۱۳۹۳ آذر ۱۴, جمعه

کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا

2235
21/8/75
کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا

1
2

1193
تمام خواب : فقط این یادم است که نمیدانم برای رفتن به خارج یا آمدن از خارج سوار هواپیما بودم . غیر از من چند نفر دیگر هم بودند . اینطور یادم است که من با یک نفر دیگر بودم و ما دو تا با هم بودیم ، دیگران هم با هم بودند . طرز سوار هواپیما بودن ما به این صورت بود که ما روی طاق هواپیما که بصورت گرده ماهی و لیز یود بودیم . یادم است اول برای نشستن و جائی پیدا کردن همانطور که هواپیما در حال حرکت در آسمان بود از روی طاق آن به سمت دُم آن رفتیم ، در اینجا باریکتر شدن نزدیک دم نسبت به بدنه هواپیما در نظرم است چون مواظب بودم از طاق هواپیما به این سمت آن سمت لیز نخورم و سقوط نکنم . بعد به این قسمت باریکتر شدن نزدیک دم نسبت به بدنه و تنه هواپیما توجه داشتم ، قسمت دورتر و دم هواپیما که باز پهن تر است ، منتها ما مثل اینکه همینجا آخر تنه رسیده به قسمت باریکتر دم روی طاق هواپیما نشستیم . یادم است در همین حال هواپیما داشت در آسمان به پیش میرفت . بعد مثل اینکه میخواستیم جایمان را عوض کنیم و در جای بهتری قرار بگیریم ، در یک صحنه اینطور یادم است داشتیم به سمت طاق بدنه هواپیما میآمدیم و مواظب بودیم سقوط نکنیم . در اینجا هنگام راه رفتن روی طاق هواپیما ی در حال حرکت در هوا ، کسانی در مسیر ما بودند که مجبور بودیم به سمت سرازیری بغل هواپیما مایل شویم و همین باعث ترس ما از سقوط میشد . یک صحنه هم یادم است پتوئی روی طاق هواپیما پهن بود که من در شیب سمت چپ بدنه هواپیما آنرا چسبیده بودم و ترس سقوط خودم را داشتم ، بعد دیدم یک نفر روی گُرده هواپیما روی این پتو ایستاده و دارد  ... میخواند ، فکر کردم تا این شخص روی این پتو ایستاده من سقوط نمیکنم ولی باز میترسیدم سقوط کنم . خواب من صحنه های دیگری در جاهای دیگر هم داشت ولی یادم نیست .
خواب بعدی : بعد از دیدن خواب بالا و دوسه بار بیدار و خواب شدن و اینکه میدانستم این خواب در رابطه با پوست بدن و گردش افکار در پوست است ، الان قبل از بیدار شدن خواب میدیدم در فضائی بودم و مسائلی بود که یام نیست ، یک جا یادم است سه چهار تا کاپشن مثل اُورکت خارجی خریده بودم ( شاید سوغاتی ) ، بنظرم میآید این کاپشن یا اورکت ها دست دوم بود و داشتم خوبی و بدی آنها را ورانداز میکردم . یکجا یک اورکت بزرگ و خوب ( خارجی ) پوشیده بودم که آنرا خوب و قابل استفاده میدانستم . بعد یادم است یک کاپشن با رنگ آبی آسمانی دستم بود ( کوچکتر از اورکت قبلی ) و داشتم آنرا ورانداز میکردم . بنظرم خیلی زیبا و قشنگ آمد . یک جا هم دست زیر پارچه آن کردم و یک قسمت کم آنرا دیدم که بی اندازه زیبا و با جنس خوب آمد . نمونه پارچه آنرا در بیداری دیده ام ولی نمیتوانم بگویم چطور میبود فقط میتوانم بگویم رنگ آبی آسمانی زیبائی داشت ( الان به نظرم رسید شاید جنس پارچه آن پِلُون بوده ) بهرصورت پارچه ای بود آبی آسمانی که جنس نخ آن ابریشم یا چیزی در مایه پلاستیک بود ، میدانستم آب در آن نفوذ ندارد ، حالت پارچه برجستگی های خطی کوتاه داشت که البته در ظاهر امر پیدا نبود . بعد یادم است این اورکت یا کاپشن را پوشیده بودم و میخواستم خودم را توی آینه ببینم ، اولین مساله مورد توجهم لبه دار بودن اورکت در جلو چانه ام بود ، چون دیدم در این قسمت دارای لبه است فکر کردم پشت و روی آنرا اشتباه پوشیده ام و باید این قسمت جلو در عقب باشد ، مثل اینکه دست بردم پشت سرم دیدم "یقه و لبه" پشت سرم هم وجود دارد و این لبه و دور گردن مال جلو است ، ولی یک قسمت لبه جلو چانه ام برایم جالب بود ، البته در یک صحنه یادم است داشتم این موضوع را در آینه میدیدم و متوجه شدم از توی این آینه نمیتوانم پائین تر خودم را ببینم ، به همین دلیل داشتم در یک فضای باز طاق دار دیگر دنبال آینه میگشتم تا یقه این کاپشن آبی آسمانی و زیبای خارجی پوشیده شده ام را ببینم . نمیدانم توی آینه ای نگاه کردم یا نه ولی بعد محوطه ای بصورت بالا و پائین ( جنوب شرقی ) و یک ایوان در سمت شرق دیدم ، در اینجا یادم است هوا خیلی لطیف و شاید صبحگاهی بود ، در فضائی که شاید پائین تر از من بود کودکانی را در حال خواب روی زمین دیدم که منظره ای بزرگ و زیبا بود ، در همین حال در سمت شرقِ ایوانی بودم و دیدم دو مرد توی آن ( شاید شکل هم ) هستند ، یک نفر خوابیده ولی بیدار بود و یک نفر هم ایستاده بود و داشت به آن فرد خوابیده نگاه میکرد ، بنظرم منظره این ایوان هم باید صبح بوده باشد . بنظرم رسید بین این دو نفر مساله آلت تناسلی مطرح است ، خیلی کم در نظرم است مرد خوابیده یا صحبت از تناسلی میکرد یا تناسلی خودش را میخواست نشان آن مرد ایستاده بدهد . بهر صورت در آن صبحگاه زیبا بین آن دو مساله تناسلی مطرح بود . این صحنه ها دنباله همان پوشیدن اورکت یا کاپشن آبی آسمانی خارجی سوغات خریده شده خودم بود که داشتم دنبال آینه برای نگاه کردن توی آن میگشتم  .
توضیحات و یافته‌ها : ساعت هفت و ده دقیقه صبح . همانطور که نوشتم این خواب در پاسخ به افکار دیروز عصر من دیده شده که در باره افکار در گردش پوست بوده و نشان دهنده این است که نظر من صحیح است و افکار ما از طریق پوست به سایر نقاط بدن میرسد. مخصوصاً دیروز این فکر در من بود که غیر از پوست بدن پر سلولی افکار ما در غشاء  نیز وجود دارد و غشاء هم بستری برای حرکت افکار است حتی غشاء یک سلول، یعنی به نظرم رسید و اطمینان پیدا کردم غشاء و پوست حتی غشاء یک سلول بستری برای افکار درگردش آن شخص یا سلول است. یکی از دلایل مرتبط بودن خوابهای دیشب با پوست بدن مساله پوشیدن آن اورکت یا کاپشن آبی آسمانی است . در آنجا من توجهم به دور یقه این کاپشن جلب شد که در جلو حالتی خاص نزدیک چانه ام داشت ، من این کاپشن را با شکل تصویر شده در صفحه 128 کتاب سیبا یکی میدانم که نقاط عصب دهی پوست را مشخص کرده بنظر من در آن لحظه نگاه من نگاه پوستِ چهره من بوده که توسط عصب تریگمینال عصب دهی میشود و یقه دور گردن آن کاپشن و قسمت چانه جلوئی آن ، پوست زیر چانه و دور گردن بوده که توسط عصب c2 به بعد عصبی میشود . در اصل میخواهم بگویم آن کاپشن یا اورکت آبی آسمانی دست دوم خارجی قشنگ و زیبا تمام پوست بدن من بوده که توسط اعصاب c1 تا s5 عصب دهی میشود . دلیل دیگر درستی نظر من این است که من اول بار توجهم به دور گردن و لبه چانه‌ی این کاپشن جلب شد ( تماس پوست صورت با پوست عصب داده شده توسط عصب خارج شده از c2 ) و بعد هم بدنبال آینه بودم تا یقه کاپشن پوشیده شده را ببینم . بنظر من دیدن آن منظره بزرگ پائین تر از خودم و خوابیدن کودکان همان دیدن یقه کاپشن توی آینه است ، در اصل منظور خواب تماس پوست صورت با بقیه جاهای پوست بدن است و در پایان دیدن آن ایوان که بنظر من نمادی بوده برای پوست تناسلی ، فعلاً نمیدانم چرا توی ایوان دوتا مرد ، یکی خوابیده و بیدار ، و یکی ایستاده دیدم ، ضمناً نمیدانم چرا آن کودکان در آن محوطه خوابیده بودند شاید دیدن این صحنه مربوط به زمانی است که هنوز پیامهای عصبی بیدار کننده به نخاع نرسیده و آن کودکان پیامهای بی حرکت پوست بدن بعد از اعصاب c1 به بعد است ، بیداری آن دو مرد هم شاید بیداری اعصاب خود مختار تناسلی است .
1 - نگاه من به لبه جلو کاپشن و دست بردن به پشت سر و لمس یقه دور گردن و پشت که میدانستم لبه پشتی بزرگتر از لبه جلوئی است ( و به همین دلیل هم قبول کردم لبه جلوئی مال جلو بدن است ) بیداری اعصاب خارج شده از نخاع و مهره های c1 تا c4 باشد که فهمیده ام در این دوره ، ما حالتی بین بیداری و خواب داریم هرچند خواب هستیم .
2 - نگاه من به آن کودکان خوابیده در محوطه باز خواب بودن پوست در همین دوره و غیر فعال بودن پوست در این لحظات است .
3 - شاید آن دو مرد توی ایوان بیداری اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک تناسلی است ... . نتیجه : به این ترتیب نگاه من به یقه دور گردن کاپشن و آن لبه جلو چانه و دیدن آن کودکان و آن دو مرد گردش افکار در پوست قبل از بیدار شدن کامل باشد که جزئی از افکار دیروز من است .
ساعت نه صبح : اَلآن این خواب را برای پاکنویس آماده کردم . اولین مطلب مورد توجه من همانندی صحنه سوار هواپیما بودن من درخواب اول و دیدن آن دو مرد توی ایوان در خواب بعدی است که این هردو یکی و در رابطه با تناسلی است .
1 - مرد خوابیده خواب دوم همان خود من در خواب اول در حالت چسبیدن به پتوی پهن شده روی طاق هواپیما ، و آن مرد ایستاده در حال ... خواب اول همان مرد ایستاده توی ایوان خواب دوم بوده .
2 - پتوی پهن شده روی طاق هواپیما همان ایوان دیده شده در خواب دوم و در اصل سمبلی بوده برای پوست تناسلی .
3 - هواپیما و طاق شکل گرده ماهی آن نمادی بوده برای فضای غاری مرکزی پنیس و دم هواپیما نمادی برای گلانس پنیس بوده .
4 - برای هواپیمای دیده شده و طاق آن که آنرا شکل گرده ماهی دیدم میتوانم دلفین را مثال بزنم از نگاه شخصی که بر پشت این دلفین سوار بود . در اینجا دُم دلفین گلانس پنیس ، و پوست پشت دلفین یا آن پتوی دیده شده پوست تناسلی است . 5
5 - فکر میکنم رفتن من یا ما به سمت دُم ارسال پیام های فکری آمده در پوست تناسلی به گلانس پنیس و ... خواندن آن شخص در بالای پتو ارسال پیامهای رسیده به فضای غاری مرکزی به درون باشد .
6 - اَلآن این نکته به نظرم رسید . تا کنون خیلی توجه کرده ام بفهمم آیا خارج از پوست بدن ما ، در فضای خارج از پوست ، ارسال پیام وجود دارد یا نه ولی تا کنون به نتیجه ای نرسیده ام اما اَلآن شک دارم ، البته در صورتیکه من هنگام چسبیدن به پتو پیام فکری موجود در پتو ، وآن پتو پوست تناسلی باشد میباید آن مرد روی پتو پیام فکری خارج و بیرون از پوست باشد و چون سمت نگاه او به طرف سرِ هواپیما بوده و سرِ هواپیما در این خواب نقطه مخالف تناسلی است میباید هوا به معنی بیرون از پوست بودن باشد و آن مرد یا ... آن مرد در فضای خارج از پوست بدن به جلو برود . تا گیج نشده ام این مساله را تمام میکنم فعلاً بس است . ...
ساعت ده و هفده دقیقه صبح . اَلآن مشغول پاکنویس این خواب بودم ، به این جمله رسیدم که نوشته ام نمیدانم برای رفتن به خارج یا آمدن از خارج سوار هواپیما بودم . با خواندن این جمله متوجه مسائلی شدم .
1 - اول اینکه فهمیدم هر دو مورد صحیح است و من سوار هواپیما برای رفتن به خارج و آمدن از خارج بوده ام . اگر توجه به آن صحنه از خواب شود ، رفتن من به سمت دم هواپیما رفتن به خارج و ... خواندن آن فرد رو به طرف سر هواپیما آمدن از خارج بوده .
2 - در خواب دوم نوشته ام آن دو مرد توی ایوان شکل هم بودند که نشان دهنده یکی بودن آنهاست و چون این دو نفر همان من در حالت چسبیده به پتوی روی طاق هواپیما و آن مرد در حال ... بوده ، من و آن فرد یکی بوده ایم .
3 - من در شرایط چسبیده به پتو روی بدنه هواپیما پیام ارسال شده توسط پوست به خارج ، یا همان نماد رفتن به خارج بوده ام ، و آن مرد در حال ... همان خود من در حالت آمدن از خارج بوده .
4 - در اصل میتوان پذیرفت افکار قبل از بیداری ما ... از طریق پوست بدن به پوست تناسلی رسیده ( من چسبیده به پتو یا حرکت من به سمت دم هواپیما یا آن شخص خوابیده کف ایوان ) پس از تماس با گلانس پنس به سمت تناسلی ( بصورت یک مخروط در تمام جهات ) برگشت میشود ( آن فرد ایستاده به ... روی پتوی پهن شده روی طاق هواپیما یا آن مرد ایستاده توی ایوان در شرایط نگاه به مرد خوابیده )
5 - با توجه به خواب معنی حسینعلی دادخواه تاریخ 8/8/70 میتوانم بپذیرم ارسال امواج الکتریکی مغز ( افکار ما ) به آلت تناسلی از طریق پوست تناسلی به گلانس پنیس و فضای غاری میانی است و بر گشت آن در تمام جهات مخروط از جمله درون و بیرون تناسلی میباشد ، موضوع زاویه مطرح شده و بودن من روی نیمساز این زاویه در خواب معنی حسینعلی دادخواه . به همین دلیل است که با توجه به آن خواب حدس میزنم مخروط مزبور میباید از اول تناسلی شروع شده ( قله مخروط ) و تمام پوست تناسلی و حتی مقداری از پوست ران را پوشش فکری برگشت شده بدهد ( ... خواندن آن فرد ) . برگشت شده از مسیر درون و بیرون تناسلی .        
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرح‌شده در خواب :
هر دو خواب دیده شده در رابطه با این افکار من بوده که نوشته ام دیروز این فکر در من بود که غشاء نیز بستری برای حرکت افکار است حتی غشاء یک سلول).
الف :
تفسیرها : 22/8/75 -
// 21/10/75 / در این خواب صحنه ی سوار بر هواپیما بودن من در حالت چسبیده به پتوی پهن شده روی طاق هواپیما و آن مرد ایستاده روی پتو همان صحنه ی دیدن آن دو مرد توی ایوان که یکی ایستاده و یکی نیمه دراز کش بوده هست و این هر دو داستانی در رابطه با تناسلی مردانه و پوست و فضاهای غاری ی آن است.
// 21/10/75 / من و آن مرد ایستاده روی پتو سوار طاق هواپیما همان مردان ایستاده و خوابیده توی ایوان بوده‌ایم. 2.119 .
// 21/10/75 / مرد ایستاده روی پتو در حال نماز همان مرد ایستاده توی ایوان بوده. 2.120 .
// 21/10/75 / پتوی پهن شده روی طاق هواپیما همان ایوان بوده 2.120 .
// 21/10/75 / مرد ایستاده روی پتو سوار بر طاق هواپیما پیام‌های احساس شده پوست تناسلی انتقال داده شده به بالای مغز از راه پره‌پوس به ختنه‌گاه و گلانس پنیس سپس از راه بافت پیشابراه به بالای مغز بوده. // در تاریخ 15/11/98 به‌روز گردید.
// 21/10/75 / شخص ایستاده روی پتو در طاق هواپیما در حال خواندن نماز همان کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا بوده. 2.120 .
// 21/10/75 / من چسبیده به پتوی روی طاق هواپیما، بخش کوچک شده ی پره‌پوس در تماس با ختنه‌گاه پنیس انتقال دهنده پیام‌های حسی پوست تناسلی به ختنه‌گاه بوده‌ام. // در تاریخ 15/11/98 به‌روز گردید.
// 21/10/75 / پتوی پهن شده روی طاق هواپیما بخشِ دِرمِ پوست تناسلی بوده.  12.235. // در تاریخ 15/11/98 به‌روز گردید.
// 21/10/75 / هواپیما و طاق شکل گُرده ماهی آن، نمادی بوده برای تناسلی. 12.235
// 21/10/75 / دُمِ هواپیما با آن شرایط مطرح شده نمادی بوده برای گلانس پنیس. 12.235
// 21/10/75 / در این خواب آینه دیده شده نمادی بوده برای مرز مشترک بین بدن پر سلولی و پیرامون آن که در این خواب می‌باید دِرمِ پوست پنیس باشد. 12.235. // به‌روز شده 15/11/98 .
// 21/10/75 / در این خواب کُت دیده شده نمادی بوده برای پوست بدن من و اُوِرکت یا کاپشن آبی آسمانی خیلی زیبا نماد اپیدرم بوده که مرز مشترک بین بدن پر سلولی و پیرامون آن است. 12.235
// 21/10/75 / خطوط روی پارچه کاپشن آبی، خطوط اپیدرم پوست بدن  بوده که در این خواب به‌صورت پارچه پِلون هم مطرح شده. 12.25
/ 26/10/75 / باور من این است که خوابهای ما در رابطه با حیات، و کار و فعالیت های جسم پر سلولی ی ما با شروع از نطفه ی خدای هستی تا سلول‌ها، بافت‌ها، و ارگانل‌های سلولی است. به روز شده 15/11/98 .
// 26/10/75 / یادداشت 27/9/75 با عنوان «رؤیا اوج فرهنگ و دانش ما است». اثبات کننده این باور من است که در این یادداشت اثبات شده صحنه دیده شده پارچه پلون، در خواب «کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا» به درستی نگاه به پوست بدن از روی پوست است. 5.51 .
// 2/4/76 / رفتن به خارج، خارج شدن افکار از درون و وارد شدن به پوست بوده. 12.309 .
// 2/4/76 / آمدن از خارج، وارد شدن هر گونه پیام و احساس از پیرامون بدن به درون سه فضا لایه پوست و گیرنده های حسی ی مستقر در پوست است. // به‌روز شده 15/11/98 .
ب :
// پارچه پِلونِ مطرح شده اپیدرم پوست بدن من بوده. //
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافته‌های جدید :
/ 21/8/98 / : در این خواب، خارج نماد فضای آبی رنگ پیرامون، و خارجی نماد بخشهای مختلف پوست بدن من بوده.
/ در حاشیه : اینکه با شناخت و نگاه درون، هفت فضالایه درونی ی ما ایران، و سه فضالایه پوست بدن خارجی محسوب میشوند. برای نمونه در خواب 1/1/69 با سؤال «معنی رؤیا چیست، رؤیا ... » و خواب 16/10/76 با سؤال «پتو یعنی چه، معنی ...». عراق که یک کشور خارجی است نماد پوست بدن من قرار گرفته. 
/ 21/8/98 / کاپشن با رنگ آبی آسمانی در این خواب، نماد فضای آبی رنگ پیرامون بدن در تماس با بخشهای پوست بدن مااست.
/ 21/8/98 / سه چهار تا کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبای خارجی، نماد فضاهای در تماس با سه چهار بخش پوست بدن بوده مانند الف : سی بخش پوست بدن که به‌صورت اُوِرکت آنرا پوشیده بودم. ب : سه بخش پوست صورت که این اورکت یا کاپشن را پوشیده بودم و میخواستم خودم را توی آینه ببینم. ج : ...
/ 21/8/98 / در این خواب 21/8/75، آسمان آبی نماد کل فضای پیرامون من در تماس با بخشهای مختلف پوست بدن من بوده.
/ 21/8/98 / هر دو خواب دیده شده در رابطه با ارتباطات بین پوست پنیس و سایر بخش‌های تناسلی مردانه است.

هیچ نظری موجود نیست: