۱۳۹۳ آبان ۲۶, دوشنبه

لبها ، چشم ها و دست های من امشب چه احساس لذت بخشی داشته

2320
26/12/75
لبها ،  چشم ها  و دست های من امشب چه احساس لذت  ... 
×
2
3  

1254
چکیده خواب اول : دعوت عروسی به روستایی بودم ، کوچه مرکزی ... ، اقوام های ... و ... ، ریشم بلند بود ، حمام ، قصد داشتم بروم حمام ، سمت شمال ، یکی دو اطاقک با حالت مخروبه ، یکی دو سه زن ، دایی ... با سن و سال نوجوانی ، ، پرسیدن احوال  زن عمو خواهر ،
چكيده خواب دوم : وارد روستایی شده بودم و می خواستم از آن خارج شوم ، کمک به من برای وارد شدن به یک قفس آهنی که اطرافش طوری سیمی بود ، قفس شکل واگن های باری معادن ، حرکت این قفس روی ریل آهنی روی زمین بصورت تپه مانند ، رفتن و بر گشتن این قفس ، کیفی همراهم ، همراهم ، دیدن نوجوانان ، اطاق در پایان سرازیری سمت شرق ، پایه های کوتاه میز یا صندلی ، ، ، زنی سرباز ، قصد سخنرانی یا بحث ، من پشت سر روی صندلی و دست گذاشتن روی پستانهای او از پشت سر ، یک جا یادم است گم شده بود و یک جا یادم است کیف همراهم گم شده بود ( کیفی که آنرا به کول چپ میانداختم )
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : کیف : : 2.136 . . تفسیرها : - . .
# این خوابها تکمیل خواهد شد #

هیچ نظری موجود نیست: