۱۳۹۳ آبان ۲۱, چهارشنبه

با توجه به افکار و رفتار امروز میخوابم

2330
24/1/76
با توجه به افکار و رفتار امروز میخوابم
×
1
1

1261
تمام خواب : ساعت پنج و چهل دو دقیقه صبح . یک صحنه اینطور یادم است که سوار یک ماشین شورلت قدیمی بودم و ماشین من بطور غربی شرقی روبروی مغازه که سمت راست من بود ( در سمت جنوب ) ایستاده بود . یادم است برای من کاری کرده بود و در رابطه با آن کار ، آمد به طرف ما چیزی به من داد ، ولی من اینطور در نظرم است که با او یک حالت قهر نرمال داشتم و صحبت نمیکردم ، بعد با این ماشین شورلت قدیمی از اینجا به سمت شرق حرکت کردم در حالی که یادم است هم با من بود ، زمین جلو مغازه هموار و کمی جلوتر ناهموار بود بطوریکه یک سربالائی کوتاهی جلو ما بود ، یادم است برای رفتن از این سربالائی به بالا من پیاه شده بودم و داشتم با دست راست ، یک دستی ، این ماشین شورلت را هل میدادم ، در همینجا در یک صحنه یادم است آن ماشین حالت یک دو چرخه داشت و روی میل جلو دو چرخه یک وری نشسته بود و من داشتم با دست راست خودم دو چرخه را توی سربالائی هل میدادم ، در نظرم است جلو دکان و اینجا ( فضای سمت چپ در طرف شمال ) مغازه و خانه ای نبود ولی جلوتر بالای سربالائی کوچه ای شمالی جنوبی بود که طرف شرق آن مغازه بود ، بعد یک صحنه یادم است شناسنامه و خانواده او در دست من بود و قرار بود من بروم با دادن آن شناسنامه ها دفترچه ای بگیرم ، در خواب همه چیز مرتب و بجا و معنی دار بود اما الان بعضی صحنه ها در نظرم نیست ، یادم است به شناسنامه های توی دستم نگاه کردم و کاملاً متوجه آنها بودم ، آن شناسنامه ها با شناخت زمان بیداری مثل شناسنامه های فعلی زمان بیداری نبود ولی در خواب شناسنامه ها با همان ریخت و قیافه مخصوص خود ، شناسنامه ای صحیح و درست بود ، فقط یک جا به نظرم رسید یکی از شناسنامه های خانواده قدیمی است یعنی از شناسنامه های قدیمی است که عوض نشده ، البته این در حالی بود که شناسنامه های دیگر هم نسبت به حقیقت بیداری جور دیگری بود ، یک جا توجه داشتم شناسنامه خود را باز کنم تا عکس آنرا ببینم و یک جا هم فکری از شناسنامه همسر در شناسنامه هایم داشتم ، یک جا یادم است یکی از شناسنامه ها را باز کردم خواندم و متوجه شدم اسم فرزند ( شاید فرزند ) است ، البته قبل از باز کردن و خواندن متوجه بودم نام او در شناسنامه است ولی وقتی شناسنامه را باز کردم و خواندم متوجه شدم توی شناسنامه نام او فراشیز نوشته شده ، قرار بود من این شناسنامه ها را ببرم به اداره ای و دفترچه بگیرم ، فعلاً یادم نیست چه دفترچه ای قرار بود بگیرم ولی اینطور یادم است ، من در نظرم بود باید به نقطه ای دورتر از آن محل در سمت جنوب شرقی بروم و در صحنه های بعدی هم آنجاها بودم ، در شرایطی که داشتم به این شناسنامه یا مجموعه شناسنامه ها نگاه میکردم به من یک حالت غرور توام با رضایت دست داده بود و این حالت هم به این دلیل بود که شناسنامه وخانواده او به من داده شده بود ، در آن مرحله من فکر میکردم حالا هر کس متوجه شود اینطور بوده فکر میکند من یک مأمور اطلاعاتی هستم درحالی که میدانستم مأمور اطلاعاتی نیستم اما برای خودم یک اهمیت قائل بودم که چنین کاری به من واگذار شده .   
یافته ها : . . تفسیرها : - . . معانی و مفاهیم : شیز ( آبنوس ) : مأخوذ از کلمه یونانی ابانس Ebenos درختی است که در هند و و حبشه میروید و مانند درخت گردو بزرگ و تناور میشود ، ثمر آن شبیه انگور وزرد رنگ است ، برگهایش مانند برگ صنوبر وگلهایش شبیه گل حنا ، چوب آن سنگین وسخت و دارای لکه های سیاه است و آنرا پس از بریدن مدتی در آب میاندازند تا سیاه شود ، بدل آنرا از چوب گلابی و بلوط درست میکنند ، در عربی آبنوس و در فارسی شیز هم گفته شده 30/8/89 . . زبان رؤیا / معانی و مفاهیم : فرا شیز : : آنسوی شیز ، با توجه به معنی کلمه شیز که میتواند درخت گردو باشد و با توجه به مفاهیم خواب معنی زن تاریخ ... و دیدن درخت گردو ، فرا شیز با معنی و مفهوم آنسوی درخت گردو میتواند آنسوی پوست بدن باشد . . معانی و مفاهیم / زبان رؤیا : فرشید : : پرتو نور ، پرتو یا زیر مجموعه ای از پبام های شروع بیداری آمده از پرده ها و قشر منتشر مغز در دوران خواب rem به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . . گفتمان خواب و بیداری : : : مجموعه پبام های شروع بیداری آمده از پرده ها و قشر منتشر مغز در دوران خواب rem به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . . همانند و یکی بودن : : : ( ) . . گفتمان خواب و بیداری : خانواده : : مجموعه سلولها و بافتهای سیستم اعصاب و مغز در تماس با پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست در دوران خواب rem . . من یا دیگران : شناسنامه و خانواده او در دست من : : من در این صحنه از خواب بوده ام 30/8/89 . . تکمیل شود ...

هیچ نظری موجود نیست: