۱۳۹۳ آذر ۸, شنبه

رؤیاها و مفاهیم آنها نمایاندن اوج فرهنگ و دانش ماست

2256
27/9/75
رؤیاها و مفاهیم آنها نمایاندن اوج فرهنگ و دانش ماست



×

تمام یادداشت و یافته‌ها : ساعت ده صبح . توجهم به خواب کاپشن یا اورکت آبی آسمانی زیبا 21/8/75 جلب شد و مشغول خواندن آن شدم، قبل از رسیدن به موضوع جنس پارچه کاپشن دیده شده یاد برجستگی‌های خاص روی پارچه دیده شده افتادم، یک لحظه به نظرم رسید پوست سر انگشتان ما دارای خطوط برجسته است و فکر کردم شاید منظور خواب من همین خطوط بر جسته سر انگشت باشد. برای اطمینان نگاهی کردم و بعد با ذره بین به سر انگشتم نگاه کردم، دیدم نوع برجستگی همانند صحنه دیده شده در خواب است هر چند می‌دانستم در خواب آنها را به صورت گِرد و منحنی ندیدم. بعد فکر کردم ممکن است صحنه دیده شده شکل نقاط دیگر پوست بوده و با ذره بین به پوست مچ دست راستم نگاه کردم. با دیدن پوستم زیر ذره بین آه دلنشینی از نهادم برآمد و متوجه شدم درست همان صحنه دیده شده در خواب پیش رویم است و برایم بالای هزاران در صد اطمینان حاصل شد که   صحنه دیده شده در خواب همین پوست بدنم بوده چون عیناً برجستگی‌های خطی دیده شده پارچه به همین صورت بود. بعد یاد کلمه (پِلون ) افتادم که نام آن نوع پارچه مطرح شده در خواب بود، فکر کردم شاید پلون که یک اسم خارجی است در رابطه با پوست باشد، به همین دلیل اول به دیکشنری دانشجویی آکسفورد مراجعه کردم، در صفحه 458 این کتاب متوجه کلمه pell شدم که جلو آن نوشته شده بود پوست، نوشتنی، رَق، طومار پوستی. و به این ترتیب به اطمینان رسیدم که اولاً باید کلمه پلون در زبان انگلیسی در رابطه با پوست باشد دوماً صحنه دیده شده خواب همان دیدن پوست بدن بوده. بعد روی این مسئله فکر کردم که من در بیداری در چه زمانی و کجا به این مسئله واقف شده و دانسته‌ام بین پارچه پلون و پوست ارتباط است. آیا توی کتاب‌ها خوانده‌ام، از تلویزیون دیده و شنیده‌ام، و یا جایی در باره آن کسی به من اطلاعات داده. هرچند فکر زیاد کردم ولی به نتیجه نرسیدم، بعد یادم آمد چند ماهی پیش ... تعریف کرد توی اداره بیمه ...یا آزمایشگاه نزدیک بیمه زنی روستائی دیده که یک پیراهن پلون قدیمی پوشیده بوده و ... از او خواسته آن پیراهن را به او بفروشد، دلیل خواست خودش را هم این‌طور گفته که قصد داشته آن پارچه را پاره کند و از تکه‌های آن کیسه حمام برای عروس‌ها بدوزد، بالاخره با آن پیرزن روستایی به توافق رسیده و آن پیراهن را خریداری کرده. بعد ... آن را نشان ما داد دیدم واقعاً قشنگ و زیبا است. من دلیل کیسه حمام کردن آن را پرسیدم ... گفت پارچه پلون بهترین پارچه برای کیسه حمام است. او گفت این نوع پارچه به‌دلیل زیبایی و قشنگی برای کیسه حمام عروس خوب است. من آن روز با دست کردن زیر پارچه آن پیراهن زیبایی آن را تحسین کردم و متوجه خطوط برجسته روی آن شدم که جور خاصی بود. اَلآن فکر می‌کنم ممکن است مغز من در گذشته به معنی کلمه پلون شناخت داشته و اگر هم چنین نبوده در آن روز بخصوص با دیدن آن پارچه پلون و لمس آن مغز من این ارتباط را برقرار و به آن شناخت پیدا کرده یعنی فهمیده برجستگی‌های پارچه پلون چیزی همانند برجستگی‌های پوست بدن خودمان است. ساعت دوازده و پنجاه دقیقه ظهر. اَلآن برای اطمینان بیشتر، اول به فرهنگ فارسی انگلیسی آریانپور مراجعه کردم چیزی در این مورد ندیدم چون کلمات دیگری برای پوست بکار رفته بود بعد به واژه نامه پزشکی ویژه مراجعه کردم در صفحه 790 خط آخر در رابطه با معنی کلمه pella  نوشته شده : پوست، لاپوست، درم و جلد. حالا چرا در فارسی بجای پلا پِلون گفته شده نمی‌دانم.

هیچ نظری موجود نیست: