|
2441
|
14/9/76
|
با افکاری در رابطه با کار روده و
مقعد می خوابم
|
×
|
1
|
3
|
|
1335
|
|
♣ تمام خواب : ساعت چهار و چهل و هفت دقیقه صبح . دیشب خوابهائی دیدم
اما بلند نشدم بنویسم . یک صحنه که به روشنی یادم است این است که در محوطه ای
باز بودم و در طرف جنوب کمی دورتر از خودمان ♀ و ♂ را
دیدم ، من در باره موضوعی میخواستم با ♀ و ♂
صحبت کنم و آنها هم مشغول صحبت با هم بودند . به مرور و در بین همین صحبتها من
جلو رفتم و شاید آنها هم جلوتر آمده اند تا جائی که سه نفری کنار هم بودیم .
متوجه شدم ♀ یک
انگشتری با نگین عقیق دارد و مشغول صحبت در باره آن است . جنس حلقه انگشتری شاید
از طلای سفید یا نقره بود چون رنگ فلزی داشت . نگین آنهم بنظرم از جنس عقیق قهوه
ای نزدیک به کِدِر بود . ♀ داشت این نگین انگشتری را
نشان من و ♂ میداد و ما را متوجه شکستگی و ترک برداشته شدن انگشتری
میکرد . من اول متوجه ترک خوردگی عقیق انگشتری نشدم و عقیق را سالم دیدم ، اما
به مرور که توجه بیشتری به آن کردم و آن عقیق بصورت روشن و واضح در دید و نظرم
قرار گرفت ، متوجه دو سه شکستگی در دو سه شیار عرضی عقیق شدم . البته اینها فقط
شکستگی موئی بود و ظاهر نگین انگشتری تغییر نکرده بود . نگین انگشتری به شکل رسم
شده بالا بود ( ♣ ) بطوری که سطح نگین هم مانند کناره
های آن موج دار بود . شکستگی ها در دوسه تا از شیارهای عرضی هم پدید آمده بوسیله
همین موجهای سطحی بود و ♀ داشت برای من و♂
توضیح میداد چه اتفاقی افتاد . پس از دیدن آن تَرک ها به فکر این افتادم که با
این ترک ها چگونه میشود آن نگین انگشتری را خرد کرد و نگین های جدیدی از آنها
ساخت . یک بار فکر کردم از همان سه شیار عرضی که در آنها شکستگی پدید آمده
میتوان نگین را به سه نگین تقسیم کرد . بعد فکر کردم شاید بهتر باشد در همین حال
یک خط طولی هم در میان نگین به نگین بدهم تا نگین به شش قسمت تقسیم شود . البته
اینها در فکر من بود و شاید هم فکرم را به ♀ و♂
گفته باشم ولی متوجه بودم نظر ♀ این است که آن نگین به همان
صورت باقی بماند چون در ظاهر چیزی پیدا نبود و ظاهر نگین سالم بود . در بین این
حرفها و صحبتها با ♂ و ♀
لحظه ای هم توجهم به ناحیه شکم ♀ جلب شد و ضمن اینکه متوجه
بودم ♀ لباس پوشیده و لخت نیست اما توجهم به ناف ♀ و
چاله بودن محل ناف او جلب شد . توضیحات : 1 - اول ♀ و ♂ با
کمی فاصله بین خودشان مقداری دورتر از من بودند . ♀ در
سمت راست دید من و ♂ در سمت چپ دید من بود 2 - بعد من و ♀ و ♂ به
همان ترتیب کنار هم بودیم . ♀ روبروی من در سمت راست دید
من ♂ روبروی من در سمت چپ دید من . 3 - درازی نگین انگشتری در
امتداد دایره حلقه انگشری بصورت تخت بود . 4 - شکستگی های پدید آمده در نگین
انگشتری مانند شکستگی پدید آمده و ترک خوردن سنگها بود .
خواب بعدی : بعد هم
صحنه های دیگری خواب دیدم از جمله در نظرم است مثل اینکه من با ♂ در
محوطه ای باز بودیم ، بعد دونقر به ما مراجعه کردند و صحبت هائی شد . من چهره ♂ در
نظرم نیست ولی میدانم او هم بود . بعد یکی از مراجعه کنندگان به تنهائی با ♂ به صحبت پرداختند و در حال دور شدن از ما
شدند . در اینجا من متوجه آن فرد مراجعه کننده که فردی جوان چاق درشت هیکل بود
بودم و چیزی از ♂
در نظرم نیست . اگر هم دیده باشم او را با قیافه ای غیر از چهره واقعی
بیداری او دیده ام . بهر صورت آن شخص در رابطه با نوعی کار با ♂
مشغول صحبت شد . قبل از آن مثل اینکه موقع مراجعه آن دو به ما صحبت از خرید کردن
از مغازه ای شد که میتواند آن معازه یک مغازه دارو فروشی مربوط به کشاورزی و
فروشندگی کودهای شیمیائی بوده باشد . ♠
توضیحات و یافته ها : دوسه روز
است خوراک من برنج و عدس با گوشت است . من دیروز احساس کردم دوباره دارم مانند
چند روز پیش دچار یبوست میشوم و فکر کردم بهتر است به داروخانه مراجعه کنم یک
داروی ملین بگیرم . ... ، موقع رفتن به داروخانه در بین راه توجهم به فروشندگی
مواد کشاورزی جلب شد . ¶ شاید مطرح شدن داروخانه در ارتباط با
کشاورزی همین افکار و توجهات دیروز عصر من به این مسائل باشد . ضمناً بدلیل
اینکه این دوسه روز بیشتر توجهم به یبوست و مسائل روده و مقعد بوده سؤال دیشب را
مطرح کردم و ¶ اطمینان
دارم خواب من در باره سؤال و داستانی در باره مقعد بوده ، من اطمینان دارم : 1 -
¶ شخص
من در خواب دایره فلزی انگشتری ¶ و♂
قاب فلزی نگین انگشتری بوده . 2 - ¶ ♀ نگین انگشتری یا عقیق مطرح
شده بوده . 3 - ¶ نگین
دیده شده با آن موجها مقعد من ، ¶ وآن شکستگیها زخمهای پدید آمده در مقعد
بوده . 4 - ¶ رنگ
قهوه ای تیره برای نگین ، رنگ واقعی مقعد بوده 5 - ¶ چون
حلقه انگشتری و قاب نگین در بیداری یک نوع فلز است ، من و♂
میتوانیم حلقه و قاب انگشتری باشیم . ¶ از
طرفی قاب نگین نگه دارنده و محافظ نگین است پس♂ که
شوهر ♀
است میتواند قاب نگین یا حامی نگین که ♀ بوده است باشد .
توهم : دیشب خوابهای دیگری هم
دیدم ولی یادم نیست . البته یادم است لحظات قبل از بیداری بدلیل کپ خوابیدن دچار
توهم و متوجه شدم بصورت کپ خواب هستم . برای اینکه بیدار شوم در همان شرایط خواب
شروع به زور زدن و بلند شدن از خواب کردم ولی متوجه بودم بیدار نمیشوم . یادم
است به همان صورت کپ دوتا دستهایم را روی زمین تکیه کردم و با سختی و زور زدن
شروع به بالا آوردن تنه خودم از زمین کردم و در همان حال بعضی وقتها متوجه بودم
این حرکت من یک حرکت در خواب است و من خواب هستم ولی زور خودم را برای بیدار شدن
میزدم تا بیشتر تنه من از زمین بالا بیاید و من بیدار شوم . بهر ترتیب در این
زور زدن ها و کش و قوس ها بیدار شدم و متوجه شدم این بالا آوردن تنه در خواب ،
خواب دیدن بوده و من هنوز بصورت کپ در شرایط خواب بوده ام . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : : نگین انگشتری
یا عقیق 2.181 . ¶ . همانند و یکی بودن : حلقه انگشتری از طلای سفید یا نقره : : ♂ 2.181
. ¶ . همانند و یکی بودن : فروشندگی کود های شیمیائی : : ناف و سوراخ
ناف♀ / نگین انگشتری
2.181 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♀ : : متوجه شده ام ♀ زن ♂ در
خوابهای من نمادی برای ماهیچه های حلقوی مثل اسفنگتر مقعد یا اسفنگترمردمک چشم
میباشد دلیل آنراهم معنی ♀ میدانم که بر اساس
آمده در فرهنگ عمید به معنی منع، باز داشتن ، نگاه داری نفس از گناه و خطا
میباشد ،
♀ در این خواب 14/9/76 نمادی برای مقعد ، و در خواب کار سلول های
اپی تلیال قرنیه 5/3/77 نمادی برای مردمک چشم بوده . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ و ♂ : : سیستم مادی و احساسی مقعد 12.414 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : بخش مادی و سلولی اسفنگتر های مقعدی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : فضای مقعدی در تماس با اسفنگتر ها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نگین انگشتری
یا عقیق : : بخش مادی و سلولی اسفنگتر های مقعدی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : طرف باریک نگین
در سمت راست : : اسفنگترداخلی مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : طرف پهن نگین
در سمت چپ : : اسفنگتر خارجی مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : حلقه انگشتری
از طلای سفید یا نقره : : فضای خالی مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : رنگ قهوه ای
کدر : : رنگ بافت مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : تَرک های نگین
انگشتری : : زخم های پدید آمده در بافت مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سه شیار عرضی
بر روی نگین انگشتری : : سه قسمت مجزا از همِ بافت مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ناف ♀ : : سوراخ مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : فروشندگی کود های شیمیائی : : مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مغازه دارو
فروشی مربوط به کشاورزی : : مقعد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : موج های سطح و
کناره های نگین : : چین های متعدد مقعد 12.416 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : ماهیچه های حلقوی / اسفنگتر 12.560
. ¶ . تفسیرها : 12/10/76 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به افکار من و در رابطه با کار روده و مقعد بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خودمان : : روده بزرگ همراه با موارد مرتبط با آن . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری :
♀ و♂ : : رکتوم . ¶ . معانی و مفاهیم : در طرف جنوب کمی دورتر از خودمان ♀ و ♂ را دیدم : : خودمان یا من وما روده بزرگ در تماس با مقعد بوده ایم که همان ♀ و ♂ در سمت جنوب بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری :
♀ / نگین عقیق : : غشاء مقعد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : مغازه دارو فروشی مربوط به کشاورزی و
فروشندگی کودهای شیمیائی : : مقعد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : شکستگی و تَرک برداشتن نگین انگشتری : :
شقاق پدید آمده در مقعد . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه
با افکاری در رابطه با کار روده و مقعد می خوابم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر