۱۳۹۳ آبان ۲۰, سه‌شنبه

مسعود مست و لایعقل

2342
18/2/76 
مسعود مست و لایعقل

1
1

1270
چکیده خواب : برای گشت و تفریح به صحرا رفته بودیم ، منظره شبانه ، فضاهای بزرگ به صورت باغ ولی باغ نبود ، در را بست ، ،  بصورت مست  لایعقل تلو تلو خوران بیرون آمد در حالیکه یک بطری عرق دستش بود  ، در صحنه ای بعد در همان مسیری که مسعود رفته بود خودم بودم و آنجا را تپه ای میدانستم که پستی وبلندی تپه مانند با حالت کوهستانی و درخت داشت ، در حال رفتن بودم و چشمهایم بسته بود ، آقای ... قصد رفتن داشت ، ما همگی با ... به صحرا آمده بودیم ، آقای ... پدر مسعود ، ، کودک و خود سوزی ، ...
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : مسعود مست لایعقل : : یک بطر عرق 2.157 . . تفسیرها : - . .

# این تفسیر تکمیل خواهد شد #



هیچ نظری موجود نیست: