۱۳۹۳ آبان ۱۷, شنبه

معنی برادر چیست ، برادر یعنی چه

2348
28/2/76
معنی برادر چیست ، برادر یعنی چه
×
2
2

1274
تمام خواب اول : ساعت سه و پانزده دقیفه بامداد . داشتم خواب میدیدم در جائی تپه مانند که شاید سبزه هم داشت بودم . شرایط جور خاصی بود که نمیتوانم تعریف کنم . مثل اینکه آنجا کارهائی انجام شد که یادم نیست . یک بار یادم است کمک میکردم شخص دیگری یک نفر را بکشد . در اینجا یک نفر روبرویم بود و مثل اینکه من او را نگه داشته بودم و منتظر بودم شخص دوم دورتر از من ( دورتر از ما ) با هفت تیر به این شخص گیر افتاده توسط من تیر اندازی کند و او را بکشد . در نظرم است آن شخص هفت تیر بدست معطل کرده بود و من میترسیدم این شخص در اسارت فرار کند . یک صحنه روشن یادم است آن شخص هفت تیر خود را به پاهای این شخص نشانه رفته بود و من منتظر در رفتن تیر از هفت تیر او بودم تا به پای این شخص بخورد . در شرایطی هم حالت و فیگور گرفته شده شخص هفت تیر بدست را مثل کسانی میدانستم که میخواهند به کسی آمپول بز نند . بهر صورت مثل اینکه آن شخص تیر اندازی کرد و ... اینجا صحنه های روشن و جالب زیادی بودکه یادم نیست . در خواب همه چیز درست و معمولی بود ولی الان در بیداری امکان اتفاق افتادن آن صحنه ها به آنصورت نیست . در اینجا کارهائی شد و کارهائی بود که یادم نیست . بعد یک صحنه یادم است توی کوچه باغهائی بودم و دو عدد کپسول شیشه ای آمپول خالی دستم بود . قصد داشتم آن کپسول های خالی شیشه ای آمپول را از خودم دورکنم . اینطور میدانستم که آن فرد با این آمپول ها کشته شده و فکر کردم اگر کسی اینها را دست من ببیند میفهمد من آن شخص را کشته ام . حتی فکر میکردم اگر این آمپول ها را جای قابل دسترسی در آینده هم بیندازم از روی اثر انگشت روی آن میفهمند من بوده ام . بهمین دلیل کوشش میکردم جائی بیندازم که کسی در حال و چه بعداً متوجه این امر نشود . بعد یادم است به نقطه ای رسیده بودم که روبرویم یک پل باریک با شرایط نا مساعد برای جابجا شدن از روی آن جلوم روی رودخانه ای بود . ظاهر امر اینطور بودکه خطر سقوط در آب روی این پل خیلی زیاد است . متوجه بودم کسانی دارند از روی این پل به آن سمت میروند ولی کلاً در نظرم است اطمینان رسیدن به آنطرف در من نبود . پل کمی سرازیر و بعضی جاها حالت پله داشت . پل یک دست و صاف نبود و کلاً کوتاه و پهن و پائین و بالا . بالاخره یک پل در شرایط سیل بردگی و سیل بردن بود . میدیدم بعضی جاها آب از روی پل میگذرد و بعضی جاها آب آنچنان روی پل آمده که امکان رفتن نیست . در اوایل پل مثل اینکه یک مأمور انتظامی بود و جلوکسانی را میگرفت ولی من رفتم و بر اساس همان فکر قبلی که تصمیم داشتم آن دو تا کپسول خالی شیشه ای آمپول توی دستم را دور بیندازم اینجا هم فکرم این بود آنها را توی رودخانه بیندازم چون فکر میکردم به این طریق دست کسی به آن نمیرسد . من داشتم در آن سرازیری ناهموار پل جلو میرفتم و میدیدم کسان دیگری که اکثراً نوجوان بودند میآیند از بغل من رد میشوند و جلو میروند . جائی هم دیدم دوسه تا از آنها از پل به پائینتر پل افتادند ولی آنجا آب به تمام و کمال نبود بلکه هم آب بود و هم زمین بغل پل . بهر صورت مثل اینکه هنگام گذشتن در سمت چپ من مانعی بود که من دستم را به آن میگرفتم و جلو میرفتم و آن کپسولهای شیشه ای آمپول توی دست راستم بود ( قد آن آمپولها حدوداً مثل آمپولهای دومیلی بود ) . در این مسیر یک جا مثل اینکه کسانی هم از روبرو میآمدند و از بغل سمت راست من رد شده پشت سر من میرفتند . یک بار متوجه شدم جوانی از سرازیری پل در جلو من آمد و هنگام گذشتن از کنار سمت راست من خیلی کم گذرا چشمش به دست من افتاد و بدون اینکه او وقت خواندن نوشته روی آمپولها را داشته باشد یا من نشانش بدهم متوجه شد چی توی دست من است و هنگام گذشتن از کنار من گفت ( آمپول سینکا فِلِکسی داشتی نه ) و از کنار من رد شد . من ، هم تعجب کردم و هم ترس برم داشت که حالا میتواند به دیگران بگوید من چی توی دستم بوده و میفهمند من آن شخص را کشته ام . بعد از چند قدمی جلوتر رفتن یادم است با همان دست راست دوتای آن آمپول ها را به سمت چپ رودخانه توی آب انداختم . هر چند خوشحال بودم دیگر کسی نمیتواند آمپول ها را پیدا کند ولی باز توی دلم ناراحت بودم که آن جوان فهمیده .
توضیحات : 1 - یادم نیست در طول زندگی بیداری آمپول سینکا فلکسی دیده باشم . باید مطالعه کنم ببینم اصولاً چنین آمپولی هست یا نه و آیا آمپولی با این نام کشنده است یانه . 2 - مکان اول من وآن تپه احیاناً سبز تقریباً جائی مثل قبرستان محله بالا در تیران بود ولی تمام منظره با این مکان فرق داشت و جور دیگری بود ، در آنجا هنگام کشتن آن شخص روی من به سمت شرق بود . 3 - حرکت من توی کوچه باغها بصورت جنوب غربی به سمت شمال شرقی بود . 4 - میتواند پل دیده شده همین پل رودخانه تیران در سرپل باشد زیرا در نظرم است مسیر طی شده تا رسیدن به پل همین کوچه استاد و آن طرفها بود . البته در خواب منظره کوچه و پل و مسائل آن جور دیگری بود . 5 - اینطور در نظرم است که صحنه کوچه و مسیر رسیدن به پل در خوابهای دیگر من بوده ولی یادم نیست در کدام بوده . ساعت سه و پنجاه دقیقه صبح .
تمام خواب دوم : ساعت هفت و سی و هفت دقیقه صبح . یک صحنه یک سالن دراز مستطیل شکل چهار گوش با طاق کوتاه سمت غرب روبروی خودم دیدم و فکر سالن سینما برای آن بودم اما در نظرم بود آنجا برای سالن سینما بدلیل خیلی دراز بودن و تنگ بودن از نظر عرض خوب نیست . نمیدانم آنجا سالن سینما بود یا گفته شده بود قرار است سالن سینما باشد . بنظر من در این سالن دراز کم عرض با طاق کوتاه ردیف های صندلی وجود داشت ولی تعداد صندلی در هر ردیف یادم نیست . نمیدانم قبل از این صحنه یا بعد ازآن توجهم به یک سالن خیلی بزرگ با طاق خیلی بلند بطرف شرق جلب شد . من اینطور میدانستم که آنجا قسمت به قسمت برای کارهای مختلف درست شده و قسمتی از آنرا هم میدانستم قرار است سالن سینما برای تیران شود . من بخشی از طاق قسمت سالن سینما را که ارتفاع زیادی هم داشت دیدم و آن طاق تقریباً شکل طاق و چشمه های ساختمانهای منازل قدیمی بود ولی یک حالت مدرن و جالبی در خور طاق سالن سینما داشت . مثل اینکه بود که آن حالت طاق را آکاردئونی تشریح کرد . من یک بار هم از کنار بیرون این سالن که میتوان گفت شکل سوله های صنعتی بود به درازی و بلندی این مجموعه نگاه کردم . نگاه من در اینجا به سمت شرق بود و میدانستم قسمت اول سمت شرق این مجموعه احیاناً مسکونی و قسمت بعد آن سالن سینما خواهد شد که طاق اول سالن آن یعنی طاق بالای سِن و پرده را آنطور دیدم . شاید بتوان اینطور نتیجه گرفت که نگاه من به آن دوسالن سینما با طاق کوتاه و دراز به سمت غرب یا طاق بلند وآکاردئونی به سمت شرق از محل پرده سینما و صحنه سِن در جلو آن به سینما بوده ، مثلاً هنگام نگاه کردن به سالن با طاق کوتاه و باریک سمت غرب که صندلی های تماشاچیان را هم دیدم ، نگاه من از جائی مثل پرده سینما و سِن جلو آن به سالن و تماشاچیان بود . هنگام نگاه کردن به سمت شرق که باز مکان من سن جلو پرده سینما ونگاه من از این نقطه به پرده سینما ( بالای پرده سینما در طاق ) و مسائل دور تر از پرده و پشت پرده سینما بوده منتها در اینجا من طاق سینما را که میتواند طاق پرده و سن جلو آن باشد بصورت خیلی بلند با حالت قوسی و حالت آکاردئونی دیدم . در خواب ، من میدانم حتماً بود ولی فرد مشخص دیگری در ذهنم نیست . توضیح : در نظرم است وقتی از سمت شمال این سالن کنار دیوار به ادامه این مجموعه یا سوله به سمت شرق نگاه میکردم بنظرم آمد دیوار شمالی این مجموعه ( سالن ، سینما ، سوله ، مجموعه مسکونی تجاری ) از محل ایستادن من به سمت شرق یک دیوار معمولی اینگونه سوله ها است ولی از محل به پشت سر من تا ادامه به سمت غرب دیواری گلی و قدیمی است . حتی این گلی و قدیمی بودن را تا رسیدن به طاق و طاق هم میدانستم . البته اینطور در نظرم است که قسمت روبروی من طرف شرق هم این دیوار را داشته ولی فعلاً میدیدم آن دیوار وجود ندارد .
توضیحات و یافته ها : 1 - با توجه به تمام موارد میباید آن سالن یا سوله یا مجموعه مسکونی تجاری و ... نمادی برای تناسلی و مکان من هنگام نگاه به سمت شرق از نقطه ای مانند پوست روی تناسلی در محل ختنه گاه و هنگام نگاه به سمت غرب احیاناً فضای غاری میانی باشد . 2 - ساعت دو وچهل و دو دقیقه عصر . الان موقع پاکنویس یادم آمد دیشب در صحنه ای از خواب دوم سری جدا شده یکی از آمپول های شیشه ای را بصورت خاصی دیدم . اینطور در نظرم است که سری آمپول شیشه ای بصورت گرد یک دست مثل آمپولهای زمان بیداری نبود بلکه در محدوده قسمت بر جسته و دایره مانند سر آمپول حدود چهار قسمت نیم دایره برجسته ( و شاید بیشتر ) قرار داشت ضمناً میدانستم قسمت بریده و جدا شده سر آمپول جدا شده از قسمت باریک گردن آمپول نیست بلکه آن سری آمپول بصورت تعریف شده جدا شده از تنه اصلی آمپول بود و چیزی از گردن باریک آمپول و وجود آن در ذهنم نبود . 3 - در رابطه با پل دیده شده نوشته ام پل یک دست و صاف نبود و کلاً کوتاه و پهن و پائین و بالا ، و بالاخره یک پل در شرایط سیل بردگی و سیل بردن بود . 4 - پل به سمت مقابل یعنی به طرف شرق سرازیر بود . 5 - پل باریک بود و پهن نبود ، نمیدانم چرا آنرا بعد از باریک بودن پهن نوشته ام . 6 - آن نو جوانان که از سمت راست من روی پل میخواستند جلو بزنند پائین پل در سمت راست افتادند 7 - مسیر حرکت آب به سمت چپ مسیر من یعنی به سمت شمال بود .  
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : سری آمپول : : سالن خیلی بزرگ با طاق بلند 2.146 . . همانند و یکی بودن : : : یکی از برجستگی های سری آمپول شیشه ای 2.147 . . گفتمان خواب و بیداری : پل : : مرز مشترک درون و بیرون 12.297 . . گفتمان خواب و بیداری : سری آمپول شیشه ای : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : بدنه آمپول شیشه ای ( بدون سر ) : : فضای غاری میانی پنیس . . گفتمان خواب و بیداری :  دیوار شمالی به حالت دیوار سوله : : پوست گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار شمالی به حالت دیوار گلی : : پره پوس . . گفتمان خواب و بیداری : طاق سالن سینما با حالت آکاردئون : : قسمت برجسته گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : سالن مستطیل دراز با طاق کوتاه : : فضای غاری میانی تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : سالن خیلی بزرگ با طاق بلند : : گلانس پنیس 12.298 . . پزشکی : کارهای مختلف گلانس پنیس : : با توجه به یادداشت 6/3/76 تفسیری بر خواب معنی برادر تاریخ 28/2/76 معلوم میشود گلانس پنیس کارهای مختلفی به عهده دارد از جمله سالن سینما بودن برای ... ، این برداشت به این دلیل بدست آمده که در این خواب یک جا یک سَری آمپول شیشه ای بصورت خاص دیدم ودر صحنه ای دیگر یک سالن خیلی بزرگ با طاق بلند که میدانستم آنجا قسمت به قسمت برای کارهای مختلف است ، از آنجا که این دو نماد را سمبلی برای گلانس پنیس میدانم آن قسمت به قسمت بودن سالن همان برجستگی های مختلف روی سری آمپول و در اصل همه اینها نشان دهنده توان کارهای مختلف برای گلانس پنیس است 12/3/76 - 16.17 . . تفسیرها : 6/3/76 - 8/3/76 - . . گفتمان خواب و بیداری : : : فضای غاری میانی تناسلی . . معانی و مفاهیم : برادر : : هرچند براادر سؤالی است که من کرده ام و اسمی از برادر در خواب نیامده برادر در این خواب و خواب معنی دادخواه تاریخ 24/8/71 پیامهای مردانه که همان مرد یا ذرات بنیادی جاذبه باشد بوده که زمان نزدیکی بین دو دستگاه تناسلی زن ومرد رد و بدل میشود . . همانند و یکی بودن : دو عدد کپسول شیشه اي آمپول خالی دستم  : : سري آمپول دو ميلي خالي در خواب 8/3/76  تکرار یک صحنه از خواب در شبی دیگر 9/12/89 . . درستی دیدگاه / گفتمان خواب و بیداری / اولین ها : از محل ایستادن من به سمت شرق یک دیوار معمولی اینگونه سوله ها است ولی از محل به پشت سر من تا ادامه به سمت غرب دیواری گلی و قدیمی است . حتی این گلی و قدیمی بودن را تا رسیدن به طاق و طاق هم میدانستم . البته اینطور در نظرم است که قسمت روبروی من طرف شرق هم این دیوار را داشته ولی فعلاً میدیدم آن دیوار وجود ندارد : : امروز 23/10/90  با پاکنویس کردن این خواب در این فایل کامپیوتری متوجه شدم اولاً درستی این نظر من اثبات گردیده که در زمان دیدن رؤیا نگاه خواب بیننده نگاه از درون به سمت بیرون بدن است ، دوماً در این خواب با نگاه از درون به یک مورد از تغییرات جسمی پیرامونی مثل برداشتن بخشی از پوست پنیس اشاره شده . قابل توجه اینکه در این خواب دیوار گلی سمت غرب پوست پنیس بوده و دیوار سمت شرق پره پوس ( پوست پنیس پوشش دهنده یِ ختنه گاه و گلانس پنیس ) ، که طبق گفته خواب قبلاً بوده ولی الان نیست . 23/10/90 . . گفتمان خواب و بیداری : یک سالن دراز مستطیل شکل چهار گوش با طاق کوتاه سمت غرب روبروی خودم دیدم : : فضای غاری میانی پنیس با نگاه از درون ختنه گاه پنیس به آن . 24/10/90 . . گفتمان خواب و بیداری / معانی و مفاهیم : نمیدانم آنجا سالن سینما بود یا گفته شده بود قرار است سالن سینما باشد : : آنجا که فضای غاری میانی پنیس با نگاه از ختنه گاه پنیس به آن بوده در بیداری سالن سینما و در دوران خواب چنین نمیباشد . .گفتمان خواب و بیداری : یک سالن خیلی بزرگ با طاق خیلی بلند بطرف شرق : : گلانس پنیس با نگاه از درون ختنه گاه پنیس به آن . . همانند و یکی بودن : : : سالن خیلی بزرگ با طاق خیلی بلند بطرف شرق . . گفتمان خواب و بیداری : : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری / معانی و مفاهیم : در این سالن دراز کم عرض با طاق کوتاه ردیف های صندلی وجود داشت ولی تعداد صندلی در هر ردیف یادم نیست : :  درخواب صندلی با این مفهوم ظاهر میشود که چند سلول یا بافت و یا اعضای بدن با ورودی های متفاوت خود ، در ارتباط با هم  خروجی یا خروجی های مشخص داشته باشند . 24/10/90 . . معانی و مفاهیم : چند روز است توجهم به این خواب و مسائل آن جلب شده یکی از آنهاآمپول سینکا فلکسی است که از طریق جستجو در اینترنت به این جوابها رسیده ام . سینکا پودری است سفید تر از مل . از این پودرعلاوه بر استفاده در کارخانه های رنگ سازی یرای ساخت بتونه روغنی نیز استفاده میکنند . سینکا کار روان کردن را انجام میدهد . از سینکا برای ساخت رنگهای ترکیبی نیز استفاده میشود . اما در باره فلکسی یکی اینکه فلکسی نوعی چاپ سطوح بزرگ تبلیغاتی است و در گروه داروها نوعی کپسول روغن کتان با نام تجاری فلکسید هست . با این شناخت اولیه ، من توجهم به خواب بهشت و جهنم چیست واقعیت است یا زائیده خیال 10/12/67 افتاد که دیده ام کودکی یک نقاشی روی لحاف کرسی کشیده و من درحال جارو کردن آن نقاشی از روی لحاف کرسی بودم . بعداً هم با شناخت مفاهیم آن خواب به این نتیجه رسیدم که در رابطه با تناسلی است . اکنون با یکی کردن این دو خواب به این نتیجه میرسم که پوست بدن و گیرنده های حسی جمع کننده احساسهای پوست مثل تناسلی ، مقعد ، کف دستها و ... تصویر سازان احساسهای بخشهای پوست و گیرنده های حسی در ارتباط با آن هستند .  این تصویرها درخواب بصورت  تصور وخیال از واقعیتهای درون ، و در بیداری بصورت دیدن و شنیدن و درک انواع احساس  های واقعی بیداری است . 25/10/90 . . گفتمان خواب و بیداری : سالن دراز مستطیل شکل چهار گوش با طاق کوتاه سمت غرب : : فضای غاری میانی پنیس بدون ختنه گاه و گلانس پنیس با نگاه از مرز ختنه گاه و آن سالن به آن . . گفتمان خواب و بیداری : سالن سینما : : فضای غاری میانی پنیس بدون ختنه گاه و گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری :  سالن خیلی بزرگ با طاق خیلی بلند بطرف شرق : : گلانس پنیس با نگاه از مرز ختنه گاه به آن . . گفتمان خواب و بیداری : سالن سینما برای تیران ( بعداً  ) : : ختنه گاه پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : میدانستم قسمت اول سمت شرق این مجموعه احیاناً مسکونی : : گلانس پنیس از نوک آن تا بالاترین نقطه که مرز با ختنه گاه باشد . . من یا دیگران : نگاه من به آن دوسالن سینما با طاق کوتاه و دراز به سمت غرب یا طاق بلند وآکاردئونی به سمت شرق از محل پرده سینما و صحنه سِن در جلو آن به سینما بود : : من مرز بین ختنه گاه و گلانس پنیس ( پرده سینما ) ، و ختنه گاه بوده ام . .

هیچ نظری موجود نیست: