۱۳۹۳ دی ۵, جمعه

مهناز یعنی چه ، معنی مهناز چیست

2155
8/3/75
مهناز یعنی چه ، معنی مهناز چیست
×
1
2

1156
تمام خواب : ساعت بالای شش صبح . دیشب خوابهای سریال زیادی دیدم ولی خیلی کم از آنها یادم است . یک جا نمیدانم تنها یا با کسانی بودم و دوچرخه ای داشتم ، یادم است طرفهای شمال در مسیری جنوب شرقی شمال غربی بودم . در جائی دوچرخه ام پنچر شده بود و میخواستم پنچری آنرا بگیرم . بعد مثل اینکه نمیدانم به خانه یا مغازه ای در سمت شرق مراجعه کردم ، میخواستم از آقای دو   چرخه ای بگیرم یا وسائل پنچرگیری به من بدهد پنچری دوچرخه ام را بگیرم . مثل اینکه او برای دادن دوچرخه تقاضای تضمین کرد و من یک چک سیصد هزار تومان به او دادم . داستان این خواب و صحنه های آن خیلی زیاد بود . مسائلی داشت که در بیداری امکان واقع شدنش برای من وجود ندارد . مثل اینکه قصد داشتم در همان طرفهای شمال در مسیری شمال غربی جلو بروم که میدانم در آنصورت یک حالت دور بودن و یک حالت خارج از محیط زندگی مردم بودن برای من موجود بود .
خوابی دیگر به این صورت یادم است که توی اداره بودم . با توجه به تمام صحنه های خواب میباید این اداره جائی مثل روبروی خانه سابق من یعنی جائی مثل تعاونی باتری باشد . من اداره را جائی مثل بغل سینما و مغازه ای بغل بانک صادرات که قرار بود دفتر پست شود میدانم . من در اینجا یادم است شخصی از سمت شمال اداره به من مراجعه کرد و بسته هائی به من برای بسته بندی و ارسال داد . یک صحنه یادم است بسته بندی آنرا چهارگوش و اندازه نعلبکی دیدم ، داشتم آنرا باز میکردم تا بصورت یک بسته بندی پستی قابل ارسال درآورم . در صحنه ای هم یادم است آن بسته اینقدر کوچک بود که من فکر کردم برای فرستادن مناسب نیست چون یک بسته خیلی ریز چهار گوش بود . میدانستم میباید روی این بسته آدرس فرستنده گیرنده بنویسم و قابل ارسال نیست . یک جا هم با فرستنده که مردی بود درگیری پیدا کردم و او را کتک زدم . در صحنه ای هم داشتم از او اعتراف میگرفتم که حق داشته ام او را بزنم چون او از روی قصد و غرض آن کار را کرده ، بهر صورت نمیدانم از طریق خود او یا دیگری اثبات کردم او مقصر بوده و حق داشته ام او را بزنم . یک صحنه یادم است همان حدود جلو خانه سابقم و جلو مغازه بودم و توجهم به شمال غربی خیابان امام بود . یعنی به جائی مثل مغازه قصابی و تعاونی باطری . میدانستم آنجا اداره ما است و باید من سر کار بروم . در این حال دیدم از سمت شرق پیاده رو خیابان امام در سمت شمال کسی با چرخ به سمت آن اداره پست آمد و میخواست برود توی اداره امانتی بفرستد . من دیدم او به حدود اداره که رسید از دو چرخه پیاده شد . فکر کردم باید من بسته او را بفرستم و کار او با من است به همین دلیل چند دقیقه ای دیرتر توی اداره بروم تا کس دیگری کارهای بسته او را انجام دهد . در همین حال متوجه هوا شدم دیدم هوا هنوز روشن نشده و تاریک است ، فکر کردم مگر ساعت چند است که او الآن آمده . در اینجا وقتی این فکرها را میکردم در جنوب خیابان امام جلو مغازه ( ) و خانه سابقم بغل آن بودم . توجهم به شمال خیابان امام حدود تعاونی باطری بود و این مسائل را دیدم . در همین زمان میدانستم ساعت ها یک ساعت جلو آمده و به همین دلیل هم هرچند هوا تاریک است این شخص برای فرستادن بسته مراجعه کرده ، برای اینکه بفهمم ساعت چند است آیا هفت صبح شده یا نه برگشتم در محلی مثل جای دکان که البته دکان و چیزی ندیدم یک ساعت به دیوار دیدم و متوجه شدم ساعت تقریباً هفت و ده دقیقه صبح است . متوجه شدم تِیم (تایم ) اداری شروع شده و ده دقیقه ای هم گذشته ، دلیل تاریکی هوا هم همان کشیدن ساعت ها یک ساعت به جلو است . 
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرح‌شده در خواب :
الف :
// 16/8/80 / با توجه به خواب «چهارراه» تاریخ 27/4/68 و حرکت از جائی مانند تعاونی باتری جلو مغازه اکبر رضائی و دیدن مهناز در خواب دوم آن شب. وبا توجه به خواب تاریخ 8/3/75 با سؤال «مهناز یعنی چه ، معنی مهناز چیست» و بودن در همان مکان تعاونی باتری و نگاه به سمت ساعت در جائی مثل مغازه اکبر رضائی، میتوان پذیرفت خود من در خواب چهارراه هنگام حرکت به سوی چهارراه همان مهناز خواب دوم و در اصل پیامهای بیداری ی ارسال شده از سلولهای کوچک قشر منتشر مغز در زمان خواب به سمت پایه مغزی بوده باشم. 12.568 .
// 16/8/80 / با توجه به خواب «چهارراه» تاریخ 27/4/68 و تفسیرهای آن، و همچنین با توجه به خواب «مهناز یعنی چه، معنی مهناز چیست» تاریخ 8/3/75 میتوان پذیرفت سلولهای غول پیکر قشر منتشر مغز کاری مثل ساعت و تعیین زمان برای خواب و بیداری داشته باشند. 12.568
//  در حاشیه /20/11/98 / با توجه به گفتمان این خواب با سؤال معنی مهناز که نوشته‌ام : «برای اینکه بفهمم ساعت چند است آیا هفت صبح شده یا نه برگشتم در محلی مثل جای دکان اکبر که البته دکان و چیزی ندیدم یک ساعت به دیوار دیدم و متوجه شدم ساعت تقریباً هفت و ده دقیقه صبح است» و این شناخت که به‌درستی دریافته‌ام ریزدانه‌های عنکبوتی ی در سینوس ساژیتال تحتانی ی مغز در خواب‌های من به‌صورت رئیس‌جمهور و ... نمایانده شده و می‌شود، می‌باید این ریزدانه‌های عنکبوتی ی، زمان‌سنج دنیای درون نیز باشند.
// 16/8/80 / با توجه به خواب چهارراه تاریخ 27/4/68 و تفسیرهای آن، و خواب «مهناز یعنی چه ، معنی مهناز چیست» تاریخ 8/3/75 و پنچر شدن دوچرخه، میتوان پذیرفت دوچرخه مطرح شده در این خواب ارتباط سلولهای کوچک و بزرگ قشر منتشر مغز با پیرامون باشد. توضیح اینکه میباید مغازه اکبر رضائی یک چرخ دوچرخه، و تعاونی باتری دیگر چرخ دوچرخه باشد. 12.568 .
// 26/12/92 / در این خواب « یک صحنه هم یادم است همان حدود جلو خانه سابقم و جلو مغازه اکبر ... بودم و توجهم به شمال غربی خیابان امام بود یعنی توجهم به جائی مثل مغازه قصابی و تعاونی باتری ، میدانستم آنجا اداره ما است و من باید سر کار بروم »
// 26/12/92 / این گفتمان خواب همانندی دارد با این بخش از خواب چهارراه 27/4/68 که نوشته ام « داشتم به طرف چهار راه بیمارستان میرفتم ، شاید جعفر شوهر جمیله را دیدم که روی تختی در حدود مغازه اکبر ... طرف سینما توی پیاده رو خوابیده بود و من از کنارش آهسته رد شدم بیدار نشود و به فکرم رسید باید جعفر را بیدار کنم برود سر کار ».
// 26/12/92 / در خواب چهارراه من جائی مثل مغازه تعاونی باتری بوده ام ویکی از افکارم توجه به مغازه اکبر رضایی بوده، و اما در این خواب جائی مثل مغازه اکبر رضایی بوده ام و توجهم به مغازه تعاونی باتری بوده . ضمناً به همانندی های دیگر این دو خواب هم توجه شود مثل سؤال این خواب و بودن مهناز در خواب چهارراه.
// 7/11/93 / مغازه تعاونی باتری در این خواب همان جعفر روی تخت در خواب چهارراه بوده.
ب :

/////////////////////////////////////////////

تغییرات و یافته‌های جدید :

هیچ نظری موجود نیست: