|
2328
|
23/1/76
|
کُت یعنی چه ، معنی کُت چیست
|
×
|
2
|
2
|
|
1260
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت سه و هفت دقیقه بعد از نیمه شب . بیست دقیقه ای است
بیدار شده ام . خواب میدیدم توی بیابانی بودم و داشتم توپی را با پا میزدم و از
خود دور میکردم . چند صحنه جور واجور به این صورت دیدم . یک صحنه یادم است در
سمت شمال بیابانی بودم و رویم به سمت جنوب بود . توپی را که برایم آمده بود با
پا چنان ضربه ای به آن زدم که بیش از حد به جلو در سمت جنوب رفت . این توپ را من
باپا توی هوا قبل از افتادن روی زمین زدم و توی هوا هم به سمت جلو رفت . صحنه ای
دیگر یادم است توپی را به سمت جنوب غربی زدم که فاصله کمتری جلو رفت و یک جا هم
یادم است توپی را به سمت شرق یا شمال شرقی زدم که فاصله کمی جلو رفت . بنظر
میرسد این توپ یک هندوانه کوچک گرد بود . بهر صورت من توی بیابان و مشغول زدن پا
به توپ بودم . در بعضی جاها احیاناً شخص دیگری در مقابل من توپ را به سمت من
میفرستاد ولی درست یادم نیست آن شخص چه کسی بود . صحنه خاص دیگری یادم نیست . فعلا
ًبا همان افکار کُت یعنی چه و معنی کت چیست به رختخواب میروم میخوابم . ساعت سه
و پانزده دقیقه بعد از نیمه شب . ♠
تمام خواب دوم : ساعت هشت و
سی دقیقه صبح . دو ساعتی است بیدار شده ام . بعد از یادداشت خواب بالا و دوباره
خوابیدن صبح متوجه شدم خوابی دیده ام که فقط یک صحنه کوتاه آن یادم بود . این
صحنه به این صورت است که خواب دیدم ♀ بصورت شرقی غربی خوابیده و
نگاه من از سمت بالای سر او به او و ناحیه شکم و رانهای او بود . او لباس پوشیده
بود و مقداری از لباس او در حد فاصل لباسهای بالاتنه و پائین تنه کنار رفته بود
بطوری که پوست ناحیه زیر شکم سمت چپ او پیدا بود . من فکر کردم او مخصوصاً این
لباسها را کنار زده تا در دید و نظر من قرار گیرد و من احیاناً به آن قسمت بدن
او دست ببرم . نمیدانم از آنجا دست زیر لباس او کردم یا نه ولی یادم است نگاهم
به آن قسمت کشیده شد . این خواب صحنه های دیگری هم داشت ولی یادم نیست . ♠.
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده
شده به مغز : هر دو خواب اول و دوم پاسخ به سؤال و در رابطه با ارتباطات قشر
منتشر مغز با پوست وگیرنده های حسی مستقر در پوست است 14/7/91 . ¶ . من یا دیگران / گفتمان خواب و بیداری : در سمت شمال بیابانی
بودم : : من سلول های حرکتی حسی سطح ششم قشر منتشر مغز بوده ام . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : بیابان در این خواب : : قشر منتشر مغز . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : شمال بیابان : بالاترین سطح قشر منتشر
مغز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : توپ فرستاده شده توسط من : : پیامهای
حرکتی حسی فرستاده شده از بالای مغز به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پاهای من آکسون سلول های کشیده شده از سطح ششم قشر منتشر مغز تا پوست و
گیرنده های حسی مستقر در پوست . ¶ . معانی و مفاهیم /
گفتمان خواب و بیداری : در سمت شمال بیابانی بودم و رویم به سمت جنوب بود : من
بالاترین سطح قشر منتشر مغز در تماس با پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست
بوده ام . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : توپ آمده برای من : : پیامهای حسی حرکتی رسیده به قشر منتشر مغز
. ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : کُت سؤال شده : : پوست بدن . ¶ . معانی و مفاهیم : توپی را که برایم آمده
بود با پا چنان ضربه ای به آن زدم که بیش از حد به جلو در سمت جنوب رفت : : من
بالاترین سطح قشر منتشر مغز ناحیه حسی حرکتی هنگام گرفتن توپ آمده ، و ناحیه
حرکتی حسی هنگام زدن پا به توپ . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سمت جنوب : : بیرونی ترین و پائین ترین بافتهای بدن که پوست و گیرنده
های حسی مستقر در پوست میباشد . ¶ . معانی و مفاهیم /
گفتمان خواب و بیداری : این توپ را من باپا
توی هوا قبل از افتادن روی زمین زدم و توی هوا هم به سمت جلو رفت : : پیامهای
حسی حرکتی ارسال شده از پیرامون رسیده به ناحیه حسی حرکتی بالای مغز پیش از
بایگانی شدن ، توسط ناحیه حرکتی حسی به پیرامون برگشت شده . ¶ . معانی و مفاهیم : افتادن روی زمین : : بایگانی شدن در قشر منتشر
مغز . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آبان ۲۱, چهارشنبه
کُت یعنی چه ، معنی کُت چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر