|
2428
|
7/7/76
|
انسان حیوان نما
|
|
1
|
2
|
|
1324
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و هفده دقیقه صبح . الان با خوابی ترسناک بیدار
شدم . داشتم خواب میدیدم در شهری بودم که در بیداری چنین شهری ندیده ام ، من و
دیگری در این شهر مسافر بودیم و برای گشت و گذار به آن شهر رفته بودیم ، مسائلی
گذشت که یادم نیست ، شهر مورد نظر یک شهر جنوبی با حال و هوای آن حدود بود مثلاً
اهواز ، در صحنه ای یادم است من و همراهم سوار قطار بودیم و این قطار مانند یک
قطار شهری از جنوب شهر توی خیابان داشت به سمت شمال شهر میرفت ، یادم است طوری
نشسته بودم که رویم به سمت مسیر حرکت به طرف شمال و پاهایم آویزان بود ، در صحنه
ای میدانم شخص دیگری راننده قطار بود و در صحنه ای میدانم خودم داشتم قطار را
میبردم ، در جائی به نظرم رسید خودم با فشار دادن پاهایم به تناوب به پائین باعث
حرکت قطار به جلو میشدم ، نحوه کار من به این صورت بود که رویم به سمت مسیر حرکت
قطار بود و روی لبه ای نشسته بودم و پاهایم آویزان بود ، پاهایم را نمیدیدم ولی
احساس میکردم پاهایم روی لبه جائی در پائین قرار دارد ، با فشار دادن یک پا قطار
جلو میرفت و بعد با فشار دادن پای دیگر قطار را جلو میبردم ، در جائی هم متوجه
شدم کمی زمین مسیر سر بالائی است و متوجه شدم باید زور بیشتری به پاهایم بیاورم
تا قطار جلو برود ، این فشار و زور مانند زمانی بود که انسان سوار دوچرخه باشد و
در یک سربالائی روی پدال چرخ فشار بیاورد ، در جائی هم متوجه شدم قطار در حال
ایستادن است و فکر کردم نکند قطار عقب عقب برود ، به همین دلیل به پایم زور
آوردم و احساس تماس و سنگینی زور آمده به پایم را درک کردم ، در صحنه ای دیگر
یادم است درست جلو قطار در سینه کشی جلو قطار ایستاده بودم و شاید دست هایم را
هم باز کرده بودم ، تقربباً میشود گفت در این شرایط من علامت یا نشان نصب شده بر
جلو قطار بوده ام ، در این میان یادم است به چهار راهی داشتیم نزدیک میشدیم ،
این چهار راه یک چهار راه درون شهر بود که البته من دکان و بازار و خانه ای
ندیدم ولی منظره مثل یک خیابان و چهار راه درون شهر بود ، مثل اینکه گفته شد یا
فهمیدم که نباید کسی مارا سوار قطار ببیند و مثل اینکه کسی یا کسانی داشتند از
پشت به سمت ما می آمدند ( احیاناً با قطاری دیگر ) که نباید مارا میدیدند ، و
شاید هم منظور این بوده که سر این چهار راه کسی مرا نبیند ، به همین دلیل از
قطار پریدم پائین و شروع به دویدن و گذشتن از چهار راه کردم تا آنطرف چهار راه دوباره
سوار قطار شوم ، از طرفی هم میدانستم آن قطار نباید توقف کند ولی سرعت او آنقدر
کم بود که من میرسیدم ، بهر صورت به آن قطار نرسیدم و آن از پیشم رفت و من
نتوانستم به آن برسم و برای رسیدن به آن سرعت دویدنم را زیاد کردم ولی فایده
نداشت ، من در جلو رویم مسیر جاده ای خاکی که در دورتر درخت های کوتاهی اینطرف
آنطرف این جاده بود دیدم ولی هر چه دویدم به قطار نرسیدم .
در اینجا یادم است داشتم به سمت غرب میدویدم که متوجه شدم
یک ماشین شورلت مشکی رنگ قدیمی قدیمی روبرویم در حال آمدن از روبرو به سرعت توقف
کرد و انسان حیوان نمائی از توی آن پرید جلو من و مثل سگ واق واق کرد و چهار دست
و پا روی زمین نشست ، من اول فکر کردم آن شخص یک سگ هار است و بعد فکر کردم که
یک انسان است که با گاز گرفته شدن توسط سگ هار ، هار شده و بالاخره متوجه شدم او
یک انسان حیوان نما است و قصد دارد به من حمله کند و جلو رفتن مرا بگیرد . من با
حرکت او یعنی با سرعت توقف کردن ماشین و پریدن آن انسان حیوان نما به بیرون و
قصد حمله به من توقف کردم هرچند در فکر برگشت و عقب گرد بودم ولی چنین کاری
نکردم و شروع به پرت کردن سنگ به طرف او کردم . در این شرایط یادم است مسیر من
به سمت غرب در یک محوطه باز بود . در این صحنه یادم است سمت چپ من دیوار و
احیاناً دیوار باغی بود و سمت راست من یک مسیر گود شرقی غربی قنات مانند . من
قناتی ندیدم ولی اینجا مثل هواسه کردن محل قناتها در بیرون روستاها یا شهرها بود
. در اینجا آن سگ یا انسان حیوان نما جلوتر از من طرف غرب روی بلندی زمین مسیر
این گودال بزرگ به حالت حمله به من دراز کشیده بود و من در سمت چپ این گودال
دراز بودم و مشغول پرت کردن سنگ به سمت آن حیوان انسان نما شدم . میخواستم با
این پرت کردن سنگ جلو حمله او به خودم را بگیرم . یعنی فکر میکردم هرچه بیشتر
سنگ پرت کنم او نمیتواند حمله کند و از طرفی باز میدانستم اگر قصد کند میتواند
حمله کند به همین دلیل کوشش میکردم یکی اینکه سنگهایم به او بخورد و یکی اینکه
این پرتاب سنگ جلو حمله او را بگیرد . در اینجا یادم نیست سنگی از من به او
خورده باشد . بعد یادم است برای اینکه نتواند مرا ببیند توی این گودال بزرگ دراز
رفته بودم و آن انسان حیوان نما روی زمین پست و بلند امتداد این قنات بود . من
کف گودال بودم و میدانستم هرچند میباید مسیر آب بوده باشد ولی چنین نبود و کف آن
زمینی بیابانی بود . من از این پائین یادم است در صحنه ای آن حیوان را نمیدیدم و
در صحنه ای هم یادم است فقط وسط سر او را میدیدم . یادم است وقتی بالا بودم سر
آن حیوان به سمت جنوب شرقی و طرف من بود ولی وقتی من توی گودال بودم سر او در
امتداد گودال یعنی به طرف شرق و طرف من بود . من در اینجا یادم است سنگ کوچک هم
پرتاب کردم ولی یک جا یادم است سنگی بزرگ به سمت او پرتاب کردم و این سنگ به سر
آن حیوان انسان نما خورد و او تازه متوجه گشت من توی گودال هستم و نگاهم کرد ،
من فکر کردم الان است که به من حمله کند . من عزم خودم را جزم کرده بودم با او
بجنگم و به همین دلیل برای مبارزه با او یادم است از همان ته گودال شروع به
پرتاب سنگ به سمت ماشین او در سمت شمال غربی گودال کردم . یادم است یکی از
سنگهایم به نزدیک و بدنه ماشین خورد و بعد سنگی بزرگتر به سمت شیشه جلو ماشین
پرت کردم . شیشه ماشین خُرد شد و دیدم یک نفر دیگر که فکر کردم راننده است توی
ماشین است . بنظرم رسید این مرد حیوان نما آن ماشین را کرایه کرده بوده که به
اینجا بیاید و راننده ماشین الان توی ماشین است و بعد هم دیدم راننده ماشین
متعجب از خرد شدن شیشه ماشین شروع به بیرون آمدن از ماشین کرد . من متوجه شدم
حالا ممکن است راننده ماشین هم به من حمله کند به همین دلیل به سمت او و ماشین
او شروع به پرتاب سنگ کردم ، در این حال دیدم آن انسان حیوان نما هم بلند شده دارد
به سمت من و گودال میآید . دیدم دیگر جای درنگ نیست و اینها اگر به من حمله کنند
من نمیتوانم از پس آنها برآیم به همین دلیل ضمن پرتاب سنگ فکر کردم بهترین راه
این است که از آن گودال بیرون آمده فرار کنم . در این حال که قصد فرار داشتم شروع
به دویدن در سینه کشی خاکی شنی بیابانی این گودال برای بیرون رفتن از آن کردم
ولی آن دوتا بالای گودال یکی سمت غرب بالای گودال و یکی سمت شمال غربی گودال
بودند و شروع به آمدن طرف من کردند . در همین حال من متوجه شدم سینه کشی خاکی
شنی بیابانی این گودال طوری است که نمیتوانم از آن بالا رفته بیرون روم . همین
امر یک حالت ترس بر من وارد کرد و به سرعتم برای بیرون رفتن اضافه کردم و در
همین حال دیدم آن راننده ماشین که تا اینجا یک شخص عادی بود بصورت هیولائی در
آمد و متوجه شدم او هم چیزی مانند قبلی است و این ترس زیادی در من تولید کرد و
با ترس و وحشت بیدار شدم . ♠
توضیحات و یافته ها : ساعت
چهار و ده دقیقه بعد از ظهر . 1 - در ته گودال حالت جوی قنات دیدم ولی آبی ندیدم
. 2 - گودال بزرگ در عرض حالت سینه کشی و نیم دایره داشت . 3 - یادم است مرد دوم
یا راننده هیولا شدنش اینطور بود که برای حمله به من دستش را به عقب برد و به
سمت من پرت کرد . من در اینجا دست او را چیزی دیدم که الان میتوانم بگویم باید
بال باشد . بالی مثل بال خفاش . البته بعد از بیدار شدن کلمه خفاش به ذهنم نرسید
بلکه این کار او بنظرم یک حالت جادوگری وکار جادوگری آمد ولی پرت شدن دست او در
فضا از نقطه ای در سمت راست بدن او به سمت من در فضا مثل باز شدن یک بال یا یک
بادبزن مثل یادبزن های چینی و ژاپنی در فیلمها بود که یک مرتبه هنر پیشه آنرا
باز میکند . 4 - ¶ الان
حدس میزنم این خواب چیزی مانند خواب موجود خون آشام27/1/75 و امثال آن باشد که
در رابطه با تناسلی است . 5 - ¶ صبح وقتی مشغول نوشتن این خواب بودم
بنظرم رسید آن گودال بزرگ شکل یک میتوکندری بوده ولی الان میتوانم بفهمم آن
گودال بزرگ نمادی
بوده برای فضاهای غاری تناسلی .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : اهواز : : چهار راه 2.177 . ¶ . همانند و یکی بودن : پیاده شدن من از قطار : : خوردن سنگ به
شیشه ماشین 2.178 . ¶ . همانند و یکی بودن
: انسان حیوان نما : : ماشین شورلت قدیمی / شیشه ماشین 2.178 . ¶ . همانند
و یکی بودن : هار شدن در این خواب : : خون آشام شدن در خواب موجود خون آشام
27./1/75 و برادرم و مکیدن خون گردنم 30 /11/62 - 2.178 . ¶ . همانند و یکی بودن : دست : : بال 2.179 . ¶ . معانی و مفاهیم : مسافر : : در یادداشت 16/7/76 تفسیری بر این
خواب انسان حیوان نما ردیف (ج) از شماره 2 اینطور نوشته ام در خوابهای ما مسافر
به پیامهای در گردش پوست یا بافت یا سلولی گفته میشود که بطور موقت به پوست یا
بافت یا سلول رسیده و در زمان معینی از آن خارج شود همچنین مسافر میتواند نماد ماده یا جسمی باشد که بطور موقت در جائی قرار میگیرد مثل تناسلی
مرد در درون آلت تناسلی زن ، در اینجا تناسلی زن میتواند مسافرخانه باشد 3.47 . ¶ . معانی و مفاهیم : سینه کشی : : متوجه شده ام سینه کشی جلو قطار
در این خواب نمادی بوده برای سینه کشی گلانس پنیس که همان شکل و شمایل ظاهری
گلانس پنیس است حال با این شناخت یاد خواب ♀. با
عنوان حسن آباد مینی بوس تاریخ 16/2/75 افتادم که در آن یک جا ♀ خواب
دیده کول ♂. است و یک جا یک سینه کشی دیده به نظر من ♀ در آن
شرایط خواب ، خودش کول ♂ نمادی بوده برای تناسلی
زنانه اش و آن سینه کشی که میتواند شانه و پشت ♂ در آن
شرایط خواب باشد نمادی بوده برای گلانس پنیس 3.47 . ¶ . من یا دیگران : : من وسط سر آن انسان حیوان نما بوده ام - 4.30
. ¶ . من یا دیگران : من فضاهای غاری پشتی تناسلی بوده ام : : با توجه
به یادداشت 16/7/76 تفسیری بر خواب انسان حیوان نما من در زمین ریگی بیابانی در
شرایطی که سمت راستم یک گودال شرقی غربی ودر سمت چپم یک دیوار بوده فضاهای غاری
پشتی تناسلی بوده ام 6/10/76 - 6.77 . ¶ . همانند و یکی بودن : هر دو داستان خواب یکی و دارای یک معنی است
: : این خواب انسان حیوان نما با دو داستان متفاوت دارای یک معنی و هر دو در
رابطه با کار تناسلی مرد در تماس با تناسلی زن است 6/10/76 - 9.7 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری :
اهواز : : گلانس پنیس 12.400
. ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : چهار راه : : گلانس
پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پاهای من : : غشاء
پیشابراه و پوست آلت تناسلی 12.401 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قطار : : تناسلی مرد 12.403 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری :
علامت جلو سینه کشی قطار : : سوراخ
پیشابراه . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جلو قطار /
لکوموتیو : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سینه
کشی جلو قطار : : سینه کشی گلانس
پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : اهواز : : پیرامون گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : خیابان 24 متری ... : : فضای پیرامون تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : شیشه جلو ماشین : : مرز مشترک دو جسم . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مسیر جاده خاکی : : واژن تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : درخت های کوتاه اینطرف آنطرف جاده
خاکی : : پایانه های اعصاب وارد شده به واژن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : انسان حیوان نما : : مرز مشترک بین تناسلی زن و مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سگ : : پیام های جنسی ردوبدل شده بین تناسلی زن و مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : گودال شرقی غربی : : فضای غاری میانی پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیوار باغ در سمت چپ من : : پوست تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پرت کردن سنگ : : انتقال پیام های جنسی به تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مجرای قنات در زیر زمین : : پیشابراه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : زمین ریگی بیابانی : : فضاهای غاری پشتی تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : بلندی زمین در سمت غرب گودال : :
گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : انسان حیوان نما : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیواره سیمانی : : پیشابراه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : وسط سر انسان حیوان نما : : سوراخ پیشابراه در نوک گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سنگ کوچک پرتاب شده توسط من : : موکوس لزج کننده پیشابراه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سنگ بزرگ پرتاب شده توسط من : : جهش انزال از نوک پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نگاه انسان حیوان نما به من : : انتقال پیامهای جنسی تناسلی زن به پیشابراه
تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پرتاب سنگ و شکسته شدن شیشه جلو
ماشین : : قاطی شدن پیامهای تناسلی زن ومرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماشین شورلت مشکی رنگ قدیمی اول : : پیام های جنسی تناسلی مرد به مرز مشترک . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماشین دوم : : پیامهای جنسی تناسلی زن به مرز مشترک 12.408 . ¶ . تفسیرها : 18/12/76 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با آلت تناسلی
است . ¶ . گفتمان خواب و بیداری :
پاهای من : : فضاهای غاری پشتی
آلت تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پدال دو چرخه : : فضای غاری میانی تناسلی
. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قطار : : آلت تناسلی / پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : لکوموتیو قطار : : فضای غاری میانی تناسلی
. ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سینه کشی جلو قطار : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قسمت جنوبی
خیابان 24 متری ... : : تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قسمت شمالی
خیابان 24 متری ... : : واژن زن . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آبان ۱, پنجشنبه
انسان حیوان نما
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر