|
2293
|
23/11/75
|
سگ سیاه، سگ سفید
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام خواب دایزه
... : ساعت هشت و سیوپنج دقیقه
صبح. با توجه به یادداشت شناخت بالای نود درصد شماره 143 در رابطه با خواب دایزه
... و تحقیق بر روی آن پریروز عصر منزل دایزه رفتم و با پیش آمدن صحبت از او
خواستم بار دیگر خواب خودش را برایم بازگو کند. این خواب در رابطه با جوانیهایش
است و یکی دو بار دیگر هم برایم تعریف کرده. قصد من از سؤال دوباره یادداشت آن بهصورت
واقعی آن بود. او گفت بعد از عروسیاش بیشتر روزها برای دیدن مادرش از خانه شوهر
به منزل مادرش میرفته و مسیر او از خانه خودشان به ترتیب جلو دکان ... و بعد
جلو منزل استاد ♂ و بعد از پیچهای متعدد کوچه، به
منزل قدیمی مادریاش که جایی مثل نزدیک منزل فعلی دایزه ... بوده میرفته. او
گفت یکشب خوابدیده داشته در همین مسیر به سمت منزل مادرش میرفته، درجایی مثل
فِرَخ چالی نزدیک منزل مادرش سگ سیاهی را دیده که بنای واقواق کردن و شروع حمله
به او نموده. دایزه گفت من ترس حمله آن سگ سیاه را به خودم داشتم و در فکر رد
شدن از اینجا بودم که دیدم از پشت دیوار آنطرف، سگ سفیدی بیرون آمد و گفت این
همینجوری و بیخودی وبال مردمه کاری به او نداشته باش و برو. دایزه گفت صبح
وقتی بیدار شدم تعجب کردم این چه خوابی بود ما دیدیم و بعد (شاید گفته بعدازظهر)
برای دیدن مادرم خواستم به منزل آنها بروم. وقتی به همان نقطه یعنی به فِرَخ
چالی دیدهشده در خواب رسیدم دختر آقا ... را که عقل درست و حسابی نداشت در همین
نقطه دیدم، به او سلام کردم و احوالش را پرسیدم، گفتم حالت خوبه. دایزه میگفت
با سلام کردن من و احوالپرسی، او شروع به حرف زدن کرد و وبال من شد که حالم را
برای چی میپرسی مگه میخواستی حالم خوب نباشه و ... دایزه ادامه داد من در این
لحظه هاجوواج ماندم که یعنی چه من که حرف بدی نزدم. در همین موقع زن ... که یک
چارقد سفید سرش بود (روسری سفید) از پشت دیوار مثل دیوار خواب شب قبل بیرون آمد
و به من گفت کاری به او نداشته باش او همینطور است بیخودی وبال دیگران میشود.
دایزه خوابش را کاملتر و جالبتر تعریف کرد ولی من نمیتوانم به همان صورت
تعریف کنم. نتیجهگیری دایزه این بود که خواب شب قبل او درست به همان صورت دیدهشده
تعبیر شده و او در همان مکان دیدهشده در خواب آن دو زن را دیده. دلیل دایزه
برای یکی بودن خواب و دیدن آن زنها این بود که آن سگ سیاه را دختر آقا ... میدانست
و آن سگ سفید را آن زن آشنا با چارقد سفید. توضیح اینکه ... . ♦
توضیحات و یافتهها :
1 - در فرهنگ محلی تیران فِرَخ چالی به نقطهای از مسیر یک کوچه میگویند که
بازتر از سایر نقاط کوچه باشد. منظور دایزه فرخ چالی بعد از منزل استاد ♂
بود که بعد به سقاخانه و خانه ... میرسد . 2 - ازنظر دایزه دختر ... ، زنی بوده
نیمه دیوانه که بیخودی وبال مردم میشده. 3 - زن دوم دیدهشده هم زنی وبال بوده
ولی دانایی او بیشتر از دختر ... بوده . 4 - ¶ دایزه سگ
سیاه را دختر ... و سگ سفید را آن زن با روسری سفید میدانست . 5 - چارقد در
فرهنگ مردم تیران همان روسری است.
یافتهها : الف : ¶ ازنظر
دایزه ... اتفاقات فردای دیدهشده تعبیر شدن خواب است و ازنظر او خوابش تعبیر
شده . ب : ¶ ازنظر
من داستان خواب نشاندهنده یک نزدیکی جنسی بدون احساس و بدون تمایل زن بوده که
همان شب یا یکی دو سه شب قبل پیشآمده. به نظر من ... یک نزدیکی جنسی بدون رضایت
داشته . ج : با شناخت من ¶ فِرَخ چالی دیدهشده نمادی بوده برای
تناسلی زنانه . ¶
سگ سیاه دیدهشده نمادی
بوده برای احساس جنسی گرفتهشده از تناسلی مرد و ¶ سگ سفید نمادی
بوده برای احساس جنسی دستگاه تناسلی او . دال : ¶ سگ سفید در
شرایطی میتواند ... خود او هم باشد. البته مادر او با معنی و مفهوم مجموعه
احساسهای جنسی و در کل مجموعه احساسهای جنسی تناسلی او بوده .
یافتهها : .
¶ . گفتمان خوابوبیداری : سگ سیاه : : تناسلی مرد 12.264 . ¶ . گفتمان خوابوبیداری : سگ سفید : : تناسلی زن . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: فِرَخ چالی : : تناسلی زن 12.264 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان خوابوبیداری :
فِرَخ چالی : : واژن . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۲, یکشنبه
سگ سیاه، سگ سفید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر