|
2240
|
26/8/75
|
خواب ... و دیدن لیوان شیشه ای
مخصوص عسل در دستش
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام خواب ♀ : ... بعد از ناهار ♀
برایم تعریف کرد خواب دیده ... آنطرف خیابان ( روبروی پمپ بنزین ) توی منزلی
بوده و کسانی مثل ♀ ، مامان او ، خاله جان ♀ و
کسانی دیگر بوده اند . ♀ برای دیدن ♂ از
خانه بیرون آمده به سمت نانوائی رفته و آخر آن کوچه یک مدرسه دیده که در بین این
بچه های مدرسه یکی از دوستان خودش به نام ♀ طاهری
بوده . بعد برگشته در مغازه ای ( مغازه نانوائی ) متوجه شده ♂
آنجا نیست اما در آنجا پسر رضا ... را دیده . بعد به سمت همان منزل که اول بوده
آمده در حالی که توی دستش یک لیوان بوده . در اینجا من پرسیدم لیوان شیشه ای بود
گفت آره لیوان شیشه ای مثل لیوان هائی بود که توی آنها عسل است . بعد اضافه کرد
قصد او از داشتن لیوان این بوده که بهانه ای باشد برای بیرون آمدن او از خانه .
در اصل منظور او این بوده که بنمایاند برای خوردن آب از منزل بیرون آمده اما
موقع برگشتن به خانه ( خانه روبروی پمپ بنزین ) ♀ و
مادرش را جلو در منزل دیده که لبخندی بر لب داشته اند . ♦
1 : فراموش کردم بنویسم وقتی ♀ در
خواب پسر رضا ... را جلو دکان نانوائی میبیند او به ♀
میگوید اگر میخواهی او را ببینی به سر چهار راه برو .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه
خواب ... و دیدن لیوان شیشه ای مخصوص عسل در دستش
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر