالا زده بوده و در صحنه ای دیده روی یک تخته ای روی
آب توی باغچه قرار دارد و ♂ با ♂ مشغول
تاب دادن او روی تخته بر روی آب هستند ، من جهت گردش تخته را روی آب پرسیدم او
گفت ... ، یادم نیست به سمت عقربه های ساعت گفت یا عکس آن . بعد تعریف کرد یادش
است لب ایوان منزلشان نشسته بوده و مسائلی دیگر ... که یادم نیست چی گفت . ♦
توضیحات : وقتی ♀ به
منزل رسیده ...
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه
روی تخته روی آب و چرخاندن او
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر