2187
|
10/5/75
|
سیمرغ
|
1
|
2
|
1170
|
||
♣ تمام خواب : ساعت هفت و هفت دقیقه صبح . صبح وقتی بیدار شدم خوابی
طولانی و جالب میدیدم . یک جا یادم است ♂ را دیدم و
در جائی بودم که کار پستی انجام میشد ولی خود من جزء کارکنان پست نبودم ، اما یک
جا مثل اینکه کیسه یا کارتنی را دیدم که مخصوص حمل محمولات پستی بود ، نمیدانم
آنرا من حمل میکردم یا دیگری ولی دیدم روی آن بصورت درشت عکسی است که الان در
بیداری آنرا چیزی مانند عکس سیمرغ در کتابها میدانم ( عکسی با بالها و پرهای
کشیده ) . این عکس خیلی زیبا و بزرگ روی آن گونی یا کارتن مخصوص حمل نامه بود . یک
جا به نظرم آن عکس سیمرغ عکسی چاپ شده روی آن محموله آمد و یک جا مثل اینکه
بنظرم رسید مُهر و لاک میباشد ولی بزرگ به اندازه محموله بود .
یک صحنه دیگر یادم است توی اطاقی چهارگوش دراز شرقی غربی
بودم ، میدانستم اطاقهای دیگری هم به همین صورت و بصورت راهرو مانند در دنباله
این اطاق هست . در شرایطی میدانم خودم تنها بودم و در شرایطی میدانم شخص دیگری
هم با من بود . مسأله مورد توجه در اینجا شحصی در پشت دیوار شمالی بود که فکر
میکنم سوار اسب بود و مانند فیلم های وسترن یک کابوئی بود . در جاهائی میدانم او
یک فرد معمولی سوار بر اسب بود ، در شرایطی میدانم او همانند صحنه های کارتونی
چنین داستانی بود ، مثل اینکه او در بیرون به سمت ما توی اطاق تیر اندازی میکرد
وگاهی شاید خودش را دیده ام ولی چگونه بود نمیدانم . بنظرم هر وقت خودش را
میدیدم یک صحنه کارتونی آن بود و هر وقت او در بیرون بود و نمیدیدم آنرا یک صحنه
مرد سوار بر اسب کابوی میدانستم . البته خودم هم توی این اطاق و اطاق جنوبی که
حالت راهرو داشت در حرکت و جا بجا شدن بودم و با آن شحص برنامه ای داشتیم . صحنه
ای دیگر یادم است دنباله همین صحنه بود و من مثل اینکه چیزی توی دستم بود که به
اطراف نور پخش میکرد . صحنه به این صورت بود که من دست راستم را به حالت مشت مثل
حالت در دست داشتن یک چراغ قوه قلمی در دستم کرده بودم ولی میدانستم تمام چراغ
قوه در دستم نیست ، در نظرم بود و حس میکردم فقط قسمت سبز رنگ چراغ قوه قلمی ام
در دستم است . به همین دلیل اینطور در نظرم است که انگشت شست و
انگشت اشاره دست راستم را دور سری چراغ قوه قلمی ام حلقه زده بودم و از همین
قسمت و به عبارتی میتوان گفت از بین حلقه شده انگشت شست و انگشت
اشاره دست راست من نوری بصورت چراغ قوه ولی خیلی قوی به اطراف پراکنده میشد ، من
توی این دو سه اطاق راهرو مانند دنباله هم با این وضع میرفتم . در ادامه همین
وضع که زیاد از صحنه ها یادم نیست یادم است در اطاق چهارگوش مستطیل دراز غربی که
حالت راهرو داشت بودم و داشتم به سمت غرب اطاق یا راهرو میرفتم . در اینجا
کاملاً صحنه برایم مفهوم بود و میدیدم راهرو تاریک است و فقط نور قوی چراغ قوه
تعریف شده در دست من به اطراف نور میدهد . من مثل کسانی بودم که چراغ قوه ای در دستشان
است و توی تاریکی دنبال کسی یا چیزی میگردند . همینطور که با احتیاط و آرام در
نور چراغ قوه دنبال کسی یا چیزی میگشتم ، یک مرتبه شخصی را که لباسی مانند سربازها
، و اگر بهتر بگویم لباس دانش آموزان سرباز را داشت دیدم و متوجه شدم او هرچند
در فضای راهرو و رو به من ایستاده ولی میدانستم او خودش را در اینجا پنهان کرده
بوده و من با دیدن او او را♂ شناختم . او جوان بود ولی چهره او
برایم آشنا نبود و نمیتوانم بگویم چهره او مانند کی بود . فقط میدانستم او از آشنایان ♀ (
خواهر♀ ) است وکسی است که با آنها آشنا است و اینطور حس کردم
نمیخواهد ♀
بفهمد او آنجا است ، و برای اینکه ♀ او را نبیند آنجا در آن
تاریکی خو را پنهان کرده . صحنه ای دیگر هم خواب من داشت که فعلاً فراموش کرده
ام . ♠
توضیح : 1 - دیشب
فیلمی از ارتش سری دیدم که در آن داستانی در باره جوانان طرفدار هیتلر بود ،
شاید دیدن این جوانان و نوجوانان نیمه ارتشی نیمه دانش آموز باعث دیدن آن شخص با
لباس دانش آموزان سرباز شده . 2 - افراد وارد شده به آموزشگاه گروهبانی ارتش را دانش
آموز و به عبارتی دیگر سرباز دانش آموز میگویند .
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرحشده در خواب :
الف :
//
18/11/75
/
در این خواب کیسه یا کارتن مخصوص حمل محمولات پستی همان سیمرغ. و عکس چاپ شده
سیمرغ روی این کیسه یا کارتن همان کیسه و کارتن بوده. 2.130 .
//
15/11/77
/
مرغ در خواب های ما نمادی برای بخشهای مختلف پوست بدن و سیمرغ نمادی برای تمام
پوست بدن است.
//
15/11/77
/
در کلیات میتوان پذیرفت مرغ و سیمرغ در شرایطی در تماس با زمین ودر شرایطی در حال
پرواز در آسمان باشند.
/
15/11/77
/
از آنجا که اطراف پوست بدن در خوابهای ما با نماد زمین ظاهر میشود ارسال پیام به
بالای مغز توسط پوست میتواند نوعی پرواز باشد.
//
15/11/77
/
به این ترتیب در خوابهای ما پوست بدن به دلیل درتماس بودن با زمین و توانایی
ارسال پیام به بالای مغز ( آسمان ) میتواند با نماد مرغ ظاهر شود. - 5.74.
//
عکس بال و پرهای کشیده شده سیمرغ روی کارتن نماد نقاط تماس سی بخش پوست بدن عصب
گیری شده از اعصاب نخاعی است.
ب :
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافتههای جدید :
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۲۶, چهارشنبه
سیمرغ
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر