۱۳۹۳ آبان ۱۴, چهارشنبه

لذت بخش ترین احساس امروز عصر من چه احساسی بوده

2353
3/3/76
 لذت بخش ترین احساس امروز عصر من چه احساسی بوده
×
1
1

1277
تمام خواب : ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه صبح . داشتم خواب میدیدم توی اداره پست بودم . اداره ما جائی مثل حسینیه اعظم ... بغل مرکز فکری کودکان و نوجوانان بود که حالت یک پارک کوچک دارد . در اینجا اداره پست ما بود و من در کنار آقای بودم . از ظاهر امر میدانم در خواب به اداره مراجعه کرده بودم و محل کار من نبود . من در کنار بودم و آمادگی هرگونه کمک به من را داشت . یک احترام خاصی برای من و منهم احترام خاصی برای قائل بودم . مسائلی بر ما گذشت ولی یادم نیست . با حوصله و بزرگ منشی کوشش داشت برایم احترام قائل باشد و خواسته های مرا در حد معقول اجرا کند . یک جا نمیدانم چطور شد که چند برگ ورق دست نویس شده که حالات سؤال امتحانی و پاسخ داشت به من داد و من میدانم اینها سؤالهای امتحانی برای و پاسخهای است . همان ورق اول را نگاه کردم سؤالها یکی دو سه خط نوشته بود و پاسخ ها هم در همین ردیف یا کمتر . بعد نمره های بارم بندی شده هر سؤال را دیدم . به یکی از سؤالها نمره هفتصد و ... داده شده بود که بنظرم رسید نمره بالا و خوبی است . از طرز برخورد هم اینطور فهمیدم که خوشحال است نمره خوبی آورده . بعد یادم است در فکر نمره خودم بودم ، اطمینان داشتم نمره من خیلی کمتر از است ولی در فکرم بود حالا طوری نیست خیلی خیلی کمتر نباشد . مثل اینکه ورق یا ورق های امتحانی خود را به من داد و من به همان سؤال نگاه کردم دیدم نمره من هشتصدو ... است . خوشحال شدم ولی کمی تعجب کردم . یک صحنه دیگر یادم است من در کنار بودم و میدانم لحظات زیادی به سکوت بین ما گذشته بود . مثل اینکه به نظرم رسید فراموش کرده بود من در کنار او هستم ، نمیدانم چه حرکتی از او سرزد که من چنین فکری کردم . بعد یادم است با دست چپ به شانه او در کنار خودم زدم و او بر گشت به من نگاه کرد و متوجه بودن من در کنارش شد . بعد هم نمیدانم چگونه بود که من چیزی مانند صندوق پست پایه دار از برای خودم خواستم و به من داد . میدانستم باید آن صندوق پست پایه دار را توی زمین فرو کنم و چیزهایم را توی آن بگذارم . من صندوق را مال خودم میدانستم ( میدانم ) و متوجه بودم محبت کرده این صندوق را بر اساس خواست من در اختیار من گذاشته . اول مثل اینکه قصد داشتم آن صندوق را همراه خودم ببرم ولی بعد در فکر بودم آنرا همانجا توی زمین کار بگذارم و از آن استفاده کنم . هر چند صندوق مثل صندوقهای پایه دار پست بود ولی جور خاصی بود . میدانم از دو قسمت درست شده بود که یک قسمت توی زمین قرار میگرفت و یک قسمت جدا و سیار بود بنظر من قسمت سیار آن که در صحنه ای در دستم بود یک میله خیلی قطور آهنی چهار گوش بود البته تصویر روشنی از آن در ذهنم نیست ولی میدانم باید آنطور بوده باشد . توضیح آمده در دنباله خواب خوانده شود .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : : : قسمت توی زمین صندوق پستی پایه دار 2.146 . . من یا دیگران : : من در کنار همان میله قطور چهارگوش آهنی و آن قسمت از زمین کنار من بوده که پایه صندوق پستی درون آن قرار میگیرد در اصل خود من تناسلی ام و تناسلی زن کنار من بوده - 4.24 . . درستی دیدگاه : درخوابها و نیمی از یک چیز هستند : : در یادداشت شناخت رؤیا و یکی بودن تصاویر شماره 737 تاریخ 10/3/76 را مطرح شده در خواب لذت بخش ترین احساس 3/3/76 همان قسمت توی زمین صندوق پستی پایه دار دانسته ام . این میرساند قسمت بیرونی با نمادی دیگر یا خود من در خواب ظاهر شده و نیمی از یک صندوق پستی پایه دار بوده . در اینجا یاد خواب معنی 5/9/68  افتادم که در آن توجهم به نصف و نیمه هرچیز بود مثل نگاه توی اطاق از نیمه راه پله یا دیدن نیمی از بدن توی اطاق ویا بخیه زدن دوطرف یک زخم . با این شناخت درستی نظر من در باره خواب کار زوج کروموزوم شماره یک تاریخ 21/4/68 اثبات میشود که عقیده دارم بودن من به همراه سوار بر ماشین سواری و رفتن به طرف مسافرخانه بودن با اسپرماتوزوئید و رفتن به سمت تخمک بوده زیرا اسپرماتوزوئید و تخمک دو نیمه یک انسان هستند و هر کدام میتوانند نمادی برای یک باشد - 30/3/76 - 5.58 . . گفتمان خواب و بیداری : : : تناسلی زن 12.296 . . گفتمان خواب و بیداری : اداره پست : : تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : ... : : آلت تناسلی ... خودم . . گفتمان خواب و بیداری : پارک کوچک : : تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : صندوق پست پایه دار : : تناسلی زن و مرد 12.297 . . تفسیرها : - . . معانی و مفاهیم : : : و در خوابهای من با معنی "هست و نیست" و " پیدا و نا پیدا " و این گونه مفاهیم میباشد در نتیجه در این خواب ضمن اینکه نمادی همانند صندوق پستی است میتواند نماد هر دوبخش پیدا و ناپیدای صنوق پستی در درون و بیرون زمین باشد . .  

هیچ نظری موجود نیست: