|
♣ چکیده خواب : برای گشت و تفریح به صحرا رفته بودیم ، منظره شبانه ،
فضاهای بزرگ به صورت باغ ولی باغ نبود ، ♀ در را بست
، ♀ ، ♂ بصورت
مست لایعقل تلو تلو خوران بیرون آمد در
حالیکه یک بطری عرق دستش بود ، در صحنه
ای بعد در همان مسیری که مسعود رفته بود خودم بودم و آنجا را تپه ای میدانستم که
پستی وبلندی تپه مانند با حالت کوهستانی و درخت داشت ، در حال رفتن بودم و
چشمهایم بسته بود ، آقای ... قصد رفتن داشت ، ما همگی با ... به صحرا آمده بودیم
، آقای ... پدر مسعود ، ♀ ، کودک و خود سوزی ، ...
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : مسعود مست لایعقل : : یک بطر عرق 2.157 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این تفسیر تکمیل خواهد شد #
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر