۱۳۹۳ آبان ۱۱, یکشنبه

هسته قرمز در مغز چه کاری انجام می دهد

2379
16/4/76
هسته قرمز در مغز چه کاری انجام می دهد
×
1
1

1291
تمام خواب : ساعت یک و سی و چهار دقیقه بعد از نیمه شب . الان با خوابی ترسناک بیدار شدم . در ذهنم است جائی و با کسانی بودم که مسائل مان مسائل بخصوصی بود  . صحنه هائی گذشت ولی یادم نیست . در دنباله یادم است داشتم  با زنی پیاده به سمت جنوب میرفتم . میدانستم او زن دیگری است ( مردی دیگر ) که او هم دورتر از ما در عالم خود دارد به سمت جنوب میآید . نمیدانم آن شخص پاسدار بود یا اینکه او را کسی مثل آخوند میدانستم . شاید هم شخصی بوده با کاری مثل حمایت از آخوند . من آن زن را در رابطه با آن مرد میدانستم ولی آن مرد کاری به کار ما نداشت . یادم است در مسیر من جاهائی درکنار آن زن و جاهائی خیلی نزدیکتر به او بودم ، همچنین یادم است جاهائی چهره ام درست نزدیک چهره او بود . در صحنه ای یادم است چهره آن زن به سمت جنوب بود و من در سمت راست او اینقدر به او نزدیک بودم که داشتم چهره او را از جائی مثل نزدیک سمت راست صورت او به او میدیدم . مسائل خاصی بود که یادم نیست ولی هرچند میدانستم آن شخص دیگر کمی دورتر و شاید کمی جلوتر از ما در آنطرف آن زن مشغول رفتن است مسائل خودم را با آن زن در رابطه با آن مرد میدانستم . بهر صورت یادم است جائی پایان ماجرا و مسیر بود و شاید توی اطاقی بودیم و میدانم در این فضا یا اطاق گیر آن شخص دیگر که شاید پاسدار بود افتاده ام . نمیدانم اول او به من حمله کرد و من با کارد یا شمشیری میخواستم دفاع کنم . یا بعد از یک تعقیب و گریز مثل اینکه فرار کردم و به پائین فرار کردم . مثل اینکه ما در طبقه بالا بودیم و من به پائین ( پائین بطور عمودی ) فرار کردم . نمیدانم فرارم چگونه بود ولی یادم است از دست آن مرد فرار کردم و او هم با همان شمشیر یا کارد میخواست به من حمله کند . من در طبقه زیر به یک فضا رسیدم که دری بزرگ در سمت شرق داشت . من میتوانستم از آن درب فرار کنم ولی یادم است توی فضاها و ساختمانهای توی همین محوطه فرار کردم و چیزی از شخصی دیگر یادم بود . خواب من در خصوص درگیری ام با آن شخص برایم خیلی ناراحت کننده بود . خلاصه نتوانستم خوابم را آنطور که اتفاق افتاده بود بنویسم فعلاً دوباره میخوابم با همان سؤال کار هسته قرمز در مغز .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: