۱۳۹۳ آبان ۲۰, سه‌شنبه

تفسیر خواب کار سرهای گِرد روی کریستا های میتوکندری

2344
25/2/76
تفسیر خواب کار سرهای گِرد روی کریستا های میتوکندری



×

تمام تفسیر و یافته ها : ساعت ده صبح . در تاریخ 10/3/75 با سؤال کار سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری خوابی دیده ام که تا امروز شناخت قابل توجهی از آن نداشتم . حدود یک ساعتی پیش توجهم به مینی بوس و دفتر خانه اسناد رسمی در این خواب جلب شد و حدس زدم این خواب میتواند در رابطه با میتوکندری های گیرنده های لبها باشد . بعد سه چهار یادداشت شناخت در این باره نوشتم و چون متوجه مسائل جدیدی شدم بهتر دیدم یک تفسیر کامل براین خواب بنویسم . 1 -  با توجه به مربوط بودن مینی بوس درخوابهای من به لبها این خواب میتواند در رابطه با لبها باشد . 2 - با مطرح شدن دفتر اسناد رسمی درخواب توت یعنی چه تاریخ 3/11/74 و مربوط بودن آن به میتوکندری فکر میکنم دفتر اسناد رسمی مطرح شده در خواب کارسرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری نیز در رابطه با میتوکندریها باشد . 3 - در این خواب دو نماد قبله و حاجی مطرح شده . بنظر من این دو نماد یکی و هر دو چیزی مانند ... در خوابهای دیگر من است . 4 - میدان بابائی در خواب بیشترین و لذتبخش ترین احساس 4/7/75 و ماشین خاور در خواب معنی مرده 1/4/70 نماد هائی بوده برای تناسلی . بنظر من میدان بابائی و ماشین خاور در این خواب هم نمادی بوده برای تناسلی . در اصل میباید میدان بابائی و ماشین خاور در این خواب یکی و هر دو نمادی برای تناسلی مرد باشد . 5 - فکر میکنم خیابان طالقانی جنوبی در این خواب نمادی باشد برای پوست بدن تا رسیدن به ناحیه تناسلی ( میدان بابائی ) . 6 - میدانم امام و امامزاده در رابطه با افکار و گردش افکار است که یک مورد آن خارج شدن اصوات از گلو ( امامزاده ) و دوباره وارد شدن این صدا به گوش است . فعلاً نمیدانم خواب کوچه امامزاده چه معنی میدهد ولی با توجه به مینی بوس میتواند در رابطه با دهان ، و با توجه به سؤال و پاسخ داده شده در خواب در رابطه با افکار و اطلاعات وارد وخارج شده از سرهای گرد روی کریستاها باشد . 7 - نوشته ام نمیدانم شخص متصدی آن دفتر چیزی روی آن وسیله داده شده ما به او نوشت یا چند بار آنرا با چکش کوبید . من در این خواب دفترخانه را چیزی مانند کارگاه دانسته ام ، مسلم است کار در دفترخانه نوشتن ، و کار در کارگاه کوبیدن است . 8 - به این ترتیب دفترخانه اسناد رسمی و کارگاه در این خواب یکی و مانند هم بوده ، همچنین با توجه به مربوط بودن دفتر اسناد رسمی به میتوکندری میتوان پذیرفت کارگاه مطرح شده در این خواب هم همان میتوکندری باشد . 9 - با توجه به سؤال انجام شده که کار سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری است میتوان پذیرفت ، بر روی اطلاعات وارد شده به میتوکندری  ( وارد شده به سرهای گرد روی کریستاها ) کاری انجام میشود و این کار در این خواب میباید همان نوشتن ( دفتر اسناد رسمی ) و کوبیدن ( کارگاه ) باشد . 10 - در این خواب دو زن ... مطرح شده که با توجه به کار ... در جامعه این دو زن ... باید همان دفترخانه و کارگاه این خواب باشند با این شناخت که در فرهنگ مغز من کار ... و زنان ... یک کار فرهنگی و سرکوبی است . 11 - با این ترتیب میتوان پذیرفت روی اطلاعات وارد شده به میتوکندری ها و سرهای گرد روی کریستاها دو کار اداری و کارگاهی یا فرهنگی و فنی انجام میشود که باید در مطالعات من مورد توجه قرار گیرد . با شناخت موضوع ردیف ده و یازده میتوان قبول کرد آن زن طرف من ( که او را همان مرد وارد شده به آن خانه میدانستم ) همان حاجی یا شق فرهنگی زنان ... و زنِ دوم شق سرکوبگر ... یا همان کوبیدن مطرح شده در این خواب باشد . 13 - به این ترتیب زن جوان دیده شده در میان آن دو زن میتواند اطلاعات جدید وارد شده به میتوکندری و سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری باشد . مثلاً در رابطه با این خواب و مکان آن که میباید لبها باشدآن زن جوان احساس بوسه دریافت شده از پیرامون وارد شده به میتوکندری سلولهای گیرنده این احساس در لبها بوده . 14 - در توضیحات نوشته ام چهره زن دیده شده مانند زنان ... روستائی مثلاً درچه ای یانصرآبادی وآن حدود بود که دخالت در کار دیگران میکنند . قبلاً فهمیده ام نماد دُرچه در خواب در رابطه با میتوکندری است ، در اینجا هم میباید درچه در رابطه با میتوکندری باشد و اگر کلمه چه را به معنی کوچک بدانیم دُرچه ( با معنی دُرِ کوچک ) میتواند نماد سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری باشد . ضمناً نماد نصرآبادی هم بدلیل معنی نصرکه یاری کردن و کمک کردن است میتواند همان یاری دادن آن دو زن به آن زن جوانتر باشد . در اصل زن طرف من و صحبت او در باره حاجی میتواند همان نصرآباد و زن بغل زن جوان همان درچه یا سرکوبگری آن زنان ... باشد . کلمه قبله در این خواب همان کلمه حاجی و همان کار فرهنگی مطرح شده در این خواب است . 16 - با جمع بندی تمام موارد میتوان پذیرفت اطلاعات وارد شده به سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری ( زن جوان ) تبدیل به سه اطلاعات خارج شده از این سرهای کروی میگردد . یکی همان اطلاعات قبلی ( زن جوان در میان دوزن دیگر ) و یکی اطلاعات فرهنگی و نوشتاری که در این خواب با نماد های لبخند ، خجالت ، حاجی ، قبله و زن ... نصرآبادی ظاهر شده و یکی اطلاعات سومی که حالت کارگاهی ، کوبندگی ، سرکوبگر ، و امثال آن دارد . 17 - بنظر من اطلاعات فرهنگی خارج شده از سرهای کروی بر روی کریستاهای میتوکندری همان افکار درگردش پوست ( درون یا روی پوست ) بدن است که در این خواب با نماد های حاجی ، قبله ، لبخند ، خجالت ، آن زن ... نصرآبادی و نگاه از بالای خانه ها به سمت جنوب تصویر شده . 18 - نوشته ام از همانجا ( توی دفترخانه یا کارگاه ) توجهم از بالای دیوار جنوبی آن خانه و دیوارهای خانه های دیگر به کوچه امامزاده محل قراردادن مینی بوس جلب شد ، دیدم مینی بوس نیست و کمی ناراحت شدم ولی دیدم جای مینی بوس یک ماشین خاور ایستاده . البته من از توی خانه و از بالای دیوارها بالای اطاق عقب و طاق اطاق جلو خاور را دیدم . بنظر من این طرز نوشتن به این معنی است که اطلاعات درونی سرهای گرد روی کریستاهای میتوکندری ( در این خواب گیرنده های حسی لبها ) پس از خارج شدن از این سرهای گرد ، در تماس با پوست بدن قرار گرفته ( نوع فرهنگی آن ) از طریق پوست ( روی پوست یا درون پوست ) به تناسلی میرسد ( ماشین خاور ) . 19 - اگر توجه شود نوشته ام از بالای دیوارها بالای اطاق عقب و طاق اطاق جلو خاور را دیدم . چون ماشین خاور نمادی برای تناسلی است اطاق عقب میتواند نماد پوست و احیاناً دو فضای غاری شکل در کنار فضای غاری شکل میانی و اطاق جلو ، نماد حشفه تناسلی باشد . به این ترتیب بالای طاق اطاق عقب ، فضای در تماس با پوست تناسلی و طاق اطاق جلو فضای در تماس با حشفه تناسلی است . 20 - در بیداری اطاق جلو خاور تقریباً شکل جلو ماشین مینی بوس است و من شخصاً از دور با دیدن ماشین خاور یا مینی بوس در تشخیص و فرق آنها میمانم فکر میکنم علت ظاهر شدن و مطرح شدن ماشین خاور جای مینی بوس غیر از نماد بودن ماشین خاور برای تناسلی همانند بودن و کار همانند داشتن لبها و حشفه تناسلی است به دلیل اینکه دریافت احساس از پیرامون توسط هر دوتای این بافتها بصورت لمس و تماس با بافتهای دیگر است که این هم نوعی بوسه و تماس است . ( مینی بوس به معنی بوسه کوتاه ) .

هیچ نظری موجود نیست: