۱۳۹۳ آبان ۲۱, چهارشنبه

کُت یعنی چه ، معنی کُت چیست

2328
23/1/76
کُت یعنی چه ، معنی کُت چیست
×
2
2

1260
تمام خواب اول : ساعت سه و هفت دقیقه بعد از نیمه شب . بیست دقیقه ای است بیدار شده ام . خواب میدیدم توی بیابانی بودم و داشتم توپی را با پا میزدم و از خود دور میکردم . چند صحنه جور واجور به این صورت دیدم . یک صحنه یادم است در سمت شمال بیابانی بودم و رویم به سمت جنوب بود . توپی را که برایم آمده بود با پا چنان ضربه ای به آن زدم که بیش از حد به جلو در سمت جنوب رفت . این توپ را من باپا توی هوا قبل از افتادن روی زمین زدم و توی هوا هم به سمت جلو رفت . صحنه ای دیگر یادم است توپی را به سمت جنوب غربی زدم که فاصله کمتری جلو رفت و یک جا هم یادم است توپی را به سمت شرق یا شمال شرقی زدم که فاصله کمی جلو رفت . بنظر میرسد این توپ یک هندوانه کوچک گرد بود . بهر صورت من توی بیابان و مشغول زدن پا به توپ بودم . در بعضی جاها احیاناً شخص دیگری در مقابل من توپ را به سمت من میفرستاد ولی درست یادم نیست آن شخص چه کسی بود . صحنه خاص دیگری یادم نیست . فعلا ًبا همان افکار کُت یعنی چه و معنی کت چیست به رختخواب میروم میخوابم . ساعت سه و پانزده دقیقه بعد از نیمه شب .
تمام خواب دوم : ساعت هشت و سی دقیقه صبح . دو ساعتی است بیدار شده ام . بعد از یادداشت خواب بالا و دوباره خوابیدن صبح متوجه شدم خوابی دیده ام که فقط یک صحنه کوتاه آن یادم بود . این صحنه به این صورت است که خواب دیدم بصورت شرقی غربی خوابیده و نگاه من از سمت بالای سر او به او و ناحیه شکم و رانهای او بود . او لباس پوشیده بود و مقداری از لباس او در حد فاصل لباسهای بالاتنه و پائین تنه کنار رفته بود بطوری که پوست ناحیه زیر شکم سمت چپ او پیدا بود . من فکر کردم او مخصوصاً این لباسها را کنار زده تا در دید و نظر من قرار گیرد و من احیاناً به آن قسمت بدن او دست ببرم . نمیدانم از آنجا دست زیر لباس او کردم یا نه ولی یادم است نگاهم به آن قسمت کشیده شد . این خواب صحنه های دیگری هم داشت ولی یادم نیست . .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : هر دو خواب اول و دوم پاسخ به سؤال و در رابطه با ارتباطات قشر منتشر مغز با پوست وگیرنده های حسی مستقر در پوست است 14/7/91 . . من یا دیگران / گفتمان خواب و بیداری : در سمت شمال بیابانی بودم : : من سلول های حرکتی حسی سطح ششم قشر منتشر مغز بوده ام .   . گفتمان خواب و بیداری : بیابان در این خواب : : قشر منتشر مغز . . گفتمان خواب و بیداری : شمال بیابان : بالاترین سطح قشر منتشر مغز .   . گفتمان خواب و بیداری : توپ فرستاده شده توسط من : : پیامهای حرکتی حسی فرستاده شده از بالای مغز به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . . گفتمان خواب و بیداری : پاهای من آکسون سلول های کشیده شده از سطح ششم قشر منتشر مغز تا پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : در سمت شمال بیابانی بودم و رویم به سمت جنوب بود : من بالاترین سطح قشر منتشر مغز در تماس با پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست بوده ام . . گفتمان خواب و بیداری : توپ آمده برای من : : پیامهای حسی حرکتی رسیده به قشر منتشر مغز . . گفتمان خواب و بیداری : کُت سؤال شده : : پوست بدن . . معانی و مفاهیم : توپی را که برایم آمده بود با پا چنان ضربه ای به آن زدم که بیش از حد به جلو در سمت جنوب رفت : : من بالاترین سطح قشر منتشر مغز ناحیه حسی حرکتی هنگام گرفتن توپ آمده ، و ناحیه حرکتی حسی هنگام زدن پا به توپ . . گفتمان خواب و بیداری : سمت جنوب : : بیرونی ترین و پائین ترین بافتهای بدن که پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست میباشد . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : این توپ را من باپا توی هوا قبل از افتادن روی زمین زدم و توی هوا هم به سمت جلو رفت : : پیامهای حسی حرکتی ارسال شده از پیرامون رسیده به ناحیه حسی حرکتی بالای مغز پیش از بایگانی شدن ، توسط ناحیه حرکتی حسی به پیرامون برگشت شده . . معانی و مفاهیم : افتادن روی زمین : : بایگانی شدن در قشر منتشر مغز . .

هیچ نظری موجود نیست: