۱۳۹۳ آذر ۲۳, یکشنبه

امشب دوست دارم ♀ و ♀ را در خواب ببینم

2203
29/6/75
امشب دوست دارم و را در خواب ببینم
×
1
1  

1179
تمام خواب : ساعت هقت و بیست و پنج صبح جمعه . دیشب خوابهای زیادی دیدم که صحنه های متعددی داشت ، از این صحنه ها یا چیزی یادم نیست و یا خیلی خیلی کم یادم است . یک جا اینطور یادم است در فضای بخصوصی بودیم و محوطه ای مثل حیاط بزرگ یک خانه بود ، شاید مثل حیاط سابق منزل دایزه . یادم است حیاط جور بخصوصی بود و مساله ای بود که یادم نیست . اینطور یادم است بود و برنامه ای بود و اتفاقی افتاده بود . شاید آنجا منزل بود و حرفی از دعوای بین دو طرف که شاید و بوده . میگفت تلفن بزنیم بیاید و صحبتی در اینباره که یادم نیست . یک جا چیزی از و میدانم و یک جا هم برنامه ای بود و من میدانستم و میدیدم دارد کاری جدید و خاصی میشود ، به این صورت که در پشت جائی شاید شیشه ای ، یک دسته تار شاید نخی همانطور که بغل هم روی زمین و سر آنها بالا بود ، بالای آنها یک حالت موج و تکان بخصوصی داشت که میدانستم این موج و تکان تارها توسط دستور و فرمان از دور میباشد ، اینرا یک کار بزرگ میدانستم که در دنیا بی نظیر است . بعد در همین رابطه مسائلی بود که یادم نیست ، جائی هم من دوتا کاغذ چاپی رنگی که شاید رنگ رنگ آبی بود پیدا کردم ، روی آنها نوشته ای بود که من با خواندن آنها متوجه شدم کاری خطرناک شده و امکان انفجار بوده . انفجاری در حد یک انفجار اتمی و معترض بودم چرا با موجود بودن این خطر آن کار شده ، فکر میکنم آن کار همان تارها و عملی است که در باره آن تارها شده ، بهر صورت با کسی یا کسانی بحث و مجادله داشتم و مدرک من آن دو ورق کاغذ بود ، بعد چیزی از دانشگاه آزاد و ملی میدانم ، شاید چیزی در رابطه با بانک ملی و شاید هم دانشگاه ملی بوده ، یادم است مساله دنباله همین موضوع رقص تارها در پشت دیوار شیشه ای بود . به این دلیل مینویسم دیوار شیشه ای چون میدانم پشت دیواری بود ولی کاملاً پیدا و معلوم بود پس باید دیوار شیشه ای بوده باشد . بعد یادم است در محوطه ای حیاط مانند بزرگ بودم و توجهم به مسیر و در ورودی سمت جنوب بود ، دیدم دو نفر مرد با تیپ و لباس خاصی که آنها را مردان اطلاعاتی میدانستم آمدند ، من حتم داشتم آنها مأمور اطلاعاتی هستند ولی میدیدم بصورت عادی آمده اند . ظاهر حیاط و در ورودی جنوبی شکل حیاط منزل دایزه و در توالت منزل در سمت جنوب بود . یادم است من آمدم وارد یک توالت شدم که حدود دوسه تا یا سه چهارتا توالت در سمت جنوب بود ، دیدم یکی از همان مردان اطلاعاتی پشت دیوار محل ورود این توالت ایستاده . من هنگام وارد شدن به او نگاه کردم و او را شناختم ، یعنی فهمیدم همان مرد اطلاعاتی است . بعد وارد یکی از توالت ها شدم و میخواستم بطور ایستاده ادرار کنم دیدم توالت پر است و آب و مدفوع روی زمین سطح توالت است . خواستم برگردم بیرون بیایم صدای آن مرد اطلاعاتی را شنیدم که گفت بیرون نیا ، من از طرز حرف زدن او فهمیدم منظور او کمی صبر کردن و بیرون آمدن است ، توجهی نکردم و با دست چپ چفت در سمت چپ پشت سرم را گرفتم باز کنم دیدم یکی از انگشت های دست چپ من توی گودالی از چفت در رفته و در نمی آید ، اول زور زدم دیدم نمیشود از این طریق انگشتم را بیرون بیاورم . کمی انگشتم را جلو و عقب بردم و بالاخره با معطلی انگشتم بیرون آمد و در را باز کردم از توالت بیرون آمدم . قصدم بیرون آمدن و رفتن به توی توالتی دیگر از توالت های همان مکان بود . بعد وقتی پا بیرون گذاشتم سمت راست خودم جای آن مأمور و ( تقریباً سمت چپ تکیه به دیوار مقابل در ) دو تا مأمور را با شکل و شمایل خاصی دیدم ، فهمیدم گفته او برای بیرون نیامدن من از توالت به این دلیل بوده که بتوانند لباسهای خو را عوض کنند و تغییر شکل دهند تا شناخته نشوند ، اما من با همان نگاه اول فهمیدم آن دو همان دو مأمور اطلاعاتی دیده شده قبلی هستند که خود را به این شکل و شمایل در آورده اند ، بنظر من قصد آنها مرعوب کردن من بود و من خیلی ساده با بی توجهی از این مساله گذشتم . لباس آنها و تیپ آنها نزدیک به شکل لباسهای سیکهای هندی و یا عروسک ها با لباسهای بخصوصی بود . البته میدانستم آنها انسان و همان دو مأمور هستند ولی قد و هیکل آنها کوچکتر و لباسهای آنها عروسکی شده بود ، البته وقار یک مأمور اطلاعاتی و انسان بودن آنها معلوم بود هر چند شکل عروسک نمایانده میشدند . خوابهای دیگری هم دیده ام ولی یادم نیست .
افکار و رفتارهای قبل از خواب : دیشب منزل شب نشینی بودم و هم بودند . صحبتی از دعوای با پدرش کرد و گفت فعلاً خانه ای نزدیک منزل در چهارصد دستگاه ویلا شهر برای اجاره کرده و قرار است فردا اسباب کشی شود . حتماً این صحبت دلیلی برای دیدن خواب در باره و و شده . موضوع دیگر اینکه دیشب قبل از خواب توجهم به مسائل یک هفته پیش جلب بود ، شاید دیدن آن تارهای نخی یا ابریشمی رقصان ( در حال نوسان ) مربوط به این مساله در این هفته باشد . یک روز در این هفته وقتی تلویزیون روشن بود دیدم صفحه آن خاکی است دو زانو نشستم جلو تلویزیون و کف دست چپم را روی صفحه روشن تلویزیون گذاشتم و برای زدودن گردوخاک کف دستم را روی شیشه جابجا کردم . در اینجا چون ساق پاهایم لخت روی قالی بود متوجه شدم و حس کردم موهای ساق پایم با کشیدن دست روی شیشه تلویزیون به سمت قالی کشیده میشود . برای من خیلی جالب شد چون متوجه شدم پوست بدن الکتریسیته ساکن را از خود عبور میدهد . یعنی فهمیدم مالش دست من روی شیشه تلویزیون باعث بلند شدن موهای ساق پایم به سمت قالی میشود . بعدتصمیم گرفتم این موضوع را در یادداشتی بنویسم ولی مثل اینکه فراموش کردم بنویسم . اکنون بالای نود درصد اطمینان دارم این صحنه از خواب دیشب که تارهای ثابت شده روی زمین را در حال نوسان و رقص دیدم همین بلند شدن و سیخ شدن موهای ساق پایم به سمت قالی است که بر اثر انتقال جریان الکتریسیته ساکن توسط پوست بوجود آمده . البته میتوانم نزدیک به صد درصد اطمینان بگویم همین موضوع بوده چون الان هر چه فکر میکنم صحنه دیده شده خواب دیشب و حرکت آن تارها میتواند همین حرکت موهای ساق پاهایم باشد . من دیشب قبل از خواب یاد این مساله نیفتادم ولی یاد خاطره دیگری در رابطه با مو و لمس مو توسط دست و انگشتان کف دست راستم افتادم و دلم میخواست در رابطه با لمس آن موها که از درز توری نازک یک شورت بیرون زده بود و من لمس کردم خواب ببینم . شناخت : بر اساس شناختهای قبلی مأمورین اطلاعاتی در خوابهای من میباید پیامهای سمپاتیک و پارا سمپاتیک باشد . ضمناً چون پیامهای سمپاتیک مسؤول راست شدن مو در پوست بدن هستند دو مأمور اطلاعاتی دیده شده در خواب دیشب میتوانند همین پیامهای سمپاتیک و پارا سمپاتیک باشند ، در نتیجه با توجه به خاطره ذکر شده میباید پیامهای سمپاتیک چیزی مثل الکتریسیته ساکن باشد چون در تجربه بیداری این الکتریسیته ساکن بوده که باعث راست شدن موهای ساق پای من شده . البته درست یادم نیست راست شدن موها توسط پیاز مو بود یا بوسیله خم شدن به سمت قالی ! الان دو باره این مساله را امتحان کردم نتوانستم به یقین برسم ولی بیشتر میشود قبول کرد پیاز مو در بلند شدن مو نقشی داشته باشد . دیدن آن تارها در خواب دیشب و نوسان آنها میتواند لمس موها و جابجائی آنها توسط دست من در بیداری از روی آن تور نازک شورت هم باشد ، در این صورت دیوار شیشه ای آن طور نازک بین دست من و موها ، و تماس دست من با موها از پشت آن تور نازک در بیداری نگاه من به آن تارها از پشت شیشه در خواب خواهد بود . هرچند بیشتر فکر میکنم مساله برایم جالب تر میشود بهتر است اصل داستان را بنویسم تا بهتر بتوانم موضوع را بر رسی کنم .
یادداشت : چند سالی است با دوست هستم . بعضی مواقع اورا بغل میکنم و میبوسم . او عکس العمل مخالف نشان نمیدهد منهم از حدی تجاوز نکرده ام . بوسیدن و بغل کردن و ... او با خنده و شوخی مثل اینکه قلقلکش شده باشد خودش را دولا کرد و تقریباً پائین تنه اش را از دست من جدا کرد و منهم دیگر ادامه ندادم و دستم را بیرون آوردم و باز او را بغل کردم و به خودم فشار دادم و بوسیدم . بعد همان شب سوالی کردم و خوابیدم ولی خوابی ندیدم اما خیلی دلم میخواست در اینباره خوابی ببینم . الان به دلیل اینکه چند روزی از موضوع گذشته انتظار نداشتم در آن رابطه خواب ببینم ولی بعضی شبها در باره آن فکر میکردم و یادم است دیشب هم در این باره فکر داشتم و به همین دلیل سؤال بالا را کردم و خوابیدم . حال با توجه به این خاطره و خواب دیشب فکر میکنم صحنه های دیده شده خواب میتواند در رابطه با این افکار و حرکات من باشد . 1- همانطور که نوشتم دیوار شیشه ای خواب دیشب که من از پشت آن میتوانستم آن تارهای نخی ( ابریشمی ) را ببینم نمادی بوده برای تور نازک شورت و آن تارهای ابریشمی موهای ناحیه تناسلی او . حرکات آن تارها و نوسان و رقص آنها جابجائی و حرکت آنها بوسیله دست من بوده و خطر انفجار اتمی در خواب دیشب من خطر اعتراض به من بوده که برای اولین بار دست به چنین حرکتی در رابطه با او میزدم . 2 - علت اینکه فکر میکنم این خواب در رابطه با مسائل مطرح شده بالا است موضوع دو مأمور اطلاعاتی دیده شده در خواب دیشب است . موقع نوشتن این یادداشت به ذهنم رسید شاید راست شدن موهای ساق پا توسط یکی از آن مأمورین اطلاعاتی باشد که نماد پیامهای سمپاتیک بدن است ، بعد متوجه شدم در موهای پوست اعصاب پارا سمپاتیک وجود ندارد و آن مأمور دوم که نماد پارا سمپاتیک است نباید ظاهر میشده . بعد یادم آمد داستان موهای ناحیه تناسلی بیشتر میتواند صحیح باشد چون در ناحیه تناسلی هر دو عصب سمپاتیک و پاراسمپاتیک موجود است . حال با توجه به این مورد دوم تفسیر خواب چنین میشود . 3 - محل ورود آن دو مأمور که در توالت منزل دایزه بود باید نمادی برای لبهای آلت تناسلی و آن دو مأمور پیامهای سمپاتیک و پارا سمپاتیک ناحیه تناسلی او باشد . در این صورت میتوان پذیرفت قلقلک شدن او که همان راست شدن موهای ناحیه تناسلی اش بوده توسط پیامهای سمپاتیک انتشار یافته در پوست او بوده . 4 - من یادم است روی حیاط با آن فضا که آنرا شکل حیاط منزل دایزه میدانستم بود و نگاهم به سمت دالان ... . فکر میکنم این صحنه همان به سمت آلت تناسلی ( توالت ) رفتن دست من بوده که باعث تماس دست من با سیستم سمپاتیک و پارا سمپاتیک ناحیه تناسلی دوستم شده و همین تماس بوده که توجه مرا بر انگیخته و از جلوتر رفتن دست من جلو گیری کرده ، یعنی میشود حرکت شاد اعتراضی دوستم را در یکی از این دو گروه سمپاتیک و پارا سمپاتیک قرار داد . ساعت ده و پانزده دقیقه صبح خسته شدم بهتر است موضوع را تمام کنم .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : دو کاغذ چاپی رنگی : : دو مأمور اطلاعاتی 2.11 . . گفتمان خواب و بیداری : دو مأمور اطلاعاتی : : پیام های عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک 12.188 . . گفتمان خواب و بیداری : دو کاغذ چاپی رنگی : : پیام های عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک 12.188 . . گفتمان خواب و بیداری : تارهای نخی / ابریشمی : : مو 12.196 . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار شیشه ای : : تور نازک شورت . . گفتمان خواب و بیداری : خطر انفجار اتمی : : خطر اعتراض . . گفتمان خواب و بیداری : در توالت منزل دایزه : : لبهای تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : دو مأمور اطلاعاتی : : پیامهای سمپاتیک و پاراسمپاتیک 12.196 . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : حیاط سابق منزل دایزه : : مجموعه کریستاهای میتوکندری های پوست بدن . 31/1/91 . . همانند و یکی بودن : حیاط بزرگ یک خانه / حیاط سابق منزل دایزه : : منزل . . ذرات بنیادی : و : : : ذرات بنیادی جاذبه . . : : ذرات بنیادی موج . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار شیشه ای : : پوست بدن . . گفتمان خواب و بیداری : تارهای نخی ابریشمی : : موها . 31/1/91 . . معانی و مفاهیم : روی زمین : : توی زمین / در تماس با زمین . 3/2/91 . . معانی و مفاهیم : بالا در جمله « در پشت جائی شاید شیشه ای یک دسته تار شاید نخی همانطور که بغل هم روی زمین و سر آنها بالا بود بالای آنها یک حالت موج و تکان بخصوصی داشت » : : به سمت بیرون پوست . . گفتمان خواب و بیداری :  دوتا کاغذ چاپی رنگی : : دِرم و اپیدِرم . .

هیچ نظری موجود نیست: