|
2242
|
1/9/75
|
لذت بخش ترین احساس امروز من چی
بوده
|
×
|
1
|
1
|
|
1195
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و سی دقیقه صبح جمعه . دیشب خوابهائی دیدم که
فقط کمی از یک صحنه آن یادم است . خیلی گنگ این صحنه یادم است که در مقابلم زنی با بیماری جسمی قرار داشت . این زن یک زن
زیبای سالم نبود و میدانم دارای نقص وبیماری بود ، یک مورد بیماری او میدانم این
بود که چشمهایش معیوب بود ، فکر میکنم هیکل او هم شرایط معمولی نداشت . بهر صورت
از نظر من یک زن قابل وررفتن وعشق کردن و نزدیکی کردن نبود ، ولی دیدم دونفر مرد
ذره ذره مشغول ور رفتن به او شدند و آن زن حرفی در مخالفت نمیزد . او خودش را به
بی خیالی زده بود هر چند میدانست آنها دارند چکار میکنند . صحنه به این صورت بود
که یک مرد بالاتنه این زن را در جلو دید خود داشت و متوجه بالاتنه آن زن بود ،
یک نفر دیگر به پائین تنه آن زن توجه داشت و مشغول ور رفتن به پائین تنه آن زن
بود . در تمام این شرایط من میدانستم آن زن قابل وررفتن نیست ، ولی بعضی مواقع
فکر میکردم قابل ور رفتن است و در فکر میشدم چرا خودم چنین کاری نکردم . هر دو
مرد برای من آشنا بودند ولی فعلاً فقط یادم است مرد پائین تنه آن زن چه کسی بود
. اینطور در نظرم است که مرد پائین تنه آن زن ♂ شوهر
♀ بود که ... دارد ، او آرام آرام داشت به پائین تنه آن زن
ور میرفت و آنها را نوازش میکرد ، بعد هم ذره ذره دیدم خودش را به میان پای آن
زن کشاند . ظاهر امر اینطور بود که او کم کم مشغول نزدیکی کردن با آن زن شد . من
یادم است هم آن زن و هم ♂ شوهر ♀
داماد ♂ با لباس بودند و میدانستم لخت نیستند ، اما طرز وررفتن
آن مرد به آن زن نشانه نزدیکی کردن با آن زن بود . در همین موقع آن مرد دیگر آن
زن را در بغل داشت و مشغول ور رفتن به بالاتنه آن بود . زن بصورت نیمه خوابیده
بود بطوریکه بالاتنه او در بغل آن مرد و پائین تنه او روی زمین دراز بود . یکی
دو صحنه دیگر هم خواب دیدم ولی یادم نیست . ساعت شش و پنجاه و دو دقیقه صبح جمعه
. فعلاً با همان افکار و سؤال لذتبخش ترین احساس میخوابم . ♠
یافته ها : . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چشمها : : چشمها در این خواب نمادی بوده برای کلیات پوست بدن
12.243 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دو نفر مرد مطرح شده : : افکار در گردش پوست بالاتنه و پائین تنه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ شوهر ♀ : : افکار در گردش پوست پائین تنه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نزدیکی کردن ♂ با آن
زن : : بلند شدن تناسلی
12.244 ≥ . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : زنی با بیماری جسمی : : پوست بدن در شرایط خواب rem ، نیمه خواب و نیمه بیداری . 18/8/91 . ¶ . معانی و مفاهیم : یک مورد بیماری او
میدانم این بود که چشمهایش معیوب بود و فکر میکنم هیکل او هم شرایط معمولی نداشت
: : نیمه بیدار و نیمه خواب بودن پوست بدن و چشمها در دوران خواب rem . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : نزدیکی کردن ♂ با آن زن : : پر شدن و مشروب شدن پوست و
گیرنده های حسی مستقر در پوست توسط پیامهای حرکتی حسی آمده از بالای مغز (♂ شوهر ♀ ) در
شروع بیداری ، آمادگی پوست وگیرنده های حسی مستقر در پوست برای دوران بیداری . ≤ . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♀ : : پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست
در دوران خواب rem . ¶ . معانی و مفاهیم : ♀ : : نداشتن جان ،
نداشتن حرکت . ¶ . معانی و مفاهیم : او خودش را به بی خیالی زده بود هر چند میدانست آنها دارند چکار میکنند : :
کار آن مردها یا پیامهای حرکتی حسی آمده از بالای مغز در شروع بیداری به پوست
وگیرنده های حسی مستقر در پوست ، کار بیدارکردن پوست به مرور و در درازای زمان
است ، بی خیالی آن زن یا پوست بدن هم دوران خواب عمیق پوست بوده که به مرور با
آماده شدن برای بیداری دارای تصور و خیال میشده . توضیح اینکه تمام موارد احساسی
دوران بیداری ، دیدن رؤیا ، و هر گونه تصور و خیال و خیال پردازی در سلولهای
پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست به انجام میرسد ، البته تا آنجا که من فهمیده
ام این دیدن ها و پندارها و پنداشتن ها همه در میتوکندری های سلولهای موارد گفته
شده انجام میشود . 18/8/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۱۱, سهشنبه
لذت بخش ترین احساس امروز من چی بوده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر