۱۳۹۳ دی ۴, پنجشنبه

کار سرهای گِرد روی کریستاهای میتوکندری

2157
10/3/75
کار سرهای گِرد روی کریستاهای میتوکندری
×
1
1

1157
تمام خواب : ساعت شش و پنجاه و چهار دقیقه صبح . دیشب خوابی ندیدم ولی صبح بعد از سه چهار بار خواب و بیداری و دَمَرو خوابیدن ، و بعد از اینکه یادم بود سؤالی در باره کار سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری کرده ام ، خواب دیدم با مینی بوس وکسانی توی خیابان طالقانی جنوبی در ... به سمت جنوب و میدان بابائی میرفتیم . در اینجا مثل اینکه مینی بوس ما خراب شده بود و حرکت نمیکرد . ما برای روشن کردن آن آنرا آوردیم توی کوچه امامزاده . بعد خودمان چیزی از آن برداشته پیاده آمدیم توی کوچه ای در سمت شمال کوچه امامزاده ( کوچه آحمید ) و توی خانه ای در سمت غرب کوچه رفتیم . من اینطور میدانستم که با دادن آن چیز یا چیزها از مینی بوس به آن شخص مسؤول آن دفتر یا آن کارگاه ، و انجام کاری روی آن توسط متصدی آنجا میتوانم مینی بوس را روشن کرده حرکت دهیم . این دفتر ، خانه ای در سمت غرب کوچه ای شمالی جنوبی بود که در جنوب به کوچه امامزاده میخورد . مثل اینکه اطاق کار آن ، باز در سمت غرب و کمی بالاتر از حیاط بود . شکل و شمایل اطاق و خانه مثل دفاتر اسناد رسمی و چیزی مثل آن بود . در اینجا یادم است هم بود و شخص متصدی آن دفتر نمیدانم چیزی روی آن وسیله داده شده ما به او نوشت یا چند بار آنرا با چکش کوبید ولی هرطور بود کاری روی آن انجام داد ، سپس برای توجیه شدن ما بلند شد رو به قبله ایستاد و با حرکات دست و بدن و اشاره به خیابان طالقانی جنوبی گفت میروید آنجا ماشین را بصورت جنوبی شمالی قرار میدهید و ... . او ادامه داد بعد چکار میکنید ولی من یادم نیست چی گفت . در همین موقع من توجهم به این مطلب جلب شد که مینی بوس ، توی کوچه امامزاده و سرآن بطرف شرق است . اگر بخواهیم حرف او را اجرا کنیم باید مینی بوس را به حالت سربالائی عقب عقب از توی کوچه امامزاده تا توی خیابان طالقانی جنوبی هل بدهیم . فکر میکردم بدلیل سنگینی مینی بوس این کار شدنی نیست . بعد یادم است از همانجا توجهم از بالای دیوار جنوبی آن خانه و دیوارهای خانه های دیگر به کوچه امامزاده و محل قرار دادن مینی بوس جلب شد . دیدم مینی بوس نیست و کمی ناراحت شدم ، اما بعد جای مینی بوس دیدم یک ماشین خاور ایستاده . البته من از توی خانه و از بالای دیوارها بالای اطاق عقب و طاق اطاق جلو خاور را دیدم .
بعد یادم است توی همان کوچه شمالی جنوبی بودم که به کوچه امامزاده میخورد . مثل اینکه داشتم به سمت جنوب و خیابان امامزاده میآمدم ، مردی را دیدم به سمت آن خانه آمد و توی خانه رفت . من او را آشنا و در رابطه با کار خودمان دانستم و بدنبال او توی خانه آمدم تا ببینم موضوع چیست . قصد من یکی طرز نگاه دوستانه او بود و یکی اینکه فکر میکردم او در باره مینی بوس و نبودن آن اطلاع دارد . وقتی توی خانه آمدم دیدم او از توی فضای حیاط کوچک خانه ، توی اطاق ( مطبخ مانند و طویله مانند ) در سمت شرق حیاط طرف شمال رفته و این در حالی بودکه فضای آن اطاق کمی گودتر از حیاط و شکل مطبخ های قدیمی و طویله مانند بود . بعد دیدم دوتا زن چادری میانسال دو تا دستهای یک زن چادری جوانتر را گرفته دارند او را از توی آن مطبخ طویله مانند بیرون میآورند . طرز آوردن آن زن طوری بود که معلوم بود او را به اختیار خودش نمیآورند بلکه آن دوتا زن مأمورند او را از آنجا بیرون آورده توی کوچه ببرند . من هنوز فکر مینی بوس و مسائل آن بودم و قصدم از آمدن دوباره توی منزل این بود که از آن مرد آشنا که میدانستم در باره مینی بوس اطلاعات دارد درآن باره سؤال کنم ، ولی در اینجا دیدم این دوتا زن نسبتاً هیکل درشت میانسال زیر دوتا کَت آن زن جوانتر را گرفته دارند اورا به بیرون میبرند و حرفی شوخی مانند با هم میزنند . آن زن خودش را به سمت زمین ول کرده بود وآن دوتا زن او را با قدرت همراه خود میبرند ، من یکی از این زنها را همان مرد وارد شده میدانستم . در اینجا وقتی دیدم با آن زن دیگر حرفی به شوخی دارد میزند فکر کردم حرف آنها در باره من و مساله مینی بوس است ، به همین جهت ازآن زن سمت خودم که او را همان مرد وارد شده میدانستم مثل اینکه موضوع را سؤال کردم . او رویش را به سمت من آورد و با یک نوع شوخی همراه با خجالت مخصوص زنهای دهاتی بالای سن گفت میگوید کی او را درست کرده میگویم حاجی . توضیح : چهره زن دیده شده بالای سن مانند زنان ... روستائی مثلاً ... ای یا ... و آن حدود بود که دخالت در کار دیگران میکنند . حرف او هم مانند حرفهای شوخی مانند این تیپ آدمها بود . بهر صورت بعد از این صحنه دیگر چیزی یادم نیست غیر از اینکه میدانم آن دوتا زن نسبتاً هیکل درشت چادری روستائی آن زن چادری جوانتر را به آن طرز تعریف شده توی دالان و توی کوچه بردند .
افکار و رفتارهای قبل از خواب : دیشب بعد از نوشتن سؤال بالا به کتاب بافت شناسی پایه اثر جان کوئیرا صفحه چهل و شش مراجعه کردم و به عکس میتوکندری و سرهای کروی توجه کردم بعد به کتاب انگلیسی سلول ها نوشته دیوید . ام . پرس کوت مراجعه کردم ، در صفحه صد و چهل و دو این کتاب توجهم به تصویر دو کریستا جلب شد ، دیدم سرهای کروی در این شکل با کلمه انگلیسی sphere نمایانده شده ، بعد به واژه نامه مراجعه کردم دیدم sphere به معنی کروی و گرد است در اینجا متوجه شدم تصویر کتاب موضوع را اینطور مطرح کرده ... از روی کتاب یا از روی یادداشت مطالعه شود . توضیح اینکه دیشب قبل از خواب به لامپ دویست خاموش توی سقف هم نظر کردم دیدم شکل گلابی و شکل همین سرهای گرد است . الان با توجه به تصویر قرمز رنگ سرهای کروی در صفحه صدو چهل و دو کتاب سلولها متوجه نگاه دیشب خودم به لامپ شدم .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : قبله : : حاجی 2.140 . . همانند و یکی بودن : میدان بابائی : : ماشین خاور 2.141 . . همانند و یکی بودن : نوشتن روی چیزی : : کوبیدن با چکش روی چیزی 2.141 . . همانند و یکی بودن : دفترخانه اسناد رسمی : : کارگاه 2.142 . . همانند و یکی بودن : دوزن ... : : دفترخانه و کارگاه 2.142 . . همانند و یکی بودن : زن طرف من : : نیمه یِ فرهنگی زنان ... 2.142 . . همانند و یکی بودن : زن دیگر ... : : نیمه یِ سرکوبگر زنان ... 2.142 . . همانند و یکی بودن : مینی بوس : : جلو ماشین خاور 2.142 . . همانند و یکی بودن : کوچه امامزاده : : مینی بوس / ماشین خاور 2.143 . . کوچه امامزاده : : میتوکندری 12.284 . . دفتر اسناد رسمی : : میتو کندری 12.288 . . گفتمان خواب و بیداری : ماشین خاور : : آلت تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : خیابان طالقانی جنوبی ... : : پوست بدن تا رسیدن به ناحیه تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : کارگاه : : میتو کندری . . گفتمان خواب و بیداری :  نوشتن : : کار سرهای گرد روی کریستا . . گفتمان خواب و بیداری : کوبیدن : : کار سرهای گرد روی کریستا . . گفتمان خواب و بیداری : دُرچه : : سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : نصرآباد : : سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق عقب ماشین خاور : : پوست تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری :  اطاق جلو ماشین خاور : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : امامزاده : : میتو کندری 12.290 . . تحقیق شود : کار میتوکندری و سرهای گرد روی کریستا : : در یادداشت 25/2/76 تفسیری برخواب کار سر های گرد روی کریستاهای میتوکندری زیر شماره های 10 و11 اینطور نوشته ام : در این خواب دو زن ... مطرح شده که با توجه به کار ... در جامعه این دو زن باید همان دفترخانه و کارگاه این خواب باشند با این شناخت که در فرهنگ مغز من کار ... و زنان ... یک کار فرهنگی و سرکوبی است به این ترتیب میتوان پذیرفت روی اطلاعات وارد شده به میتوکندری و سرهای گرد روی کریستاها دو کار اداری و کارگاهی یا فرهنگی و فنی انجام میشود که باید در مطالعات من مورد توجه قرار گیرد 20/2/76 16.17 . . تفسیرها : 25/2/76 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در رابطه با سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری است . . گفتمان خواب و بیداری : دفترخانه : : سرهای گِرد روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : کارگاه : : سرهای گِرد روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : مینی بوس : : میتوکندری . . معانی و مفاهیم : ماشین خاور : : ماشین شروع حرکت . . معانی و مفاهیم : مینی بوس : : بوسه یا تماس کوتاه . . معانی و مفاهیم / درستی دیدگاه : معانی و مفاهیم این خواب 10/3/75 با سؤال کار سرهای گِرد روی کریستاهای میتوکندری  : : برای درک معانی و مفاهیم این خواب به یادداشت 25/2/76 تفسیر خواب مراجعه شود . 16/3/92 . . گفتمان خواب و بیداری : مینی بوس : : پوست صورت و لبها . . گفتمان خواب و بیداری : خیابان طالقانی جنوبی در ... : : پوست بدن ، از شروع پوست سر تا پوست تناسلی و اطراف مقعد .  16/3/92 . . گفتمان خواب و بیداری : میدان بابائی : : مقعد 12/4/92 . . گفتمان خواب و بیداری خیابان طالقانی جنوبی ... : : پوست بدن با شروع از بخشهای عصب گیری شده از اعصاب c1 تا  s5  . . گفتمان خواب و بیداری : مسیر حرکت شمالی جنوبی تا میدان بابائی درخیابان طالقانی جنوبی ... : : حرکت احساس در پوست بدن از پوست سر تا پوست اطراف مقعد . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه ... ... : : پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : مینی بوس : : پوست تناسلی . . معانی و مفاهیم : خواب دیدم با مینی بوس وکسانی توی خیابان طالقانی جنوبی در ... به سمت جنوب و میدان بابائی میرفتیم : : من و کسان دیگر هرکدام پیامهای احساسی آمده از بخشهای بالاتر پوست به سمت مکانهای پائین تر با آدرس از قبل تعیین شده و معین . . گفتمان خواب و بیداری : خود من در این لحظه از خواب : : خود من پیامهای احساسی بخشهای مختلف پوست با آدرس مشخص مقصد که میتوکندریهای سلولهای پوست تناسلی بوده . . گفتمان خواب و بیداری : فضای کوچه امام زاده : : فضاهای غاری پشتی و میانی ... . . گفتمان خواب و بیداری : دیواره های گلی اینطرف آنطرف کوچه : : پوست تناسلی 12/4/92 . . درستی دیدگاه / معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : بعد یادم است از همانجا توجهم از بالای دیوار جنوبی آن خانه و دیوارهای خانه های دیگر به کوچه امامزاده و محل قرار دادن مینی بوس جلب شد : : نگاه کردن از بالای خانه ها و دیوارهای خانه ها به کوچه امامزاده در حالی که آن نقطه همان دفتر یا کارگاه بوده ، واین نکته که پذیرفته ام کوچه نمادی بوده برای فضاهای غاری پنیس ، اطمینان دارم آن دفتر یا کارگاه نمادی برای یکی از سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری و مکان آن سلولهای پوست تناسلی بوده 13/4/92 . . گفتمان خواب و بیداری : آن دفتر یا کارگاه : آن دفتر یا کارگاه یکی از سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری در یک سلول از سلولهای پوست تناسلی بوده . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه ای شمالی جنوبی : : پوست پنیس در امتداد پوست بدن . . گفتمان خواب و بیداری : جنوبِ کوچه شمالی جنوبی : : پره پوس ، بخش پایانی پوست تناسلی در تماس با ختنه گاه . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه آحمید : : پوست تناسلی ، کوچه شمالی جنوبی مطرح شده در این خواب هر چند نام آن در یادداشت نیامده اما از نگاه شناختی من قدیمی ترین کوچه ... با نام قدیمی کوچه آحمید میباشد که در خواب 17/8/69 با عنوان زمان گذشته مشهدی ... ، نیز مطرح شده . . معانی و مفاهیم : قدیمی و قدیمی ترین کوچه : : متوجه شده بودم و در یاداشت ... نیز آمده خاطرات کجا رفتن ها و چکار کردنهای ما که خاطرات این دوره حیات و نسلهای گذشته ژنتیکی ما تارسیدن به آغاز حیات است از راه پوست به دستگاه تناسلی رسیده وارد میتوکندریهای اسپرم شده به نسلهای بعد انتقال می یابد . اکنون باتوجه به مفاهیم این خواب ، متوجه شدم این خاطرات در همین زمان نیز با جمع شدن در میتوکندریهای پوست تناسلی از راه سکس به جنس مخالف انتقال داده میشود . دلیل من نسبت دادن قدیمی و قدیمی ترین به کوچه آحمید است که در ذهن من بجا مانده و نمادی برای پوست پنیس میباشد . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق کار آن خانه یا دفتر : : فضای سر پوشیده ، تک تک سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : مثل اینکه اطاق کار آن باز در سمت غرب و کمی بالاتر از حیاط بود : : حیاط این خانه کریستاهای میتوکندری بوده و به همین دلیل اطاق کار یا دفتر آن خانه بالاتر قرار داشته . . گفتمان خواب و بیداری : حیاط خانه : : کریستاهای میتوکندری . . همانند و یکی بودن : دو زن ...  : : حیاط خانه . . گفتمان خواب و بیداری : زن چادری جوانتر : : "پوست غشاء" سرهای کروی 13/4/92 . . معانی و مفاهیم : وقتی توی خانه آمدم دیدم او از توی فضای حیاط کوچک خانه ، توی اطاق مطبخ مانند و طویله مانند در سمت شرق حیاط طرف شمال رفته و این در حالی بودکه فضای آن اطاق کمی گودتر از حیاط و شکل مطبخ های قدیمی و طویله مانند بود : : از آنجا که این فضای مطرح شده فضای درون یکی از سرهای کروی بوده برای من این معنی تداعی میشود که این فضای درون سرهای کروی هم دارای دو بخش فوقانی و تحتانی است 15/4/92 . . من یا دیگران : بعد دیدم دوتا زن چادری میانسال دو تا دستهای یک زن چادری جوانتر را گرفته دارند او را از توی آن مطبخ طویله مانند بیرون میآورند : : من در این مرحله "پوست غشاء" میتوکندری ، آن دو زن ... کریستاهای میتوکندری و آن زن جوانتر مابین آنها "پوست غشاء" سرهای کروی . . همانند و یکی بودن : رنگ مشکی چادرهای آن سه زن : : آن مرد وارد شده به خانه . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : آن زن خودش را به سمت زمین ول کرده بود وآن دوتا زن اورا با قدرت همراه خود میبرند : :آن زن ( آن زن جوانتر ) که پوست غشاء سرهای کروی بوده و ول کردن خودش به سمت زمین بصورت تعریف شده اطلاعات به روز شده و جدید درون سرهای کروی درحال انتقال به کریستاها ( دوزن ... ) و سپس به پوست غشاء میتوکندریهای پوست پنیس ( کوچه شمالی جنوبی آحمید ) و بعد به ختنه گاه وگلانس پنیس ( طاق اطاق جلو خاور در صحنه ای که از بالا نگاه میکردم و سه راهی کوچه امامزاده وکوچه آحمید که قبلاً سرنبش آن دواخونه ... قرار داشت  ) بوده . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : من یکی از این زنها را همان مرد وارد شده میدانستم : : مرد وارد شده ، که در این خواب با نام حاجی و قبله  مطرح شده ، پیامهای آمده از پرده های مغز بخش نخاع ( خیابان طالقانی جنوبی ) بوده که در خوابهای دیگر با نامهای و گوشت چرخ کرده نیز ظاهر شده . . من یا دیگران : در اینجا وقتی دیدم با " آن زن دیگر " حرفی به شوخی دارد میزند فکر کردم حرف آنها درباره من و مساله مینی بوس است ، به همین جهت از آن زن سمت خودم که او را همان مرد وارد شده میدانستم مثل اینکه موضوع را سؤال کردم . او رویش را به سمت من آورد و با یک نوع شوخی همراه با خجالت مخصوص زنهای دهاتی بالای سن گفت ، میگوید کی او را درست کرده میگویم حاجی : : در اینجا آن مرد وارد شده که خود من بوده ام پیامهای آمده از پرده های مغز بخش پوست و نخاع جهت به روز شدن پیامهای بایگانی شده در میتوکندری های پوست از جمله پوست پنیس ، و اکنون نو شده ، درست شده ، و به روز شده در حال برگشت به پوست پنیس جهت انتقال به تناسلی جنس مخالف از طریق تماس پوست پنیس و غشاء واژن ، همچنین انتقال به نخاع و بالای مغز ، واحیاناً به بیضه ها همراه با پیامهای نوع خود گرفته شده از واژن زن جهت به روز شدن میتوکندری های اسپرماتوزوئیدها . . درستی دیدگاه : چهره زن دیده شده بالای سن مانند زنان ... روستائی مثلاً دُرچه ای یا نصرآبادی و آن حدود بود که دخالت درکار دیگران میکنند : : کلمه دُرچه با معنی دُرکوچک که در خوابهای من میتواند ... کوچک باشد اثبات کننده پاسخ سؤال بودن این خواب و داستانی در باره کار "سرهای کروی روی کریستاها" وکریستاهای میتوکندری است . . گفتمان خواب و بیداری : زنان ... روستائی درچه ای : : پوست غشاء سرهای کروی بر روی کریستاهای میتو کندری ، در این خواب میتوکندری های پوست تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : زنان روستائی نصرآبادی : : کریستاهای میتوکندری ، در این خواب میتوکندریهای پوست تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : دفاتر اسناد رسمی : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق عقب ماشین خاور : سه فضای غاری شکل پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : طاق اطاق عقب ماشین خاور : : پوست تناسلی . . . گفتمان خواب و بیداری : اطاق جلو خاور : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : طاق اطاق جلو خاور : : پره پوس 15/4/92 . . درستی دیدگاه / معانی و مفاهیم : امشب در خانه جدیدم در تیران با کمک سایت واژه یاب در اینترنت متوجه معنی خیابان طالقانی و جنوبی بودن آن شدم . پاسخ واژه یاب به سؤال طالقانی این است : « منسوب به طالقان ، نوعی جامه ابریشمی است که آنرا اللبود الطالقانیه نامند و در طالقان خراسان ساخته می شود . » این معنی میرساند که نتیجه گیری من در باره اینکه خیابان طالقانی جنوبی میتواند نمادی برای پوست و اختصاصاً نماد پوست پنیس باشد نتیجه درستی است 11/3/95 . .

هیچ نظری موجود نیست: