۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

با توجه به افکار این ساعت می خوابم

2481
20/11/76
با توجه به افکار این ساعت می خوابم

1
2  

1365
چکیده خواب : ساعت سه و پنجاه و پنج دقیقه نیمه شب . خواب میدیدم جائی مثل کافه بین راه بودم . بنظرم این کافه بین راه جائی مثل اَلور یا عسکران بود . البته در خواب چیزی از این دو جا ( الوَر و عسکران ) یادم نیامد ولی ظاهراً باید آنجا ها مخصوصاً الور بوده باشد چون الور کافه بین راه دارد و قبلاً آنجا رفته ام . من پشت میزی برای خوردن غذا نشسته بودم . اینطور یادم است که پشت میز رو به شمال نشسته بودم و بعد از چندی که پشت میز بودم متوجه شدم ... در کنار سمت چپ من او هم پشت همان میز من نشسته . بدون هول شدن مشغول حرف زدن با او شدم ، او هم دلش میخواست با من حرف بزند . من میدانستم او نباید ایران باشد و الان بدون اینکه کسی بداند در ایران است . از صحبت های رد وبدل شده بین خودمان چیزی یادم نیست فقط این یادم است که میدانستم مسافر هستم و در کافه ای بین راه میباشم . شاید ... هم مسافر بوده ولی یادم نیست . کسان دیگری هم بودند که چیزی از مسائل آنها نمیدانم . یک جا در بین حرفهای رد و بدل شده بین من و... او گفت میخواهد حمام کند و از من خواست نیم ساعتی برای او تلمبه بزنم . در اصل برای رسیدن آب به حمام جهت حمام کردن باید با تلمبه های دستی تلمبه زد هرچند تلمبه ای ندیدم ، ولی در نظرم تلمبه ای مثل تلمبه دستی آمدکه در ... روی حوض سرپوشیده جلو پست بود و با دست کار میکرد و ما با زدن تلمبه آب را به پشت بام میرساندیم . در خواب این مسائل یادم نیامد ولی نوع تلمبه و طرز عمل که رفت و برگشت تلمبه بود یادم آمد و فهمیدم منظور ... چیست . من قبول کردم و قرار شد وقتی نوبت او شد و خواست حمام کند من نیم ساعت برای او تلمبه بزنم تا او بتواند حمام کند. بعد مثل اینکه او برای حمام کردن رفت اما نمیدانم چطور شد من یادم رفت . یک وقت یادم آمد که دیدم دیر شده ، به همین دلیل جائی رفتم و میخواستم بدانم تلمبه دستی کجاست تا من تلمبه بزنم . 
فضای چهارگوش اطاق مانند ، صف نماز ، دریچه ای کوچک پای دیوار ، جائی مثل فضای مَرق بغل آسیاب محل بازی زمان کودکی ، جای جوبشاه ، سبقی جلو منزل دایزه ... ، مسعود ، پلیش کردن ماشین ، ، دایزه ، و رفتاری لوس لوسانه ، توی منزل دایزه ... .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# این خواب تکمیل خواهد شد #

هیچ نظری موجود نیست: