۱۳۹۳ آبان ۱۰, شنبه

با افکاری در رابطه با هسته قرمز می خوابم

2385
27/4/76
با افکاری در رابطه با هسته قرمز می خوابم
×
1
1

1295
تمام خواب : ساعت شش و هفت دقیقه صبح. داشتم خواب‌های روشن و زیبایی می‌دیدم. صحنه‌های جالب زیادی خواب دیدم که با بیدار شدن بیشتر آنها یادم بود ولی به مرور آنها را فراموش کردم. نمی‌دانم کدام صحنه زودتر انجام شد ولی یک جا یادم است توی یک خیابان شمالی جنوبی بودم و این خیابان منظره شبانه داشت، مثل اینکه برق نبود ولی من متوجه صحنه‌ها و مسائل می‌شدم، یادم است یک صحنه از جایی مثل میانه خیابان داشتم به سمت جنوب نگاه می‌کردم، نگاه من تقریباً به حالت نگاه به سمت جنوب شرقی خیابان بود. متوجه شدم یک چیزی مثل نور افکن روی زمین است و به سمت آسمان شمال خیابان نشانه رفته. این چیز دایره مانند شکل تنبک‌های بزرگ گِلی یا چوبی قدیمی بود که از سمت دهانه‌یِ بزرگ آن به آسمان سمت شمال نشانه رفته بود. از همان دور متوجه شدم این وسیله اشعه لیزر به سمت آسمان می‌فرستد، از همانجا یعنی محل بودنم در خیابان - در مسیر نشانه رفتن آن به سمت آسمان - به آسمان نگاه کردم. یک خط باریک نور که باریکی آن خیلی کم و یکنواخت بود به سمت آسمان دیدم، این خط نور به نظرم خیلی باریک و یکنواخت تا دور دست‌ها آمد به‌طوری‌که هرچند آن وسیله خیلی دورتر از من در سمت جنوب بود ولی می‌دیدم نور آن به سمت آسمان، حتی از محل بودن من هم در میان خیابان به سمت شمال جلوتر رفته، این نور باریک که آن را اشعه لیزر می‌دانستم مسیری مستقیم از محل پخش خود به سمت شمال آسمان داشت و من می‌دانستم با این وسیله دارند فیلم می‌بینند. من با نگاه خود مسیر نور را از محل ارسال تا شمال آسمان توی آسمان نگاه کردم، می‌دانستم این نور باریک است و بعضی جاها مرئی نبود. کلاً آن نور مرئی نبود ولی می‌دیدم به دلایل دیگری بعضی جاها حالت مرئی برای من پیدا می‌کند. مثلاً مثل برخورد با ذراتی در آسمان که نور مرئی می‌شود. من فکر می‌کردم آن کسانی که پهلوی آن وسیله هستند با نگاه کردن در امتداد نور به سمت آسمان دارند فیلم می‌بینند، و این دیدن را در طول مسیر نور توی آسمان می‌دانستم.
در یک صحنه دیگر که شاید در قسمت‌های شمالی‌تر این خیابان بود (شمالی‌تر از نظر میانه خیابان) ، در سمت غرب خیابان ساختمان خرابه‌ای گودتر از خیابان دیدم و مثل اینکه کسی می‌خواست آنجا را محل سکونت خود کند، بعد دیدم آنجا تغییراتی پیدا کرده و یک بار متوجه شدم در همان محل، راهروی سفید زیبایی به سمت پائین در کنار خیابان است. یک دسته گل زیبایی هم به دیوار دیدم که این نشانه نوساز و نو بودن آن مکان بود. در اینجا دیدم کسی که او را صاحب جدید آنجا می‌دانستم داشت وارد آنجا می‌شد. نمی‌دانم برق تا آن زمان نبود و با قصد وارد شدن او برق آمد یا جور دیگری بود. در جایی دیگر یادم است وارد فضایی گود توی زمین شدم که آنجا را خانه‌ای می‌دانستم. تمام آدم‌های آن مکان، و راه پله و فضا، و دیوار سفید رنگ روشن و زیبایی داشت . شاید میانه راه پله برای پایین رفتن بودم که تمام آن فضا را دیدم. یادم است تعداد زیادی زن و کودک نشسته در آن فضای زیبای سفید روشن دیدم و متوجه شدم تمام آن افراد در میان خودشان جوراب‌هایی به سمت همدیگر پرت کرده‌اند. این جوراب‌ها نیز سفید و روشن و زیبا مانند خودشان بود. این جوراب‌ها روی زمین در میان خودشان پراکنده بود یا در حال پرت کردن بودند. بعد یادم است در میانه آن جمع مثل اینکه می‌خواستم به سمت راه پله‌ای در سمت جنوب بروم. در مسیر رفتنم یک زن دیدم که مجذوب او شدم و بدون اراده به سمت او رفتم. او هم به سمت من آمد. به هر صورت من مجذوب او شدم بدون اینکه اراده‌ای از خود داشته باشیم. یک وقت متوجه شدم چهره به چهره آن زن هستم و فکر تصادف به مغزم رسید، به هر صورت چهره به چهره آن زن بودم و در همین حال چهره او را به‌صورت یک تیرک آهنی، و به‌صورت یک ستون بیم آهن دیدم. او را همان زن مقابلم می‌دیدم. چهره‌یِ آن زن در خواب برایم آشنا بود ولی اَلآن یادم نیست چه کسی بود. شاید چهره‌ای نزدیک به بتول زن داشته ولی قد او کوتاه نبود و همانند یک ستون آهنی بیم آهن در مقابلم بود. می‌دانم توجه دیگران و اطرافیان نشسته روی زمین به این مسئله جلب شد و آنها متوجه این پیشامد شدند. به نظرم آن زن یا تیرک آهنی مقابل یک حالت مغناطیسی جذب کننده داشت و به همین دلیل من جذب او و به سمت او کشیده شدم. در خواب دیشب من چیزی هم از ... عابد یادم است بود ولی فراموش کرده‌ام . .
توضیح : 1 - وقتی از جایی مثل میانه راه‌پله به آن زن‌های نشسته در حال پرت کردن جوراب به میان خودشان نگاه کردم به نظرم آمد آنها همه قیافه‌هایی جوان نزدیک به هم و چادرهای سفید دارند ضمناً یکی از آنها را شکل فاطمه زن سید کفاش دیدم که عکسی از جوانی‌های او در یک عروسی دارم . 2 - در رابطه با دیدن ... عابد این مسئله در ذهنم است که چهره او را به‌صورت زن و آرایش زنانه دیدم. البته فکر می‌کنم دلیل دیدن چنین صحنه‌ای این باشد که روز جمعه بعد از ظهر در فیلم پخش شده از کانال اول تلویزیون، یک جوان آرایش کرده بود وبا پوشیدن لباس زنانه خود را به‌صورت یک زن در آورده بود.   
یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : نور افکن به شکل تنبک : : زیرزمین و زنها و پرتاب جوراب به میان خودشان 2.154  . . همانند و یکی بودن : اشعه لیزر در این خواب : : بیم آهن در خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید 18/7/72 - 2.154 . . همانند و یکی بودن : اشعه لیزر : : تیرآهن با چهره بتول زن 2.155 . . همانند و یکی بودن : نور افکن در این خواب : : طوری انحناء دار در خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید 18/7/72 - 2.155 . . همانند و یکی بودن : نور افکن در این خواب : : سبد چوبی گرد در خواب 27/8/74  با سؤال معنی رؤیا - 2.155 . . همانند و یکی بودن : پله‌های راه پله : : زنها 2.155 . . همانند و یکی بودن : ... عابد در این خواب : : ... عابد یا مرد در حال نماز در خواب کاپشن یا اورکت آبی آسمانی زیبا 21/8/75 - . . همانند و یکی بودن : ... عابد : : بتول زن 2.156 . . معانی و مفاهیم : زن : : در این خواب زن به معنی زنی است که است یعنی زن دیده شده که بوده  است ، این برداشت با داستان خواب جور است چون چهره را من در مقابل صورت خودم به مانند یک بیم آهن دیدم و چون بیم آهن نمادی برای مرد و گروه مرد است می‌تواند همان بیم آهن باشد ضمناً در دنباله خواب ... عابد را با چهره و آرایش زنانه دیده‌ام و این هم می‌تواند دلیلی بر درستی نظر من باشد چون ... عابد با چهره و آرایش زنانه همان بیم آهن با چهره بتول بوده که به این ترتیب زن به معنی زنی است که است 3.43 . . من یا دیگران : : من در موقع وارد شدن به زیرزمین در میان راه پله و دیدن زن‌هایی که جوراب‌هایشان را در میان خودشان پرت می‌کردند همان جوراب‌های پرت شده بوده‌ام - 4.26 . . درستی دیدگاه : دلیلی بر همانندی اشعه لیزر و بیم آهن : : دیروز 30/4/76 زمان نوشتن یادداشت تفسیری بر خواب با افکاری در رابطه با هسته قرمز متوجه شدم اشعه لیزر مطرح شده در این خواب چیزی مانند بیم آهن در خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید 18/7/72 و چند خواب دیگر است، در آن موقع دلیلی برای این همانندی نیافتم اما اَلآن موقع پاکنویس متوجه شدم همانندی اشعه لیزر و بیم آهن یکنواخت و مستقیم بودن این دو نماد در مسیر طی شده به وسیله آنهاست و این مستقیم بودن و خارج نشدن از مسیر می‌تواند دلیلی برای این همانندی باشد 31/4/76 - 5.60 . .  گفتمان خواب‌وبیداری : نورافکن : : حشفه تناسلی 12.338 . . گفتمان خواب‌وبیداری : آسمان در مسیر دید خودم : : هسته قرمز . . گفتمان خواب‌وبیداری : آسمان در سمت شمال : : قشر منتشر مغز . . گفتمان خواب‌وبیداری : جوراب‌ها : : اطلاعات سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانم و زنهای دیگر : : میتوکندری . . گفتمان خواب‌وبیداری : اشعه لیزر : : افکار / رؤیا . . گفتمان خواب‌وبیداری : ستون بیم آهن : : افکار / رؤیا . . گفتمان خواب‌وبیداری : زن : : افکار / رؤیا . . گفتمان خواب‌وبیداری : دیدن فیلم : : دیدن رؤیا 12.340 . . تفسیرها : 30/4/76 - 12/6/76 - . . گفتمان خواب‌وبیداری : خیابان شمالی جنوبی : : مسیر پرده‌های مغز به (قشر منتشر، هسته قرمز، گلانس پنیس) و برگشت پیام دردوران خواب rem مستقیم به پرده های مغز بصورت خیابان جنوبی شمالی . . گفتمان خواب‌وبیداری : چیزی دایره مانند مثل تنبک بزرگ : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : فضا : : مسیر مستقیم ارسال پیام‌های پنیس در دوران خواب rem به پرده‌های مغز بدون وارد شدن به هسته قرمز . . همانند و یکی بودن : خط باریک نور در فضا یا اشعه لیزر : : بیم آهن توی زیرزمین با چهره‌یِ بتول زن . . گفتمان خواب‌وبیداری : آسمان طرف شمال : : پرده‌های مغز . . من یا دیگران : من در حال رفتن توی زیرزمین : : من رمز یا کد داده شده ی هسته قرمز به پنیس در دوران خواب rem بوده‌ام . . من یا دیگران : من چهره به چهره یک زن : : من رمز یا کد داده شده همان لحظه‌یِ هسته قرمز به پنیس، همراه شده با کدها و رمزها و رؤیای تشکیل شده در پنیس (بیم آهن با چهره‌یِ زن ) ، در شرایط شروع به رفتن به بالای مغز، نهایت پرده‌های مغز . . همانند و یکی بودن : بیم آهن با چهره‌یِ زن در این خواب : : در خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید تاریخ 18/7/72 . . ذرات بنیادی : زن : : مجموعه‌ای از ذرات بنیادی موج و جاذبه . . گفتمان خواب‌وبیداری : آن کسانی که پهلوی آن وسیله هستند : : آن وسیله گلانس پنیس و کسان پهلوی آن پیشاب‌راه، فضاهای غاری، پوست پنیس، ختنه گاه، ماهیچه‌های صاف و دیگر موارد بوده است . . علمی / معانی و مفاهیم : من فکر می‌کردم آن کسانی که پهلوی آن وسیله هستند با نگاه کردن در امتداد نور به سمت آسمان دارند فیلم می‌بینند و این دیدن را در طول مسیر نور توی آسمان می‌دانستم : Sc : قبلاً به این نتیجه رسیده بودم که هرگونه احساس مانند دیدن یا شنیدن و امثال آن در بیداری یا خواب توسط میتوکندری‌های این گیرندها به‌صورت برداشت اطلاعات از بایگانی ستون‌های سلولی قشر منتشر مغز در قالب دیدن فیلم می‌باشد. اما اکنون با توجه به مورد ذکر شده‌یِ این خواب معلوم می‌گردد دیدن فیلم یا برداشت اطلاعات توسط پوست و گیرنده‌های حسی مستقر در پوست دیدن فیلم و برداشت اطلاعات از سلول‌ها، هسته‌های سلولی، بافت‌ها و اعضای مسیر رفت و برگشت پیام‌ها از نقطه‌یِ مبدأ تا همان نقطه‌یِ مبدأ می‌باشد مانند همین خواب که داستان آن در رابطه با رفت پیام از تناسلی به قسمت‌های بالای مغز و برگشت دوباره ی آن به تناسلی است . . گفتمان خواب‌وبیداری : در سمت غرب خیابان ساختمان خرابه‌ای گودتر از خیابان دیدم : : ستون‌های سلولی قشر منتشر مغز محل بایگانی شدن اطلاعات . . معانی و مفاهیم : کسی می‌خواست آنجا را محل سکونت خود کند : : آن کس خود من یا اطلاعات برگشت شده از هسته‌یِ قرمز به ستون‌های سلولی قشر منتشر مغز بوده‌ام . . گفتمان خواب‌وبیداری : راهروی سفید زیبا به سمت زمین : : مسیر رفت و برگشت پیام از هسته قرمز به پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : یک دسته گل زیبا به دیوار : : هسته‌های هیپوگلوسال در محل ورود به نخاع . . معانی و مفاهیم : کسی که او را صاحب جدید آنجا می‌دانستم داشت وارد آنجا می‌شد : : آن کس خود من یا پیام‌های حرکتی حسی آمده از هسته قرمز به پنیس بوده‌ام . . معانی و مفاهیم : نمی‌دانم برق تا آن زمان نبود و با قصد وارد شدن او برق آمد یا جور دیگری بود : : بر اساس یافته‌های من هر دو مورد صحیح است یعنی هم قبل از وارد شدن آن کس که خود من بوده‌ام برق نبوده و هم بعد از وارد شدن من برق آمده . . گفتمان خواب‌وبیداری : برق : : پیام‌های بیداری آمده از قسمت‌های بالای مغز به پنیس . . ذرات بنیادی / معانی و مفاهیم : برق : : برق در اینجا با معنی : زن ، سپیدی ، نو شدن، زنده شدن، بیداری، روشنایی، و ... به حرکت افتادن بوده که همه در گروه ذرات بنیادی موج و جاذبه قرار می‌گیرند . . گفتمان خواب‌وبیداری : فضایی گود توی زمین که آنجا را خانه‌ای می‌دانستم : : پنیس . . معانی و مفاهیم : تمام آدم‌های آن مکان و راه پله و فضا و دیوار سفید رنگ و زیبایی روشن و سفیدی داشت : : این تعریف برای نشان دادن دوران بیداری پنیس است . . گفتمان خواب‌وبیداری : میانه راه پله برای پائین رفتن : : ختنه گاه پنیس . . ذرات بنیادی : جوراب : : ذرات بنیادی موج . . کفش : : ذرات بنیادی جاذبه . . معانی و مفاهیم : در میانه آن جمع مثل اینکه می‌خواستم به سمت راه پله‌ای در سمت جنوب بروم : : از نقطه‌ای مانند ختنه گاه به سمت گلانس پنیس رفته‌ام . . معانی و مفاهیم : در مسیر رفتنم یک زن دیدم که مجذوب او شدم و بدون اراده به سمت او رفتم و او هم به سمت من آمد : : مسیر رفتنم راه پله‌ای به سمت جنوب یا به عبارتی مسیر محل ختنه گاه به درون گلانس پنیس بوده در نتیجه با توجه به موارد بعدی مطرح شده در این خواب و همانندی‌های آن با خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید تاریخ 18/7/72 و این مورد که یافته‌ام بافت پیشاب‌راه بستر حرکت پیام‌های حسی حرکتی جنسی پنیس به بالای مغز می‌باشد، رفتن به سمت آن زن، جذب پیام‌های حسی بیداری یا خود من به بافت پیشاب‌راه، و آمدن آن زن به سمت من، جذب مکرر پیام‌های بیداری به بافت پیشاب‌راه در طول مسیر برای رفتن به بالای مغز بوده . . همانند و یکی بودن : این صحنه از این خواب که نوشته‌ام : به هر صورت چهره به چهره آن زن بودم و در همین حال چهره او را به‌صورت یک تیرک آهنی، و به‌صورت یک ستون بیم آهن دیدم : : با این صحنه از خواب رؤیا چگونه پدید می‌آید 18/7/72 که نوشته‌ام : یک میله آهنی که تقریباً شکل تیر آهن بود از وسط طوری آهنی به بالا وجود دارد و مانع نشستن من وسط طوری است ولی بالاخره نشستم و طُوری (به‌صورتی) نشستم که میله آهنی جلو صورت من قرار گرفت . . همانند و یکی بودن : این بخش از خواب 27/4/76 به دلیل مربوط بودنش به پنیس و گلانس پنیس همانندی دارد با : : خواب انسان حیوان نما تاریخ 7/7/76 که توی گودالی بودم . . همانند و یکی بودن : چهره او را ( آن زن را ) به‌صورت یک تیرک آهنی، و به‌صورت یک ستون بیم آهن دیدم ولی او را همان زن در مقابلم می‌دیدم : : با چهره و آرایش زنانه . . گفتمان خواب‌وبیداری : جوراب : : پیام‌های بیداری دوران خواب rem آمده از بالای مغز به ماهیچه‌های صاف پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : میانه خیابان : : هسته قرمز در پایه مغزی 15/9/90 . . همانند و یکی بودن : چیزی دایره مانند مثل تنبک‌های بزرگ در این خواب : : طوری آهنی زمخت بالای سوراخ در خواب 18/7/72 رؤیا چگونه پدید می‌آید . . گفتمان خواب‌وبیداری : میانه خیابان شمالی جنوبی : : هسته قرمز . . گفتمان خواب‌وبیداری : منظره شبانه : : دوران خواب و دیدن رؤیا . . گفتمان خواب‌وبیداری : از جایی مثل میانه خیابان داشتم به سمت جنوب نگاه می‌کردم : : من هسته‌یِ قرمز در پایه مغزی در تماس با تناسلی در دوران خواب هنگام دیدن رؤیا بوده‌ام . . علمی / قوانین بنیادی : این نور باریک که آن را اشعه لیزر می‌دانستم مسیری مستقیم از محل پخش خود (گلانس پنیس) به سمت شمال آسمان داشت و من می‌دانستم با این وسیله دارند فیلم می‌بینند : Sc : این مورد ثابت می‌کند هرگونه احساس و یا دیدن در خواب و رؤیا، در همان سلول یا بافت و اعضای ارسال کننده پیام به بالای مغز اتفاق می‌افتد . . علمی / قوانین بنیادی : من فکر می‌کردم آن کسانی که پهلوی آن وسیله هستند با نگاه کردن در امتداد نور به سمت آسمان دارند فیلم می‌بینند و این دیدن را در طول مسیر نور توی آسمان می‌دانستم : Sc : هر چند ارسال کننده پیام در این خواب گلانس پنیس بوده ولی از آنجا که این پیام جمع شده پیام‌های بخش‌های مختلف دستگاه تناسلی است آن بخش‌ها نیز در حال دیدن بوده‌اند . . علمی / معانی و مفاهیم :  این دیدن را در طول مسیر نور توی آسمان می‌دانستم : Sc : این دیدن فیلم که همان دیدن رؤیا بوده در نقطه خاصی در بالای مغز نبوده بلکه در طول مسیر نور توی آسمان از مغزمیانی تا پرده‌های مغز بوده .   15/9/90  . . گفتمان خواب‌وبیداری : آسمان : تمام فضای مغزی بین پایه مغز تا پرده‌های مغز . 16/9/90. . هست و نیست : چهره او را به‌صورت یک تیرک آهنی ستون بیم آهن دیدم ولی او را همان زن در مقابلم می‌دیدم : : زن (هست) تیرک آهنی (نیست) به دلیل این که در خواب‌ها تیرک آهنی نماد مرد می‌باشد. 25/11/90 . . هست و نیست : در رابطه با دیدن این مسئله در ذهنم است که چهره او را به‌صورت زن و آرایش زنانه دیدم : : زن و آرایش زنانه (هست). . * . مرد که باشد  (نیست) . . همانند و یکی بودن : زن : : آرایش زنانه . . هست و نیست : زن : : (هست). (نیست). 25/11/90 . . معانی و مفاهیم : در بیداری معنی بتول از خود بریدن و به خدا پیوستن است اما در خواب به معنی از هست یا زنده بودن به نیست یا مرده شدن است. 26/11/90 . . همانند و یکی بودن : راه پله : : چهره زن که چهره تیرک آهنی هم بوده. 2/5/91 . . همانند و یکی بودن : ذرات بنیادی جاذبه به‌صورت تیرک آهنی پوشیده شده در چهره زن ، در این خواب : : خود من سوار بر عقب وانت در حال برگشتن به سمت منزل، در خواب ... با موضوع چهارراه . 4/5/91 . . همانند ویکی بودن : راه‌پله / زن / خانم : : وانت خواب چهار راه که من سوار بر عقب وانت به سمت منزل می‌رفتم . 4/5/91 . . علمی / معانی و مفاهیم : این دیدن فیلم را در طول مسیر نور توی آسمان می‌دانستم : Sc : این دیدن فیلم که همان دیدن رؤیا بوده، با شروع از پنیس تا پرده‌های مغز، و در بین راه هسته‌های سلولی مرتبط با این رؤیا از جمله هسته قرمز (خود من در حال دیدن اشعه لیزر در این خواب) و هسته‌های دیگر که در خواب 21/11/71 با سؤال معنی نوشته و خط با نماد ... و قطعات آهن جوش داده شده به آن بیم آهن نمایانده و مطرح شده .   6/4/92 . . گفتمان خواب‌وبیداری : ستون بیم آهن با چهره بتول زن ... : : در این خواب ستون بیم آهن با چهره بتول زن ... نمادی بوده برای کوانتوم‌های در حال ارسال (از گلانس پنیس در زمان دیدن رؤیا) به پرده‌های مغز، اختصاصاً پرده آراکنوئید، نهایت سینوس ساژیتال برتر مغز 19/9/94 . . درستی دیدگاه : جابجایی پیام در درون و بیرون بدن : : اکنون برای من اثبات شده گردش پیام بین کوانتوم‌ها، اتم‌ها، سلول‌ها، بافت‌ها و دیگر اعضای درون و بیرون بدن با ماهیت کوانتوم است . . وظایف و کار : تغییر ماهیت کوانتوم وارد شده به بدن : در این خواب فاطمه با معنی زنی که کودک خود را از شیر می‌گیرد نمادی است برای این مرحله از فعالیت‌های درون که پیام آمده از پیرامون بدن در آن بخش غیر فعال شده به‌صورت یک مرده به بالای مغز ارسال می‌گردد. البته قبلاً متوجه شده بودم این کار در مغزمیانی صورت می‌گیرد اما اکنون با توجه به یافته‌های این خواب می‌توانم بپذیرم به سکون رفتن پیام‌های حسی گرفته شده از پیرامون دستگاه تناسلی اختصاصاً در گلانس پنیس انجام می‌شود . . همانند و یکی بودن : جوراب، پوست پسته، تابوت چوبی : : در این خواب جوراب‌های پرت شده بین زن‌ها چیزی مانند پوست پسته در خواب سرزمین خورشید تاریخ 24/8/77 بوده که در خواب 10/6/70 با سؤال مرد یعنی چه به‌صورت تابوت حسین مطرح شده . تابوتی که توسط دخترانش و آماده گردیده و مرده او درون آن قرار گرفته . . گفتمان خواب‌وبیداری : زیرزمین : : در این خواب زیرزمین با معنی و مفهوم در تماس با زمین نمادی بوده برای تناسلی و با توجه به داستان خواب نمادی برای گلانس پنیس بوده 19/9/94 . . درستی دیدگاه : جاذبه و همراه کوانتوم نور بودن آن : : با توجه به معانی و مفاهیم و یافته‌هایِ این خواب، و این شناخت که در خواب‌های من : روح، مرد، انرژی، جاذبه، آهن و ... یکی است. و این شناخت که بیم آهن دیده شده در این خواب با چهره بتول (با معنی از خود بریده و به خدا پیوسته) کوانتوم و کوانتوم‌های نور می‌باشد، اثبات می‌شود نظر من در دو سه پیام کوتاه به پروفسور ... ، که مکرراً مدعی شده‌ام اما جناب ایشان نپذیرفته، جاذبه که همان انرژی، آهن، روح یا ... است در دل همه‌یِ کوانتوم‌ها از جمله کوانتوم نور وجود دارد و هست . نمونه‌های قابل اثبات آن رنگ قرمز در رنگین کمان کوانتوم نور و خورشید تابان در منظومه شمسی کوانتوم مانند است 24/9/94 . . همانند و یکی بودن : در این خواب آن زن یا تیرک آهنی که همان ... عابد با چهره و آرایش زنانه بوده : : همانندی دارد با میله‌یِ ستون ‌مانند عمودی در خواب 16/10/76 با سؤال پتو یعنی چه. و تیر برق چوبی در خواب 17/9/72 با سؤال تحویلداریان یعنی چه. 23/10/95 . .   

هیچ نظری موجود نیست: